تاریخچه مناظره
به نوشتهٔ هرودوت در سال ۵۲۲ پیش از میلاد، پس از قتل بردیای دروغین، هفت تن از بزرگان ایران، برای شکل حکومتی آیندهٔ ایران به مناظره نشستند. در مناظرهیی که میان بزرگان ایران شکل گرفت اوتان، نظامی مردمسالارانه بر پایهٔ دموکراسی را پیشنهاد کرد و دیگر انواع حکومتی را به چالش کشید. در مقابل مگابیزوس در دفاع از الیگارشی سخن گفت. اما داریوش بزرگ با دفاع از نظام سلطنتی، آن را بهترین نوع حکومت دانست. چهار مرد دیگر نیز طرف داریوش را گرفتند. در نهایت این مناظره به نفع داریوش به پایان رسید و او به شاهنشاهی رسید.
ايسوکراتس که در سال ۴۳۶ پیش از میلاد زاده شد، به مناظرهٔ آزاد بسیار اهمیت میداد.
سقراط در سال ۴۳۹ پیش از میلاد یکی از اولین سخنرانیهای بزرگ را در دفاع از خود بیان میدارد. اجتماع آتنیان که نتوانسته بودند پاسخش دهند وی را به مرگ محکوم میکنند، چراکه با او موافق نبودند.
با برخاستن امپراتوری روم، از افراد برجستهای که در شکلگیری مناظره و گفتمان اثرگذار بودند میتوان اشاره کرد به:
سیسرون (۱۰۶ تا ۴۳ پیش از میلاد) که یک وکیل، فیلسوف و سیاستمدار بود و روشهای بازیگری را برای آنکه بتواند سخنوری توانا شود آموخته بود، «De Oratore» را که یک گفتگوی فلسفی یا گفتمان دیدگاههای مخالف توسط دو چهرهٔ مخالف بود، را به نگارش در آورد.
مارکوس کوئنتیلی (زادهٔ ۳۵ میلادی) رسالهٔ دوازده جلدی در علوم بلاغی تحت عنوان «Institutio Oratoria» (ترجمه: تاسیس بلاغی) را در پیرامون سخنرانی عمومی و مناظره نوشت.
در میان مسلمانان، فن مناظره پس از گسترش علم کلام و فقه پدید آمد، زیرا فقیهان و متکلّمان ناگزیر بودند برای اثبات آراء و عقاید خود استدلال کنند. به همین جهت، با استفاده از منطق ارسطو، به مرور آداب بحث و مناظره را تدوین کردند.
دارالمناظره در زمان مامون، جایی بوده که بزرگان و دانشوران دربار در آن گرد میآمدند و در باره مسائل علمی بحث و مناظره میکردند.
|
18 خرداد 88 - 10:05 |
|
به نام آنكه جان را فكرت آموخت یك جامعه مدنی از چند بُعد قابل جناح بندی و بررسی می باشد و از گروه های مختلفی تشكیل می گردد كه هر گروه بر جامعه تأثیر خاص خود را می گذارد . در جوامع معمولاً طبقه بندی براساس گروه شغلی افراد بیشترین كارائی را برای برنامه ریزان و سیاست گذاران جامعه دارد . كاركنان و كارمندان دولت ـ كارگران ـ فرهنگیان ـ نظامیان ـ بازاریان و كسبه ـ كشاورزان ـ تولیدكنندگان و صنعت گران ـ بازنشستگان ـ محصلین ـ زیرمجموعه های انجمن های حمایتی كه هر كدام از اینان چون دارای شخصیت حقوقی و جمعی گردیده اند ، به فراخور نفوذ خود در اركان قدرت اجتماع از مزایا و امكانات برخوردارند . هر فردی در جامعه دارای نیازهای متعددی می باشد كه اولین نیاز و مهمترین نیاز شغل و درآمد مستمر می باشد و كسی كه بتواند این نیاز را مرتفع نمایند راه برای رسیدن به سایر نیازها بر وی گشوده می شود . ولی چنانچه نتواند ، مشكلات بر او تا حد فلاكت و بدبختی چیره می گردند . اگر به گروههای بالا نظری دقیق بیندازیم از دسته های چندمیلیونی تا چند هزار نفری تشكیل گردیده اند و هر زمان هر كدام از این گروهها احساس نمایند می توانند از حاكمان و جامعه مطالبه ای داشته باشند ، در یك حركت جمعی اقدام ، و معمولاً به نتیجه دلخواه می رسند . قشر شاغل دارای درآمد ، بواسطه اشتغال آبرومند در جامعه از سایر امكانات از قبیل اعتبار ـ مسكن ـ اتومبیل ـ تفریحات ـ وامهای مختلف و تسهیلات و خریدهای اقساطی و در بخشهایی ، بخصوص بخش دولتی از بیمه ـ خانه سازمانی ـ بن كالا و ملزومات ـ پاداش ـ و عیدی حق استفاده از مكانهای توریستی و تفریحی ـ حمایتهای آموزشی و پژوهشی و تحصیلی ـ حقوق بازنشستگی و تأمین آتیه و غیره برخوردار می باشند چرا ؟ چون به حساب می آیند و دولتها خود را موظف به ارائه خدمت به این گروه ها می دانند و هركس كه دارای امكانات و موقعیت بهتری باشد . بهره بیشتری نیز بدست می آورد . در موقع تخصیص درآمدهای ملی نمایندگان این اقشار آبرومند بلافاصله در صحنه حاضر می شوند و بسته به نفوذ و قدرت ادعای طلب می كنند و هرچه است منصفانه یا غیر منصفانه بین این گروهها تقسیم می شود اما در درون جامعه ایران امروز عده ای هستند شاید بتوان گفت بیش از هفت میلیون نفر كه از نعمت اشتغال آبرومند بی بهره اند و به همین جرم همیشه از سایر حقوق اجتماعی ساقط می گردند . چون اعتبار آنان زیر سئوال است و هیچ كس به آنان اهمیت نمی دهد چون به چشم سربار اجتماع به آنها نگاه می كنند و قرابت با آنان یعنی دردسر . درآمدهای ملی می آیند و می روند و حتی یك ریال وارد زندگی این قشر نمی شود چرا ؟ زیرا به حساب نمی آیند زیرا كسی نیست از آنان حمایت كند فی المثل در زمان توزیع سهام عدالت ایشان دارای شغل آزاد محسوب می شوند . و در انتهای لیست قرار می گیرند یعنی پس از تمام شاغلین و بازنشستگان دولتی . چرا ؟! چون ثبتی از آنان در جامعه وجود ندارد ، این دسته در تمام دولت ها فقط بدرد رأی جمع كردن می خوردند كه كاندیدی بیاید و هزاران وعده سرخرمن به ایشان بدهد و چون تشكلی وجود ندارد كسی پیگر نشود . اما یك نكته ای كه بسیار جالب است این كه بسیاری از شاغلین امروز دیروز در این گروه بیكاران بوده اند و آرزومند حمایت كسی كه آنان را نجات دهد ، ولی بمحض اینكه از این طبقه خارج می شوند یادشان می رود بیكاری چه بلای خانمان سوزی است و چه دردناك می باشد . ایجاد كار و اشتغال از وعده هایی است كه می توان داد و عمل نكرد ؛ چرا ؟! چون كسی آن را مطالبه نمی كند و این قشر معمولاً از طبقه ضعیف جامعه تشكیل می شوند و حتی در خرید تمبر و پاكت هم برای ارسال نامه مشكل دارند تا چه رسد به اعاده حقوقشان ؛ زیرا بیكاران متفرق هستند . اما راه حل : در یك برنامه كارشناسی و طراحی شده ، حامیان مهندس میرحسین موسوی به ایشان پیشنهاد می نمایند كه پس از احراز مقام ریاست جمهوری ایشان ، بتوانند جامعه ای قدرتمند و با صلابت به استفاده از امكانات دولتی به نام جامعه بیكاران ایران با تشكیلات و امكانات كارآمد به استعداد هفت میلیون نفر تشكیل دهند كه تمامی بیكاران كشور در این جامعه عضویت پیدا نمایند ، این قشر هفت میلیونی گروهی خواهند شد به معنای هفت میلیون رأی و قوی ترین اهرم قدرت در جامعه یعنی چنانچه كسی بخواهد به مقام خادم ملت دست یابد باید بداند این جامعه از او تعهداتی برای بهبود اوضاع بیكاران خواهد گرفت و پیگیری خواهد نمود . دولت ها موظف خواهند بود . در جهت رفع مشكلات این قشر نهایت تلاش خود را انجام دهند تا این جمعیت هفت میلیونی از پس اشتغال مناسب به حداقل برسند و نگرانی دولت را در تأثیرگذاری خود نسبت به اوضاع سیاسی جامعه كم نمایند . تا دولتها موظف شوند در زمان تقسیم درآمدهای ملی اوّل به فكر دادن امكانات به این قشر باشند و رفع مشكل آنان را در اولیت قرار دهند . |
انرژی هسته ای
این روزها در مجلات,روزنامه ها,تلویزیون وغیره از همه چیز میشنویم ولی بیشتر از همه فعالیت های صلح آمیزوغیر صلح آمیز هسته ای است که ذهنمان را مشغول میسازد.در اینجا سعی بر آن است که مطالب حتی الامکان به صورت عامه فهم وبه گونه ای که حق مطلب ادا شود,برای شما توضیحاتی پیرامون بمب های هسته ای ,تشعشعات هسته ای ونیروگاههای هسته ای عنوان شود.
قبل از اینکه به اصل موضوع بپردازیم خدمت دوستان خوبم باید عرض کنم که این مطالب ممکن است برای عده ای از دوستان بسیار پیش پا افتاده وساده باشه به هر حال شما به بزرگی خودتون ببخشید و اینو هم در نظر بگیرید که مخاطب های این وبلاگ ممکنه از هر قشری باشند پس ما هم مجبوریم که ملاحظه حال اونا رو هم بکنیم....
و اما اصل موضوع....
میدانیم که دنیای اطرافمان از 92 عنصر موجود در طبیعت ساخته شده است. به این شکل که عناصر از اتم ها ساخته شده اند وتشکیل مولکول آن عنصر را میدهند و اگر این مولکولها در کنار یکدیگرقرار گیرند ماده بوجود می آید. بسیاری از مواد از عناصر مختلف تشکیل شده اند بنابراین اتم های مختلفی در آنها وجود دارد. لازم به ذکر است قطر اتم 10 به توان منفی ده متر میباشد واندازه هسته در مرکز اتم0001/0 بزرگی اتم کوچکتر است و یا به عبارتی دقیقتر قطر کامل هسته به طور میانگین 10به توان منفی 15 متر میباشد.
ابتدا به تشریح ساختمان اتم میپردازیم:
در داخل هر اتم سه ذره وجود دارد:الکترون با بار منفی , پروتون با بار مثبت و نوترون خنثی. بارهای همنام یکدیگر را دفع و بارهای غیر همنام یکدیگر را جذب میکنند بجز نوترون که هیچ عکس العملی ندارد.
هسته اتم هر عنصر از پروتون و نوترون تشکیل شده است که مجموع تعداد آنها را عدد اتمی آن عنصر ,وبه آنها نوکلئون میگویند. لازم به ذکر است جرم نوترون 675/1ضربدر 10 به توان منفی 27 کیلوگرم ,وجرم پروتون 673/1ضربدر 10 به توان منفی 27 میباشد.
پروتون های تشکیل دهنده هسته اتم چون دارای بار مثبت هستند پس طبیعی است که یکدیگر را دفع کنند برای جلوگیری از این اتفاق نوترون ها مانند چسبی از متلاشی شدن هسته جلوگیری میکنند.الکترون ها نیز در مدارات بیضی شکل و نامنظم در اطراف هسته با سرعت بسیار زیاد در حال گردشند وهر چه این الکترون ها به لایه والانس نزدیکتر میشوند تعلق آنها به هسته کاهش میابد(بر اساس مدل اتمی بور).
اما اگر بخواهیم علمی تر بحث کنیم باید بگوئیم تقریبا سه نیرو در هسته هر اتم وجود داردکه یکی از آنها سعی در انهدام هسته و دو تای دیگر سعی در پایداری هسته دارند. اولی نیروی کولنی یا همان دافعه پروتونی میباشد , دومی نیروی گرانش ناشی از جاذبه بین ذرات جرم دار است وسومی که مهمترین دلیل جلوگیری از متلاشی شدن هسته میباشد همان نیروی هسته ای است. دقت کنید نیروی کولنی بسیار ناچیز است و نمیتواند به تنهایی هسته را متلاشی کند و نیروی گرانش ذرات نیز بسیار کم میباشد و توانایی در تعادل نگه داشتن هسته را ندارد,در واقع این نیروی هسته ای است که اتم را در تعادل نگه داشته و از واپاشیده شدن نوکلئون ها جلوگیری میکند. برای توضیح این نیرو باید گفت اگر فاصله بین پروتون و نوترون از 5 ضربدر 10 به توان منفی 15 متر(5فمتو متر) بیشتر شود نیروی هسته ای وجود ندارد , بر عکس اگر این فاصله از مقدار یاد شده کمتر شود نیروی هسته ای بیشترمیشود بدین طریق هسته از متلاشی شدن نجات میابد.
سال 1905 در یک آپارتمان کوچک در شماره 49 خیابان کرامر گاسه در برلین (منزل مسکونی اینشتین)اتفاق بزرگی افتاد ; کسی چه میدانست با کشف فرمول معروف نسبیت خاص E=mc2 میتوان جان هزاران نفر را در هیروشیما و ناکازاکی گرفت و یا اینکه برای میلیون ها نفر در سرار جهان برق و انرژی تولید کرد ؟!
فرمول E=mc2 به ما میگوید که اندازه انرژی آزاد شده برابر است با تغییرات جرم جسم تبدیل شده در مجذور سرعت نور. به این معنی که اگر ما جسمی به جرم مثلا یک کیلوگرم را با سرعتی نزدیک به سرعت نور به حرکت درآوریم انرژی معادل 9ضربدر10به توان 16 ژول خواهیم داشت که رقم بسیار وحشتناکی است ولی واقعیت این است که چنین چیزی غیر ممکن است !!! چرا ؟
چون بر اساس همان فرمول نسبیت حرکت با سرعت نور برای اجسام غیر ممکن است. برای درک بهتر موضوع فرمول را به شکل دیگری مینویسیم : m=E/C2 اگر C2 ثابت فرض شود به روشنی پیداست که انرژی و جرم نسبت مستقیم با یکدیگر دارند ,حال اگر ما بخواهیم جسمی به جرم m را با سرعت نور © به حرکت درآوریم طبیعتا باید به آن انرژی بدهیم و از آنجا که m و E با یکدیگر نسبت مستقیم دارند پس هر چه انرژی بیشتر شود m نیز بزرگتر میشود ودر واقع قسمت اعظم انرژی صرف ازدیاد جرم میشود تا سرعت دادن به جسم . پس تقریبا به بی نهایت انرژی نیاز داریم واین همان چیزی است که حرکت با سرعت نور را برای اجسام غیر ممکن میکند.
قبل از اینکه توضیحات بیشتری داده شود لازم است کمی هم در مورد راههای آزاد کردن انرژی هسته ای بگوئیم.
به طور کلی انرژی موجود در هسته به دو روش آزاد میشود :
1 - روش شکافت هسته ای که در آن یک اتم سنگین مانند اورانیوم تبدیل به دو اتم سبکتر میشود . ویا به عبارتی دیگر وقتی که هسته ای سنگین به دو یا چند هسته با جرم متوسط تجزیه میشود میگویند شکافت هسته ای رخ داده است و وقتی هسته ای با عدد اتمی زیاد شکافته شود , مقداری از جرم آن ناپدید وبه انرژی تبدیل میشود(طبق قانون نسبیت).
2 - روش همجوشی (گداخت هسته ای) ; که در آن دو اتم سبک مانند هید روژن تبدیل به یک اتم سنگین مانند هلیم میشود. درست همانند اتفاقی که در حال حاضر در خورشید می افتد, که در هر دو حالت انرژی قابل توجهی آزاد می شود.
در حال حاضر اکثر بمب های هسته ای ونیروگاههای هسته ای بروش شکافت هسته عمل میکنند .
حال دوباره به توضیحات مربوط اتم بر میگردیم . در اینجا لازم است نکاتی را در مورد پایداری و ناپایداری توضیخ دهیم...
اگرما 13 پروتون را با 14 نوترون ترکیب کنیم هسته ای خواهیم داشت که اگر 13 الکترون در اطراف آن گردش کنند یک اتم آلومینیوم را میسازند .حال اگر میلیاردها عدد از این اتم ها را در کنار هم قرار دهیم آلومینیوم را می سازیم(AL27) که با آن انواع وسایل نظیر قوطی ها و درب وپنجره ها و غیره... را میتوان ساخت.
حال اگر همین آلومینیوم را در شیشه ای قرار دهیم ! وچند میلیون سال به عقب برگردیم این آلومینیوم هیچ تغییری نخواهد کرد ,پس آلومینیوم عنصری پایدار است . تا حدود یک قرن پیش تصور بر این بودکه تمام عناصر پایدار هستند. مساله مهم دیگر اینکه بسیاری از اتم ها در اشکال متفاوتی دیده می شوند . برای مثال : مس دو شکل پایدار دارد , مس 63 ومس 65 که به این دو نوع ایزوتوپ گفته می شود .هر دوی آنها 29 پروتون دارند اما چون در عدد اتمی 2 واحد فرق دارند به سادگی می توان فهمید که تعداد نوترون های اولی 34 ودیگری 36 است وهر دوی آنها پایدار هستند.در حدود یک قرن پیش دانشمندان متوجه شدند گه همه عناصر ایزوتوپ هایی دارند که رادیواکتیو هستند.مثلا : هیدروژن را در نظر بگیرید , در مورد این عنصر سه ایزوتوپ شناخته شده است.
1 - هیدروژن معمولی یا نرمال (H1) در هسته اتم حود یک پروتون دارد وبدون هیچ نوترونی. البته واضح است چون نیازی نیست تا خاصیت چسبانندگی خود را نشان دهد چرا که پروتون دیگری وجود ندارد.
2 - هیدروژن دوتریم که یک پروتون ویک نوترون دارد و در طبیعت بسیار نادر است. اگرچه عمل آن بسیار شبیه هیدروژن نوع اول است برای مثال میتوان از آن آب ساخت اما میزان بالای آن سمی است.
هر دو ایزوتوپ یاد شده پایدار هستند اما ایزوتوپ دیگری از هیدروژن وجود دارد که ناپایدار است !
3 - ایزوتوپ سوم هیدروژن (تریتیوم) که شامل دو نوترون و یک پروتون است. همان طور که قبلا گفته شد این نوع هیدروژن ناپایدار است . یعنی اگر مجددا ظرفی برداریم واین بار درون آن را با این نوع از هیدروژن پر کنیم و یک میلیون سال به عقب برگردیم متوجه میشویم که دیگر هیدروژنی نداریم و همه آن به هلیم 3 تبدیل شده است (2 پروتون و یک نوترون) واین ها همه توضیحاتی ساده در مورد پایداری و ناپایداری بود.
در یک پاراگراف ساده میتوان گفت که هر چه هسته اتم سنگین تر شود تعداد ایزوتوپ ها بیشتر میشود و هر چه تعداد ایزوتوپ ها بیشتر شود امکان بوجود آمدن هسته های ناپایدار نیز بیشتر خواهد شد و در نتیجه احتمال وجود نوع رادیواکتیو نیز بیشتر میشود.
در طبیعت عناصر خاصی را میتوان یافت که همه ایزوتوپ هایشان رادیو اکتیو باشند.برای مثال دو عنصر سنگین طبیعت که در بمب ها ونیروگاههای هسته ای از آنها استفاده می شود را نام میبریم : اورانیوم و پلوتونیوم.
اورانیوم به طور طبیعی فلزی است سخت,سنگین,نقره ای و رادیواکتیو,با عدد اتمی 92.سالهای زیادی از آن به عنوان رنگ دهنده لعاب سفال یا تهیه رنگهای اولیه در عکاسی استفاده میشد و خاصیت رادیواکتیو آن تا سال 1866 ناشناخته ماند و قابلیت آن برای استفاده به عنوان منبع انرژی تا اواسط قرن بیستم مخفی بود.
خصوصیات فیزیکی اورانیوم
اورانیوم طبیعی (که بشکل اکسید اورانیوم است) شامل3/99% از ایزوتوپ اورانیوم 238 و7/0% اورانیوم 235است. که نوع 235 آن قابل شکافت است و مناسب برای بمب ها ونیروگاههای هسته ای است. این عنصر از نظر فراوانی در میان عناصر طبیعی پوسته در رده 48 قراردارد. از نظر تراکم و چگالی باید گفت 6/1 مرتبه متراکم تر از سرب است.وهمین تراکم باعث سنگین تر شدن آن می شود.برای مثال اگر یک گالن شیر وزنی حدود 4 کیلوگرم داشته باشد ,یک گالن اورانیوم 75 کیلوگرم وزن دارد!!!
انواع اورانیوم
اورانیوم با غنای پایین که میزان اورانیوم 235 آن کمتر از 25% ولی بیشتر از7/0% است که سوخت بیشتر راکتورهای تجاری بین 3 تا 5 درصد اورانیوم 235 است.
اورانیوم با غنای بالا که در اینجا بیشتر از 25% وحتی در مواردی آن را تا98% نیز غنی میکنند و مناسب برای کاربردهای نظامی وساخت بمب های هسته ای است.
و اما منظور از غنی سازی اورانیوم چیست؟
بطوربسیار خلاصه غنی سازی عبارت است از انجام عملی که بواسطه آن مقدار اورانیوم 235 بیشتر شود و مقدار اورانیوم 238 کمتر. که پس از جمع آوری اورانیوم 238 ,آن را زباله اتمی می نامند.
غنی سازی اورانیوم به روشهای مختلفی انجام می شود که چند مورد از آن را خدمت شما یادآور می شویم: 1-استفاده از اصل انتشار گازها 2-استفاده از روش فیلترینگ 3-استفاده از میدانهای مغناطیسی 4- استفاده از دستگاه سانتریفوژ که در حال حاضر روش چهارم متداولترین,باصرفه ترین و مطمئن ترین روش به شمار میآید.
در اواخر سال 1938 هان,مایتنر و اشتراسمن به اکتشافی دست یافتند که دنیا را تحت تاثیر قرار داد ,آنها متوجه شدند که میتوان کاری کرد که هسته های اورانیوم 235 شکسته شوند.
فرض کنید که نوترونی در اطراف یک هسته اورانیوم 235 آزادانه در حال حرکت است,این هسته تمایل زیادی دارد که نوترون کند را به درون خود بکشاند وآن راجذب کند.هسته اورانیوم پس از گیر اندازی این نوترون,دیگر هسته ای پایدار نیست وناگهان از هم شکافته می شود این هسته در طی فرآیند شکافت به دو یا چند هسته با جرم کوچکتر ,یعنی به صورت هسته های عناصر نزدیک به مرکز جدول تناوبی تجزیه می شود.به طور کلی در فرآیند شکافت اگر یک نوترون به هسته اصابت کند به طور میانگین 5/?نوترون در اثر شکافت آزاد می شود حال اگر ما تعداد نوترون های آزاد شده را 3 عدد فرض کنیم و مدت زمان لازم برای تحقق هر شکافت 01/0 ثانیه باشدمقدار اورانیوم مصرف شده در طی زمان یک ثانیه در حدود 10به توان 23 کیلوگرم خواهد بود !!! واضح است که واکنش زنجیره ای شکافت میتواند مقادیر قابل توجهی از اورانیوم را در مدت زمان ناچیزی به انرزی تبدیل کند.با توجه به توضیحات داده شده به وضوح مشخص است که ما نیازی به تولید مستمر نوترون نداریم بلکه با اصابت اولین نوترون به هسته وآزاد شدن نوترون های ناشی از فرآیند شکافت ما میتوانیم نوترون مورد نیاز خود را بدست آوریم که مسلما این تعداد نوترون بسیار بیشتر از نیاز ما خواهد بود. لازم به ذکر است که به حداقل مقدار اورانیومی که برای فرآیند شکافت لازم است جرم بحرانی یا مقدار بحرانی می گویند واز به هم پیوستن دو یا چند جرم بحرانی یک ابر جرم بحرانی حاصل می شود.
حال اگر بخواهیم واکنش زنجیره ای ادامه پیدا کند,حفظ یک اندازه بحرانی برای ماده اولیه اورانیوم ضرورت دارد .در صورتی که مقدار اورانیوم را خیلی کمتر از جرم بحرانی بگیریم ,بیشتر نوترون های تولیدی فرار خواهند کرد زیرا این فرار به عواملی چون : شکل فیزیکی اورانیوم و جرم آن وابسته است و در نتیجه واکنش متوقف می شود. از سوی دیگر اگر مقدار اورانیوم را فوق العاده زیاد بگیریم مثلا به اندازه یک ابر جرم بحرانی,تمام نوترون های تولیدی در واکنش های بعدی شرکت خواهند کرد وانرژی آزاد شده در یک فاصله زمانی کوتاه آنچنان زیاد خواهد شد که نتیجه ای جز انفجار نخواهد داشت!! بین این دو حالت یک خط فاصل وجود دارد:اگر بزرگی کره اورانیومی شکل را درست برابر اندازه بحرانی بگیریم آنگاه از هر شکافت فقط یک نوترون برای شرکت در شکافت بعدی باقی می ماند در این صورت واکنش با آهنگ ثابتی ادامه می یابد. از خاصیت حالت سوم برای توجیح عملکرد نیروگاههای هسته ای استفاده می کنند. حال اگر به اندازه کافی اورانیوم 235 در اختیار داشته باشیم به آسانی می توانیم یک بمب ساده بسازیم !!!!! به این شکل که دو نیم کره از اورانیوم 235 را که هر کدام به اندازه جرم بحرانی است در دو انتهای یک استوانه قرار میدهیم و این دو قطعه را بوسیله ساز وکاری که خود طراحی کرده ایم ناگهان به یکدیگر متصل می کنیم که در این حالت ابر جرم بحرانی تشکیل می شود,حال اگر توسط دستگاه نوترون ساز نوترونی به هسته نزدیک کنیم وقوع انفجار حتمی است!!
در عمل برای آنکه انفجاری بزرگ و موثر حاصل شود ریزه کاری های زیادی را باید رعایت کرد.
در هر حال برای توضیح عملکرد نیروگاههای هسته ای لازم به ذکر است راکتورهای هسته ای را چنان طراحی میکنند که در آنها واکنش شکافت در شرایطی نزدیک به حالت بحرانی تحقق یابد. قلب راکتور اساسا متشکل است از سوخت(در این مورد اورانیوم 235) که در استوانه های مخصوص در بسته ای جا سازی شده اند. این استوانه ها در ماده ای که کند کننده نامیده می شوند غوطه ورشده اند.کند کننده به منظور کند سازی و باز تاباندن نوترونهایی که در واکنش شکافت تولید میشوند مورد استفاده قرار میگیرد که متداول ترین آنها عبارتند از:آب,آب سنگین وکربن. که در اینجااگر در آب معمولی (H2O) به جای ایزوتوپ هیدروژن معمولی از ایزوتوپ هیدروژن دوتریم استفاده شود آب سنگین بدست می آید.
سرعت واکنش را نیز می توان به کمک چند میله کنترل کرد که این میله ها در قلب راکتور قرار می گیرند. این میله ها معمولا از ماده ای مانند کادمیوم که نوترون ها را بخوبی جذب میکند ساخته می شوند. برای آنکه آهنگ واکنش افزایش یابد میله ها را تا حدودی از قلب راکتور بیرون می آورند ,برای کاستن از سرعت واکنش و یا متوقف ساختن آن,میله ها را بیشتر در قلب راکتور فرو میبرند.در نهایت واکنش صورت گرفته در راکتور به صورت گرمای بسیار زیادی ظاهر می شود بنابراین طبیعی است که راکتور ها همانند یک کوره عمل کنند وسوختش به جای گاز,نفت ویا ذغال سنگ ,اورانیوم 235 باشد. گرمای تولید شده را به کمک جریان سیالی که از قلب راکتور میگذرد به محفظه مبادله کننده گرما که در آن آب وجود دارد منتقل میکنند و درآنجا آب داخل مبادله کننده را تبخیر میکنند ;بخار متراکم شده پس از به گردش درآوردن توربین ژنراتورهای مولد برق,مجددا به داخل محفظه مبادله کننده باز میگردد.البته سیال گرم شده چون از قلب راکتور می گذرد و درآنجا در معرض تابش پرتوهای رادیواکتیو قرار میگیرد مستلزم مراقبت های ویژه است.
و اما نکاتی جالب در مورد بمب های هسته ای
منطقه انفجار بمب های هسته ای به پنج قسمت تقسیم میشود:1- منطقه تبخیر 2- منطقه تخریب کلی 3- منطقه آسیب شدید گرمایی 4- منطقه آسیب شدید انفجاری 5- منطقه آسیب شدید باد وآتش . که در منطقه تبخیر درجه حرارتی معادل سیصد میلیون درجه سانتیگراد !!! بوجود می آید و اگر هر چیزی از فلز گرفته تا انسان وحیوان در این درجه حرارت قرار بگیر آتش نمیگیرد بلکه بخار می شود!!!!
اثرات زیانبار این انفجار حتی تا شعاع پنجاه کیلومتری وجود دارد و موج انفجار آن که حامل انرژی زیادی است می تواند میلیون ها دلار از تجهیزات الکترونیکی پیشرفته نظیر: ماهواره ها و یا سیستم های مخابراتی را به مشتی آهن پاره تبدیل کند و همه آنها را از کار بیندازد.
اینها همه اثرات ظاهری بمب های هسته ای بود پس از انفجار تا سال های طولانی تشعشعات زیانبار رادیواکتیو مانع ادامه حیات موجودات زنده در محل های نزدیک به انفجار می شود.
رادیو اکتیو از سه پرتو آلفا,بتا و گاما تشکیل شده است که نوع گامای آن از همه خطرناک تر است و با توجه به فرکانس بسیار بالا ,جرم و انرژی بالایی که دارد اگر به بدن انسان برخورد کند از ساختار سلولی آن عبور کرده و در مسیر حرکت خود باعث تخریب ماده دزوکسی ریبو نوکلوئیک اسید یا همان DNA و سرانجام زمینه را برای پیدایش انواع سرطان ها,سندرم ها ونقایص غیر قابل درمان دیگر فراهم می کند وحتی این نقایص به نسلهای آینده نیز منتقل خواهد شد.
و اما کاربرد تشعشعات رادیواکتیو چیست؟
بسیاری از محصولات تولیدی واکنش شکافت هسته ای شدیدا ناپایدارند و در نتیجه ,قلب راکتور محتوی مقادیر زیادی نوترون پر انرژی ,پرتوهای گاما,ذرات بتا وهمچنین ذرات دیگر است. هر جسمی که در راکتور گذاشته شود ,تحت بمباران این همه تابشهای متنوع قرار میگیرد. یکی از موارد استعمال تابش راکتور تولید پلوتونیوم 239 است .این ایزوتوپ که نیمه عمری در حدود24000سال دارد به مقدار کمی در زمین یافت می شود . پلوتونیوم 239 از لحاظ قابلیت شکافت خاصیتی مشابه اورانیوم دارد.برای تولید پلوتونیوم239,ابتدا اورانیوم 238 را در قلب راکتور قرار می دهند که در نتیجه واکنش هایی که صورت می گیرد ,اورانیوم239 بوجود می آید.اورانیوم 239 ایزوتوپی ناپایدار است که با نیمه عمری در حدود 24 دقیقه,از طریق گسیل ذره بتا ,به نپتونیوم 239 تبدیل می شود . نپتونیوم 239 نیز با نیمه عمر 2/4 روز و گسیل ذره بتا واپاشیده و به محصول نهایی یعنی پلوتونیوم 239 تبدیل می شود.در این حالت پلوتونیوم239 همچنان با مقادیری اورانیوم 238 آمیخته است اما این آمیزه چون از دو عنصر مختلف تشکیل شده است ,بروش شیمیایی قابل جدا سازی است.امروزه با استفاده از تابش راکتور صدها ایزوتوپ مفید میتوان تولید کردکه بسیاری از این ایزوتوپ های مصنوعی را در پزشکی بکار میبریم. در پایان باید بگوئیم اثرات زیانبار انفجار های اتمی و تشعشعات ناشی از آن باعث آلودگی آبهای زیر زمینی ,زمین های کشاورزی و حتی محصولات کشاورزی می شود ولی با همه این مضرات اورانیوم عنصری است ارزشمند;زیرا در کنار همه سواستفاده ها می توان از آن به نحوی احسن و مطابق با معیارهای بشر دوستانه استفاده نمود. فراموش نکنید از اورانیوم و پلوتونیوم می توان استفاده های صلح آمیز نیز داشت چرا که از انرژی یک کیلوگرم اورانیوم 235 می توان چهل هزار کیلو وات ساعت ! الکتریسیته تولید کرد که معادل مصرف ده تن ذغال سنگ یا 50000گالن نفت است!!!!!!!!
به صلیب صدات مصلوبم ای دوست
تو گمان مبری مغلوبم ای دوست
شرفِ نفس من اگه شد قفس من
به سکوت ،تن ندادم حالا میرم،بی کفن
وقتی گفتن یه گناه بود مثل دیدن یا شنیدن
معنی آوازم این بود ته بن بست دا د کشیدن
وقتی حتی توی خلوت فکر آزادی قفس بود
گفتنیها را می گفتیم
اگه فرصت یه نفس بود
به گناه صدا با جرم گفتن
اگه روی صلیب بی روح شدم من
شرفِ نفس من اگه شد قفس من
به سکوت،تن ندادم حالا میرم ،بی کفن
تو شبای سکوت فریاد من بود
ته جنگل خواب
بیداری رود
از غروب هراس تا صبح موعود
تیر خشم خلیل بر قلب نمرود
از عذاب تشنگی گفت حسرت من بوی گندم
بر دلم داغ شقایق از عذاب تلخ مردم
از کسی که مثل بختک تو شبام انداخته سا یه
یه سوا ل ساده کردم نفرت من شد گلایه
به گناه صدا با جرم گفتن
اگه روی صلیب بی روح شدم من
شرفِ نفس من اگه شد قفس من
به سکوت،تن ندادم حالا میرم ،بی کفن
ایکه از طبع فرو مایۀ خـــــــویش می زنی گام پی وایــۀ خویش
خاطر از وایۀ خود خالی کــــــــن زین هنر پایۀ خود عـــ الی کن
بهر خود گرمی جز سردی نیست سردی آیین جوانمردی نیــست
چند روزی ز قوی دینان بـــــــاش در پی حاجت مــسکینان بــاش
شمع شو شمع که خود را سوزی تا به آن بزم کسان افروزی
با بد و نیک نیکوکــــــــاری ورز شیوۀ یاری و غمخواری ورز
ابرشوتا که چو بــــــاران ریزی بر گل و خس همه یکسان ریزی
چشم بر لغزش یــــــاران مفکن بر ملامت دل یاران مــشکن
در گذر از گنه و از دیـــــــگران چون به بینی گنهی در گذران
باش چون بحر ز آلایش پــــــــاک ببـــر آلایش از آلایــتشنــاک
همچو دیده به سوی خـــویش مبیـن خویش را از دیگران بیش مبین
بس عمارت که بود خانـــــــۀ رنج که نگنجد به میان صـــــد گنج
همچو آن بیخته خاک از خس و خار که زند آب بر آن ابر بـــــــهار
کف پا را نــــــــبود زان دردی پشت پا را نرسد زان گــردی
ور سوی داوریـــــــــت افتد رای به که با خود کنی ازبهر خدای
بت خود را بشکن خوار و ذلـــیل نامور شو به فتوت چو خـــــلیل
بت تو نفس هـــــوا پــــرور تست که به صد گونه خطا رهبر تست
بست کن بر همه کــــس خوان کرم بذل کن بر همه هـــــمیان درم
گر براهیمی اگــــــــر زردشتـــی روی در هم مکش از هم پشتی
باز کش پــــای ز آزار همه دست بگشای به ایثار هـــــــمه
هرچه بدهی به کسی باز مجوی دل از اندیشۀ آن پــــــاک بشوی
آنچه بخشند چه بسیار و چه کم نیست بر گشتی از آن طور کرم
طفل چون صا حب احسان گردد زود از داده پشبمان گـــردد
هر چه خندان بدهــــــد نتــــوانــد که دگر گریه کنـــــان بستانـــد
تا توانی مـــــگشا جــــیب کـــسان منگر در هنر و عیـــــب کسان
دل ازاندیشـــــۀ آن داری دور دیده از دیـــــدن آن سازی کور
بو که از چون تو نکو کرداری به دل کس نرسد آزاری