بوی عیدی،





 بوی عیدی ،بوی توپ، بوی کاغذرنگی،
بوی تند ماهی‌دودی وسط سفره‌ی نو،
بوی یاس جانماز ترمه‌ی مادربزرگ،

با اینا زمستونو سر می‌کنم،
با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!
شادی شکستن قلک پول،
وحشت کم شدن سکه‌ی عیدی از شمردن زیاد،
بوی اسکناس تانخورده‌ی لای کتاب،

با اینا زمستونو سر می‌کنم،
با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!

فکر قاشق زدن یه دختر چادرسیا،
شوق یک خیز بلند از روی بته‌های نور،
برق کفش جف‌شده تو گنجه‌ها،

با اینا زمستونو سر می‌کنم،
با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!

عشق یک ستاره ساختن با دولک،
ترس ناتموم گذاشتن جریمه‌های عید مدرسه،
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب،

با اینا زمستونو سر می‌کنم،
با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!
بوی باغ‌چه، بوی حوض، عطر خوب نذری،
شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن،
توی جوی لاجوردی هوس یه آب‌تنی،

با اینا زمستونو سر می‌کنم،
با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!

حکومت علوی



سال اميرالمؤمنين(ع)،سال بازشناسى حكومت علوى، سال بازنگرى در عملكردها

2
 
 

رويكرد به حكومت علوى (در گفتگو با حضرت آيت الله امينى)

17
   
 
خاستگاه حكومت علوى،الهى يا مردمى؟/مصطفى جعفرپيشه فرد
47
ضرورت و مشروعيت رهبرىاز ديدگاه امام على(ع)/سيداحمد خاتمى
88
اهتمام به آراى عمومىو ديد مردم در نگاه على (ع)/محمدجواد ارسطا
110
آرمان هاى حكومت از ديدگاه امام على(ع)/بهرام اخوان كاظمى
129
مرورى برعدالت اجتماعى در حكومت علوى/سيدعلى شفيعى
148
حدودآزادىاز نگاه كلام و فقه و عـرفان/عباس ظهيرى
161
آزادى مخالفان سياسى درحكومت على (ع)/محمدحسن سعيدى
202
مبارزه با فساددر حكومت علوى (ع)/قربانعلى درّى نجف آبادى
253
انتقادگرى و انتقادپذيرىدر حكومت علوى/سيدمهدى موسوى كاشمرى
293
بيت المال در نهج البلاغه/محمد رحمانى
315
عوامل ناپايدارى حكومت علوى/سيف اللّه صرّامى
347
احكام ولايى در حكومت علوى/سيدجواد ورعى
375
حكومت علوى و جريان هاى اجتماعى/حبيب الله احمدى
405
سيره اميرالمؤمنين (ع) در برخورد بامخالفان جنگ طلب/محمدحسين مهورى
428
   
 
معرفى كتاب الإدارة و النظام الإداري عند الإمام علي عليه السلام/عبدالله امينى
454
كتاب شناخت حكـومت علـوى/اسماعيل محمدى
464
     

بيت المال در نهج البلاغه

مقدّمه

الف) جايگاه ثروت در اسلام

ب) جايگاه بيت المال

ج) ماهيّت بيت المال

د) آثار بيت المال

1ـ اصلاح امور

2ـ رفع نياز مردم به بيت المال

3ـ دوام حكومت

4ـ اصلاح و تقويتِ نيروهاي مسلّح

ه) راههاي جلب ماليات

1ـ آباد كردن زمين

2ـ رسيدگي به شكايت ماليات دهندگان

3ـ عفو از ماليات

و) منزلت مميّزان ماليات

ز) صفات و وظايف مميّزان ماليات

1ـ اصل انصاف

2ـ نگرفتن لوازم ضروري

3ـ پرهيز از خشونت

4ـ احترام اموال مردم

5ـ كمك گرفتن از مردم

6ـ خداترسي

7ـ نترساندن مردم

8ـ اجازه گرفتن به هنگام وارد شدن

9ـ به اندازه گرفتن

10ـ سوء استفاده نكردن از قدرت

11ـ معرفي خود

12ـ پذيرفتن اظهارات مالك

13ـ وارد نشدن در محدوده اموال

14ـ رعايت حال حيوانات

15ـ اجازه تقسيم زكات به مالك

ح) نظارت و بازخواست

1ـ حسابرسي از كارگزاران

2ـ نظارت بر بيت المال

3ـ نظارت بر مخارج امير الحاج

4ـ نظارت بر ميهمانيهاي كارگزاران

ط) الگو بودن حاكم اسلامي

1ـ هماهنگي با زندگي طبقه ضعيف

2ـ احتياط امام علي عليه السلام در بيت المال

3ـ سوء استفاده نكردن از مقام

4ـ نگراني امام علي نسبت به بيت المال به هنگام مرگ

ي) عدالت در استفاده از بيت المال

1ـ رعايت عدالت با خويشان

2ـ تقسيم عادلانه بيت المال

3ـ ناديده گرفتن خويشان، در مجازات

4ـ اجراي عدالت هرچند بر ضرر خود باشد

5ـ رعايت عدالت، حتي با حدخوردگان

6ـ برابري حقِ تمام مسلمانان در بيت المال

7ـ اجراي عدالت، از وظايف حاكم است

ك) استرداد بيت المال

ل) آثار خيانت در بيت المال

1ـ رسوايي در دنيا

2ـ ذلت در پيشگاه الهي و پستي در آخرت

3ـ بي اعتمادي

4ـ بي بهره شدن در دنيا

5ـ كشته شدن با شمشير


طلبه ای با عمامه ی مشکی


افراط و تفریط، آفت مهلک دین و جامعه دینی

در دعای مخصوص روزهای ماه شعبان که به امام سجاد(ع) منسوب است، درباره پیامبر(ص) و اهل بیت او آمده است: «هر کس از آنان پیشی گیرد از دین خارج می شود و هر کس از آنان عقب ماند هلاک گردد و هر کس با آنان همراه شود، به حق پیوندد»(نهج البلاغه، ص۳۸۶).

از این فراز دعا بر می آید که دینداری معیار و ملاکی دارد و این گونه نیست که اعمال دینی بدون سنجه و حساب و کتاب باشد و فرقی نکند که انسان چه عملی را مقدم و چه عملی را موخر کند؛ بر چه عملی تاکید بیشتر و بر چه عملی تاکید کم تر کند، چه عملی را در متن زندگی قرار دهد و چه عملی را به حاشیه براند و…اعمال و عقاید دینی هر یک جایگاهی خاص دارند و باید در جای خود قرار گیرند. از این دعای منسوب به امام سجاد(ع) بر می آید که وحی و متون مقدس دین معیار و ملاک تعیین جایگاه اعمال دینی هستند و کسی که افراط کند و در عمل یا اعتقادی از این متون جلوتر رود از چارچوبه دین خارج می شود و هر کس در عمل یا اعتقادی راه تفریط پیش گیرد و از آنان عقب تر حرکت کند هلاک گردد. دینداری واقعی و درست این است که انسان در دینداری خود همراه و هماهنگ با این متون گردد و آنها را ملاک و معیار قرار دهد.

امام علی(ع) می فرماید: «لا تری الجاهل الا مفرطا او مفرِّطا»(نهج البلاغه، حکمت ۷۰) همیشه جاهل یا افراط گر یا تفریط کننده است. جاهل در آیات و روایات در مقابل عالم و دانشمند نیست، بلکه در مقابل حکیم و خردمند است و معنای آن سفیه و بی خرد است و عمل جاهلانه عمل نابخردانه است. امام علی(ع) در این روایت می فرماید که انسان های سفیه و بی خرد هیچگاه در حالت اعتدال نیستند و یا به افراط و یا به تفریط می گرایند.

امام علی(ع) در سخنی دیگر ماموریت انبیاء و پیام آوران الهی را دعوت مردم به اعتدال و راه میانه می خواند(نهج البلاغه، خ۲۲۲). آن حضرت مشی و منش خود را معتدل و میانه می داند که دیگران باید خود را با آن تطبیق دهند. می فرماید: «ما جایگاه میانه و حد وسط هستیم، عقب افتادگان باید به ما ملحق شوند و تندروان غلو کننده باید به سوی ما بازگردند»(نهج البلاغه، حکت۱۰۹).

خداوند تعالی در قرآن مجید می فرماید: «اینها حدود خداست، از آنها تجاوز نکنید و هر کس از حدود خدا فراتر رود، آنان همان ستمکارانند»(بقره/۲۲۹).

دین و دینداری مرزهایی دارد که انسان مومن و دیندار واقعی مواظب است که از این مرزها تجاوز نکند. اما به فرموده امام علی(ع) این انسان سفیه و نادان است که مقید به مرز نیست و یا کوتاهی می کند و به آن نمی رسد و یا زیاده روی می کند و از آن عبور می کند.

دیندار و مومن خردمند و حکیم کسی است که خطوط مرزی را در نظر می گیرد و تسلیم خدا شدن را در این می بیند که خودخواهی را کاملا زیر پا بگذارد و با تمام وجود تسلیم خواست حق تعالی باشد. اما سفیه و نادان خواسته و یا ناخواسته خودخواهی می کند و به مرزها توجه نمی کند و افراط و تفریط می کند و با این عمل به خود و دین لطمه می زند. سفاهت و بی خردی او از این جهت است که به نام دین که لب و گوهر آن تسلیم حق بودن است از مرز حق عبور می کند و خود را مقید به آن نمی سازد و به نام دینداری به دین لطمه می زند و به نام پی جویی سعادت، خود را به هلاکت می افکند.

افراط و تفریط در امر دین آن است که امری از امور دین را بیشتر یا کمتر از آن مقداری که متن دین و منابع قطعی آن اهمیت داده اند بزرگ کند و بیشتر یا کمتر از آن مقداری که دین معین کرده به آن بپردازد. برای مثال در دین اسلام اعتقادات و اعمال جایگاه خود را دارند. و در میان اعمال یک بخش، عبادیات دین است که در واقع به حق الله می پردازد و بخش دیگر احکام اجتماعی دین است که به حقوق مردم توجه دارد و نیز بخش دیگر اخلاقیات است. هر یک از این بخش ها در دین جایگاه خاص خود را دارد. برای مثال در متون اسلامی اخلاق به اندازه ای اهمیت دارد که پیامبر اسلام(ص) می فرماید من فقط و فقط برای اکمال آن مبعوث شده ام(بحار الانوار، ج۷۱، ص۴۲۰) و بنابراین اخلاق باید بر هر عمل دیگری مقدم شود و بیشتر و بیشتر مورد توجه قرار گیرد. همچنین در متون دینی آمده است که حق مردم بسیار مهم تر از حق خدا و مقدم بر آن است(غرر الحکم، ح۴۷۸۰) و در احکام دین واجبات و مستحباتی وجود دارد و هر یک جایگاه خود را دارند به گونه ای که امام علی(ع) می فرماید: «کارهای مستحب اگر به واجبات لطمه زند باعث نزدیکی به خدا نمی شود»(نهج ابلاغه، حکمت۳۹) و می فرماید: «هنگامی که مستحبات به واجبات زیان رساند آنها را ترک کنید»(همان، حکمت۲۷۹).

از همه احکام و دستورات الهی اصل عدالت است که هیچگاه نباید ترک شود و بر هر اصل و حکم دیگری مقدم است(مائده/۸؛ تحف العقول، ص۸۸).

پس احکام و دستورات دین هر یک جایگاه خاص خود را دارند و یکی جای دیگری را نمی گیرد و بین آنها سلسله مراتب برقرار است.

افراط و تفریط آن است که به یکی از این احکام و دستورات بیش از مقداری که دین بیان کرده توجه شود و مهم تر گردد. زیبایی و جمال دین و نیز کارایی آن به آن است که هر چیزی سر جای خود قرار گیرد و به هر چیزی به اندازه ای معین بها داده شود. اما اگر یکی از این امور، که در جای خود ارزشمند و مفید است، جایی بیش از اندازه معین شده را در دینداری فرد یا جامعه اشغال کند، دین این فرد یا جامعه حالتی کاریکاتوری و مضحک به خود می گیرد و نه تنها زیبایی و جاذبه، بلکه کارآیی خود را نیز از دست داده، تباه می گردد.

گریه بر امام حسین(ع) به معنای همراهی با حق پرستان و نشانه حق پرستی است و می تواند به دیانت عمق بخشد. اما این تنها گریه و غم نیست که این نقش و کارکرد را دارد شادی نیز به جای خود همین نقش و کارکرد را دارد. ما باید به هنگام و در یادبود شکست ها و ناکامی های حق پرستی و حق پرستان غمگین باشیم و به هنگام پیروزی ها و کامیابی های آن شادمان باشیم. هیچ یک از این دو جای دیگری را نمی گیرد و هر دو باید به حد اعتدال وجود داشته باشد. اما اینکه تمام دینداری به گریه و غم تبدیل شود نه برای روح و روان جامعه مفید و سودمند است و نه دین در دید ناظران زیبا وجذاب است.

همچنین عزاداری برای امام حسین با اینکه ارزشمند است اما نه تنها جای حقوق مردم و اخلاق را نمی گیرد، بلکه حتی جای عبادیات مانند نماز و روزه را نمی گیرد و اگر در جامعه ای عزاداری برای ائمه اطهار چنان مهم و بزرگ شود که جای دیگر اعمال و دستورات دین را بگیرد قطعا انحرافی عمیق و بزرگ در دین رخ داده است.

رعایت ظاهر دینی در جای خود اهمیت دارد، اما نه اینکه بیشترین اهمیت را داشته باشد. کسی که کم ترین اطلاع را از متون دینی اسلام داشته باشد به وضوح تمام در می یابد که اخلاق و عدالت و حقوق اساسی مردم بسیار مهم تر و اساسی تر از این ظواهر دینی هستند. حال اگر جامعه ای تمام هم و غمش همین ظواهر دینی باشد و بیشترین اهمیت را به آن بدهد، و در حالی که کم ترین توجه را به آن امور اصلی نمی کند، رعایت این امور را مورد توجه بیش از حد قرار دهد و در پی آن باشد که به هر قیمتی که شده و با خشونتی غیر متعارف این امور را به مرحله اجرا در آورد، قطعا به افراطی وحشتناک گراییده است.

پس اعتدال و میانه روی در دینداری فرد و جامعه آن است که به هر عملی و دستوری به اندازه نیاز و به میزان ارزش آن و مطابق جایگاهی که دین برای آن تعیین کرده بها داده شود. افراط و تفریط در یکی از جنبه های دین باعث زشتی و بی جاذبگی آن می شود، و هم پیروان خود آن دین، بویژه جوانان، ممکن است از دین رانده شوند و هم در چشم جهانیان آن دین وجاهت خود را از دست می دهد.

نکته دیگر اینکه تاریخ ادیان نشان می دهد که در پی هر افراطی دوره ای از تفریط آمده است. در یک دوره بیش از حد بر ظواهر شریعت تاکید شده و در دوره بعد شعار طریقت داده شده و شریعت به طور کلی کنار گذاشته شده است. در این دوره است که هر پرچمی که بلند می شود و هر صدایی که به عرفان و معنویت دعوت می کند عده ای به گرد آن جمع می شوند. در یک دوره بر طبل جنگ و خشونت و غیرت دینی بیش از حد زده می شود و در دوره ای دیگر سستی و بی غیرتی حاکم می شود و…

افراط در امور باعث می شود که عده ای راه تفریط در پیش گیرند. توجه بیش از حد و با شکلی نا خوشایند به ظواهر شریعت باعث می شود که عده ای از ظاهر شریعت دست بردارند. البته همان طور که امام علی(ع) می فرماید هر دو طرف ماجرا جاهل و سفیه هستند. هم آن کس که افراط می کند و هم کسی که به خاطر افراط او تفریط می کند. اینگونه نیست که افراط گروهی، گروه دیگر را مجاز گرداند که راه تفریط در پیش گیرند و اگر گروهی به ظواهر دین بیش از حد بها می دهند و به صورتی ناخوشایند در اجرای آن تلاش می کنند، دیگران آن را زیر پا گذارند یا به لجبازی کشیده شوند و تفریط در امر دین را راهی برای مبارزه با افراطیون قرار دهند.

به هر حال باید توجه داشته باشیم که افراط در امری از امور دین دو لطمه مهم و غیر قابل جبران به دین وارد می کند. یکی اینکه به دین چهره ای کاریکاتوری و مضحک می دهد و جذابیت و کارآیی آن را می گیرد و دیگر اینکه باعث پیدایش زمینه تفریط می شود و افراد ضعیف را به سمت تفریط سوق می دهد. دینداری واقعی و خردمندانه و حکیمانه آن است که به حدود و مرزهای الهی توجه شود و هر چیزی سر جای خود قرار گیرد و به هر چیزی به همان اندازه که دین گفته بها داده شود. دین و دینداری ای که به افراط و تفریط گراییده است دینی آفت زده است و نه تنها فرد و جامعه را اصلاح نمی کند بلکه باعث تباهی و هلاکت آنان می گردد.


Extremes, pest killers religion and religious community
In a special prayer during the month Shaban Imam Sajjad (AS) is attributed, on the Prophet and his household have been "overtaken one of them is out of religion and one of them stayed behind to perish and Everyone gets along with them, the right to join "(Nahj al, p 386).
True religion is real and that humans, in their piety and coordinated with the texts and put them gauge.
Imam Ali (AS) said: "He Mfrta La Mfrta more Aljahl Ella" (Nahj, Wisdom 70) is always unwise or excessively hot or wastage. Ignorant of the verses and hadith scholar and scientist, but the wise and prudent, and what it means to act stupid and ignorant action is foolish and unwise. Imam Ali (AS) says in this story that people are stupid and unwise ever in moderation or excess wastage or to be weaned.
Imam Ali (AS), in other words the prophets and messengers of the divine mission of calling people to moderation and the middle way calling (Nahj al-H 222). Moderate his policies and his character knows that someone must adapt themselves to it. Stated: "We are standing on the middle of the middle and we need to join us extremists and exaggerated the arrears must be returned to us" (Nahj, Hkt 109).
Allah Almighty says in the Holy Quran: "Those of God, they do not exceed the limits of Allah, and whoever goes beyond them in the wrong doers" (Baqara / 229).
Religion and religious believers and religious boundaries that people really care that it does not exceed the boundaries. But, says Imam Ali (as) man is stupid and ignorant is not bound by borders or short, and it does not go too far or it will pass.
Bliss, killed himself with excitement.
For example, the Islam religion, beliefs and practices have their place.Each of these sections has its own place in religion. For example, in Islamic texts ethics as important as the Prophet (PBUH) said I was the only one to complete it, raise my (Bihar al-Anwar, vol 71, p 420), and therefore ethics should be on every other front, and more further consideration. In the religious texts that the right people are much more important than the right of God precedes it (Ghrr Al-Hakam, H-4780) and the religion obligations and Msthbaty there and each have their place in a way that Imam Ali (AS ) said: "Lending work obligations if the damage is not near to God" (Nahj Ablaghh, Wisdom 39) and says: "When you leave them desirable to the detriment obligations" (ibid., Wisdom 279).
All rulings and orders of the divine principle that justice must never be left on each of the front and the other orders (M / 8; Thf oghoul, p 88).
The laws and regulations of religion each have their own place and not another one, and there is a hierarchy between them.
Extremes that one of the sentences and orders over the value of expression and religion are more important., but also lost its effectiveness, is waste.
Crying on Imam Hussain (AS) means to worship along with the worship of symptoms and can improve the depth of faith. But it's not only tears and sadness that this function is a happy place also has the same function. We remember the failures and frustrations in the worship and the right to worship and to be sad when you're happy with its success and prosperity. None of the other does not and both should be in moderation. But all the tears and sadness turned to religion is not useful for the community spirit and not religion observers is pretty attractive.

Appear in place of religious observance, but rather is of utmost importance.

Another point on the extreme religions that follow the course of wastage. In an over-emphasis on the aspects of Sharia law in the next period given the slogan path is generally excluded. It is in this period that the flag is raised and the sound from the mysticism and spirituality that invites people to gather together.
Indulge in some ways makes the wastage in the fall. Due to the unpleasant way too much and makes a number of aspects of Sharia law appears to stop. But as Imam Ali (AS) said both parties involved are ignorant and stupid. Who are the extremists and the extremists who he is wastage.and wastage in the way of religious extremists are fighting.
Religion and religiosity that has plagued religious extremes implicated not only the individual but the community does not correct the cause of their ruin and destruction are.





از دیدن این عکس احساس بی‌غیرتی کردم!


زمستان ۱۳۶۳ تهران
اولین روزهای دی ماه زمستان سرد و برفی سال ۱۳۶۳ بود که متاسفانه مجبور شدم از جبهه دل بکنم. یعنی یکی از تلخ ترین ایام و بدترین تصمیمی بود که در طی زندگی، به خصوص در دوران جنگ گرفتم. نمی دانم چی شد که درخواست کردم بروم به "گشت امر به معروف و نهی از منکر".
چند وقتی بود که این گشت در سطح شهر تهران راه افتاده بود. یک ماشین نیسان پاترول سفید رنگ که ۴ سرنشین مرد مسلح به مسلسل "ام.پی.۵" در آن مي‌نشستند و ۴ سرنشین زن که در پیکانی سفید رنگ پشت سر آنان در شهر مي‌چرخیدند و به ارشاد و هدایت مردم و بیشتر زنان، مي‌پرداختند. مثلا اگر دختری موهایش بیرون بود، خواهران جلو مي‌رفتند و به او تذکر مي‌دادند. این که او با گذشتن از مقابل ما، دوباره به همان وضع در می‌آمد، به ما ربطی نداشت! مهم این بود که جلوی ما آرایش نداشته و موهایش بیرون نباشد!

بعضی ها که از این گشت دل خوشی نداشتند، آن را به نام "گشت نکیر و منکر" معرفی مي‌کردند. بین خودمان هم نام گشت را خلاصه کرده و مي‌گفتیم "گشت منکرات".

همان اول که با فرمانده عملیات روبه رو شدم، چهره اش بر دلم نشست. مرد درشت اندامی بود با کله ای نسبتا بی مو، ریشی مشکی و بلند. جالب تر از همه این بود که بر بالای آرم مخملی کمیته که بر جیب سمت چپ لباس سبزش داشت، مدالیوم آبی خوش رنگ آرم سپاه پاسداران را نصب کرده بود. آن طور که بچه ها و خودش بعدا گفتند، بسیاری از مسئولین کمیته به او گیر داده بودند که آرم سپاه را از لباسش بردارد، ولی محکم روی حرفش ایستاده بود و آن را برنمی داشت و مي‌گفت:

- من کمیته ای هستم، درست؛ ولی سپاه عشق منه و به هیچ وجه این آرم را از روی قلبم برنمی دارم.

هر روز صبح که بسم الله مي‌گفتیم و از زیر قرآن رد مي‌شدیم تا برویم گشت، حاج جواد توصیه هایی مي‌کرد. البته طی مدتی که آن جا بودم، توصیه های او برایم تکراری شده بود که یک بار همین را به خودش گفتم و جواب جالبی گرفتم!

برادر عزیز جواد حاج خداکرم به همه نیروها توصیه مي‌کرد:
- به هیچ وجه من الوجوه با مردم، با روی اخمو و تند برخورد نکنید. نسبت به همه ولو با زننده ترین قیافه و ظاهر، احترام و ادب داشته باشید. اصلا و اصلا با کسی درگیر نشید. قرار هم نیست چنین چیزی پیش بیاد. مگه ما جنگ داریم؟ وظیفه ما فقط امر به معروف و نهی از منکره و بس. برخورد و مقابله و کارهای دیگه، وظیفه قوه قضائیه است. پس خوب حواستون باشه خدایی ناکرده دست روی کسی بلند نکنید که حق الناسه.

وقتی گفتم:
- حاجی جون، شما هر روز داری اینارو مي‌گی، خب بچه ها متوجه شدن و توی مخشون رفته ...
خندید، بر شانه ام زد و گفت:
- عزیز من، مگه وظیفه ما امر به معروف و نهی از منکر نیست؟ خب اول باید از خودمون شروع کنیم. مگه ما هر روز توی تلویزیون و مطبوعات، معروف و منکر رو هزاران بار برای مردم تذکر نمی دیم؟ پس چرا شما هر روز راه مي‌افتید توی خیابون، جلوی مردم رو مي‌گیرید و مشکلات ظاهری و اخلاقی اونارو بهشون تذکر مي‌دید؟ منم وظیفه ام اینه که هر روز به شما تذکر بدم و یادآوری کنم که یه وقت خدایی ناکرده، وظیفه شرعی یادتون نره و دست روی مردم بلند نکنید. چون با زدن و بگیر و ببند، نمی شه امر به معروف و نهی از منکر کرد.

راست مي‌گفت. اون قدر روی اخلاق و برخورد خوب و زیبا با مردم تاکید داشت، که بین نیروها و به خصوص خواهرها که وظیفه شون حساس تر بود و مستقیم با زن ها و دخترها برخورد مي‌کردند، چندتایی زبان انگلیسی بلد بودند و یکی دوبار هم پیش اومد که با مسافرین خارجی رو در رو شدند که آنها کلی از اخلاق قشنگ اینها خوش شون اومده بود.

"جواد حاج خداکرم" متولد ۱۱ اذر ۱۳۳۴ در تهران، فرمانده عملیات منکرات، بعدها فرمانده ناحیه انتظامی قم شد و سرانجام روز ۲۵ آبان ۱۳۷۶ درحالی که فرماندهی ناحیه انتظامی سیستان و بلوچستان را برعهده داشت، مظلومانه به دست اشرار، در زابل به شهادت رسید.

شهریور ۱۳۸۵
مدینه النبی – قبرستان بقیع
از صبح زود، چند تایی مرد بدعنق سبیل تراشیده ولی ریش بلند وهابی، که چفیه قرمز (درست مثل بعثی های عراقی در زمان جنگ) روی سرشون انداخته بودند، روی لبه های سنگی قبرستان بقیع و به خصوص مزار غریب و مظلوم ائمه معصومین (ع) ، و آن جا که گفته مي‌شد مزار بی بی دوعالم فاطمه زهرا (س) است، مي‌ایستادند. خدانیاورد اگر زائری چه ایرانی و چه غیرایرانی، نسبت به مزار ائمه اظهار ادب و احترام مي‌کرد؛ کافی بود دست بر سینه بگذارد و کمی خم شود و زیر لب ذکری بگوید. آنها که اکثرا افغانی و یا تاجیک بودند و کاملا فارسی حرف مي‌زدند، با پرخاش و حرف های زننده و تند، به مقابله برمی خاستند. اگر کتاب کوچک دعا دستش بود که دیگر واویلا داشت.

از همان جا اشاره مي‌کرد و چند پلیس یغور باتوم به دست، مي‌ریختند سر زائر بیچاره و کشان کشان او را به مکانی در زیر محوطه قبرستان بقیع مي‌بردند. مکانی با راهرویی دراز که بر سر در آن تابلویی با مضمون "اداره امر به معروف و نهی از منکر" نصب شده بود. و صد البته صدوهشتاد درجه با اداره امر به معروف و نهی از منکر ما فاصله داشت!

یک روحانی وهابی تندرو مي‌آمد و همان جا برای خودش حکم صادر مي‌کرد. اول با باتوم به جان زائر مي‌افتادند و بعد از این که به ضرب و زور کتک خوب ارشادش کردند، چند تایی کتاب از دروس وهابی در رد عقاید شیعه - که توسط همان اداره اداره امر به معروف و نهی از منکر به فارسی چاپ شده بود - به فرد مضروب مي‌دادند و با لگد از اداره مي‌انداختند بیرون. پلیس ها که در خدمت روحانیون وهابی تندرو بودند، ضمن اظهار خوشنودی از انجام وظیفه شرعی و دینی مثلا امر به معروف و نهی از منکر خود، سیگاری چاق کرده، قهوه ای عربی نوش جان مي‌کردند و منتظر نفر بعدی مي‌نشستند تا ارشادش کنند!

اردیهبشت ۱۳۹۱
تهران خودمان
وقتی به سخنان امام و آقا نگاه مي‌کنم، مي‌بینم یک جا ندارند که ملت ایران را بد بدانند و یا آنها را به دسته، قوم، طایفه، بخش و گروه تقسیم کرده و حساب یکی را از دیگری جدا کنند. امام که همواره مردم ایران را ملت خوبی مي‌دانست که زمان امام حسین (ع) هم وجود نداشتند. آقا هم همیشه بر خوبی ملت تاکید دارد و صدالبته منظور ایشان از ملت، نه فقط من و توی حزب اللهی دوآتشه جبهه رفته نماز جمعه برو است و بس!
هفتادو پنج میلیون جمعیت با ادیان، اقوام و طوایف مختلف و مهم تر از آن، با اعتقادات و نگرش های خاص، همین ملت ایران را تشکسل مي‌دهند که آقا این همه از خوبی آنان تعریف مي‌کند. خود ما هم پز روشن بینی و بصیرت همین ملت را در برابر ملت هایی که در برابر ظلم دیکتاتورهایی چون صدام، بن علی، آل سعود، آل خلیفه و مبارک سر خم مي‌کردند و ظلم را تحمل مي‌کردند، مي‌دهیم.
... برای من تک تک ملت ایران، مسلمان و غیرمسلمان، حزب اللهی و غیر حزب اللهی، بی حجاب و باحجاب، سوسول و غیرسوسول، که شرافتمندانه زندگی خود را در همین آب و خاک مي‌کنند و به دیگران خدمت مي‌کنند، شرف دارند به حضراتی که با تکیه بر سابقه زندان قبل از انقلاب خویش و چهار تا مثلا خدمت بعد از انقلاب، دیگر ایران را جای خوبی بر ای زندگی تشخیص نداده و بچه های شان را فرستاده اند آن ور آب، و برخی نیز خود مفتخرانه تابعیت دوگانه انگلیس اخذ کرده اند!

راستی اگر بنا بر نهی از منکر باشد، این که برخی مسئولین مملکتی و چه بسا در پست های مهم و حتی کاندیدای ریاست جمهوری، در مقاطعی تابعیت دولت فخیمه بریطانیای کبیر! را دارند، مهم تر است یا تار موی بیرون از حجاب دخترک جوانی که تا امروز همین سیمای ضرغامی خودمان، نه تنها هیچ از دین برایش نگفته، که جدیدترین شیوه های رابطه محرم و نامحرم، آرایش، عمل بینی و گونه و .... را ترویج کرده است.

همه داستان از خیلی وقت پیش شروع شد. از وقتی که در خیابان شاهد برخوردهایی به نام نهی از منکر با جوان ها بودم. در نمایشگاه کتاب تهران که بزرگ ترین تحول فرهنگی کشور محسوب مي‌شود، متاسفانه شاهد حضور انبوه و فشرده گشت های مختلف به عنوان و بهانه "ارشاد" بودم. و از همه بدتر، تصویر دخترکی که بر زمین انداخته شده و ... حتی دلم نیامد – بله شما بگید جرات نکردم – عکس او را بگذارم که مظلومانه بر زمین انداخته شده بود.

با دیدن آن عکس، رگ غیرتم بدجوری تکان خورد و احساس بی غیرتی کردم. یک آن با خودم گفتم:
- آن روز که برای دفاع از اسلام، انقلاب و ملت ایران به جبهه رفتیم، شهید دادیم و تیر و ترکش خوردیم، مسلمان و مسیحی، یهودی و زرتشتی، شیعه و سنی و بی حجاب و باحجاب، تعیین نکردیم! همه را به یک چشم، هموطن و ناموس خویش دانستیم و در راه دفاع از آنها جان خویش بر کف گرفتیم.

تا این که دیروز شنیدم در ایستگاه متروی سرسبز تهران، دختر جوانی را به دلیل حجاب نادرستش، گرفته اند. مثل همیشه هم، با عزیزم، جونم و دختر گلم، طرف را تا خودروی ون ارشاد کشانده و در مقابل چشمان متعجب و عصبانی همین ملت ایران، بر سرش ریخته و جلوی دیدگان همه، به باد کتک گرفته اند که چرا به زبان خوش ماموران سوار نشده است؟!

از فرمانده محترم نیروی انتظامی این سوالات دارم:
- آیا در هر کدام از گشت های امر به معروف و نهی از منکر، مقام قضایی حضور دارد و به لحظه و آن، افراد را محاکمه کرده و حکم صادر مي‌کند؟

- آیا ماموران امر به معروف و نهی از منکر، حکم قضایی برای اجرای حدود شرعی دارند؟
- و به راستی، کتک زدن دختری جوان توسط دو مامور چادری، جزو حدود شرعی محسوب مي‌شود؟

سردار!
واقعا فکر مي‌کنی با این عمل چه در مقابل دیدگان مردم - که معتقدم به عمد صورت مي‌گیرد - و چه در بسا در خفا، چند درصد مردم جذب اسلام شده و سر بر احکام دین مي‌سپرند؟
اگر با گوش جان بشنوی، مطمئنا لعن و نفرین های شاهدین و اهانت شان به نظام را خواهی شنید.
واقعا اگر ما نخواهیم کسی این گونه دیگران را به اسلام ارشاد کند، باید چه کنیم؟

حاج خداکرم کجایی؟!
می دونم داری از اون بالا بالاها بر بی غیرتی من مي‌خندی! بخند که دنیا داره بهمون مي‌خنده.
حمید داودآبادی روزنامه‌نگار

ملتی خاموش


In the name of God
The mighty grace of God led Tatsh proximity Anthresh add sugar and blessings, every breath is life, and it goes down assisting the essence of the fun comes in every breath is a blessing, and two sugar any favors compulsory.
Language and the center of the handle to come Shkrsh
Those are the worst creatures in the sight of God, not of reason.
Better think one hour is sixty years of worship. Immortal beings because the Spirit of God in his body blown sense of motivation toward eternity to eternity, and any frustration, disbelief in God's eternity. But the root of the stagnation and reversal of despair and hope and momentum necessary to move the tool, but also accelerate it stronger and better tools and tools of wisdom and knowledge, wisdom, will Vshjat, and of the Ted merit sacrifice and and other desirable traits are passed.
He Dawood (AS) said: O David, you and I have asked you that I have asked and asked but it is a David and I asked you what you desire, you have to meet your demands diligence and effort Whatever you're doing to achieve it, but ultimately it is that I've asked.
This tradition is very eloquent and eloquent sacred duty of every human being and the legislator said, the fate of every man, and one day he was ordained. If I'm Mknt king and government, and the poor thing will die of hunger, it will be the same. Accidents Vatfaqat simple, strange, painful, frustrating, exciting, inspiring others to affected individuals and Vmyrvnd come in a variety of roles Vngarhay while billions of ugly and beautiful wishes to have a variety of eating them but in the end it will be God. And always consider them happy and unaware victims Narazynd Vkhvab.
We can ask ourselves if the same will be ordained by the will of man, then what is? We try to practice what will happen? But another question can be raised.! The thing is, what happens if ordained so proud to flaunt and lone man riding on Greyhound in the idea of ​​setting off his impossible demands Varzvhay deals.be. Endless and full of hope to move Ghazdvpysh goes wrong and acquires experience (experience and excellence requires that wrong) and returns it to its violation does not forget that if God wanted to achieve
(What makes a man proud to come to the Holy God. Chapter Anftar)
(I swear to the age of man is always in harm or loss, except those who do good and to respect each other's right to order and waited. Chapter Valsr)

 
God created Adam from the dust of his divine spirit breathed into his body., (Spirit of love and desire, good characters and good understanding of false instances, and nominally under the command of knowledge and wisdom and understanding of God that all tools are is.) and being mixed with such intelligence. Then God commanded all the angels to prostrate to Adam except Iblis. Failed and refused to honor Satan and eternal damnation was caught after the deadline will and God gave him to judgment. He would swear to the glory of God that Adam and Adam (PBUH) to mislead and ruin brought, except for those who do not want to forget God. He said there Dmyzadgan up and down, left and right, before and after I enter them in any way possible, I'm tempted to go astray. Such temptations in the human body, and that he was insubordinate. Evil Adam to eat the forbidden fruit that tempted figure was the first sin, Adam Zshtyhay was evident from the fact that God will fall upon the earth. (Satan's first trained Mvjvdyst pride, ignorance, decided to bring his will to the divine will excel and be sure to captivate anyone who's been seduced into ruin put off Satan's footsteps)
intelligence of the heart, the temptation of the senses, instinct in the blood was Vhvsh resides in the human brain., so that each man of her life will be cut off. All human beings live the life of these four elements is always one of the four elements of the control elements have Vbrtry takes the helm of human affairs.

 
and the evolution of the horse near the dome of heaven Bjhand.
Judged body does not know that and not know anyone who does not remain in ignorance combined Abdaldhr
Vbdand judged body knows that his destination would know Lngan Vault
Judged body knows and knows that he can wake up not sleeping
Judged body knows and knows that he knows about horses from stupa Gordon Bjhand
       
, ... We Muslims believe that Prophet Muhammad Mustafa (PBUH) the full reason for existence, and all existence was created by God to fruition this exalted position and to identify those who would like to go around the sun, shining periodic Satellite guidance, and mercy the Turn on the lights, light guides are no longer slaves.the ability to obtain any sense of victory Vhvsh his wrists and family and friends were enjoying a helping hand to guide the creation of the term. Sword of Ali (AS), Finance Khadijah (AS), credit support and Abu Talib (AS), Abu Bakr's wealth, intelligence Salman, power, life, and thanks to the help of other helpers defied the efforts of the excellent support and their relatives Vmsadt the right shade mighty Islam has established, developed and gave strength to the divine will without doubt take a moment. The ordeal left Vayman sure every desire Hedayati bought to life the hardships were invited to contribute to the perfection of faith to believe that perfection, wanted to fulfill the will of God, and the researcher but, and the those pride kneaded misdirection left. Or another example: Call me. Ynsrny Sydalshhda Nasser Hussain (AS) who was forever resonate help and support. For the love of God and the freedom to achieve the highest human goals. Hussain (AS) to fulfill God's will to believe and believe in human history led him and his followers into eternal testament, the passing of the great John Sweet is hard but it is harder and more lush Take heart friend to one another and witness testimony Jgrgvshgan Captive children and loved ones longing to be confident and believe in the divine will rise to the unique lover portrayed in the Staragan unique guided tour, while a homage reservation staffs take you survived.Call to help Hussein in saying accepted history. We restore human freedom, which is God's guarantee that all believers to seek God's help to do only the right choice, thanks to a single dark and empty his or Drknj be dismantled. It requires the help from humanity. Elders as human perfection helping hand was extended toward God. When we turn it on in amazement Vmlly relatives had no effect on the look of your destiny. Unaware of stillness and silence as our posterity will be dumb-struck. But it is ultimately determined that God Khvahz Orion is located on human effort to human Vpvchy Views insouciance.

 
The critical issue is to whom and at what time and for what purpose you want to help, if you're hungry, the food demand of the people is necessary and rational, you're naked Vajbtr, but if you like the people of Israel after liberation from the tyranny of Pharaoh, Moses said demand for food, feed, and once they were manna from God, greed etc. Experienced lentils and Moses demanded. expect that kind of God, even to insult and humiliation brought to God alone, for this type of assistance hookah GREEDY and frail human element.Today is a day to recognize values ​​and choose the good from evil, light from darkness, freedom of life in prison and redirects.
Anrzhyst duty caused the destruction.
absurd and futile to waste their Bpvsnd in their routines. Taking a look at and away from the hypocrisy, bigotry, Ghrvrv illusion of what we see in the community? Off nation .............
were not in place., and well in excess of what the day will or trust, or the greed which allows to reject the loan obligation greed is rewarded. course some are less extensive day to day Some have become some of the tests. others the Amsterdam That person is entitled to their own sins and the damage is caused by degeneration of the day., and the blessings of the day, read the Quran and other books as well as understanding of God (God's Word) Vsdqh with the blessings and prayers of the day is wide.)
Time and again people have experienced it, but sometimes they try to achieve what Rvzyshan not thousands, have been ruined, and sometimes what they have never imagined not been Rvzyshan again and esurient in the wake of greedy asayesh their own Predestined Once seizing others are lost.

 
I want to scream, scream, scream, but my throat like a bone, any group of people Vdsth, Vmslk every creed, every nation Vtayfh, Vtab whatever religion you're from any Morshedi line stage, different web nonchalance Art no, not by the weak stay home. Do not fight. Those countries that are in a safe place at home in the illusions of dreams Varzvhay NULL Vvahyshan have taken refuge under the shadow of fear and rhetoric to overthrow the evil that humans are worthless shots as they try to Khfty tons. Ansant enemy craft and greed and betrayal Hstndv never save your greed do not. . Valslam

  Behkamiyan

Behkamiyan@yahoo.com

New Look to Darwin's theory   

نگاهی نو به نظریه داروین

 به نام خداوند جان و خرد
منت خدای را عزوجل كه طاعتش موجب قربت است و به شكر اندرش مزید نعمت . هر نفسی كه فرو می رود ، ممد حیات است و چون بر می آید مفرح ذات ، پس در هر نفس دو نعمت است و بر هر نعمت شكری واجب .
از دست و زبان كه برآید كز عهده شكرش بدر آید
یكی از معماهای حل نشده آفرینش اثبات علمی خلقت حضرت آدم (ع) و حضرت حوا (ع) به عنوان مبدأ و منشاء خلقت انسان می باشد . خلق آدم (ع) در چند هزار سال پیش به صورت انسانی كامل و دارای دانائی و علم لدنی و آموخته های كامل از تمام علوم و به صورت جهش یافته مغایرت اساسی با وجود انسانهای اولیه ، با سابقه چند میلیون ساله دارد . انسانهایی كه برای رسیدن به مرحله حداقل آگاهی آدم طبق كشفیات و مستندات علمی و آثار به جامانده كه حكایت از یك سیر تكاملی دارد میلیونها سال وقت نیاز داشته اند تا به تمدن ، خداشناسی ، اجتماع و قانون دست پیدا كنند . در حالی كه آدم (ع) بنا بر خاص بودن و حكم و حكمت خداوند ، عالم به حقیقت تمامی اسماء بوده و این میراث را برای فرزندان خود بجا گذاشته است . انسان اولیه كه از یك تك سلولی جهش یافته به یك موجود چند سلولی و موجودی دارای اعضاء و جوارح مبدّل گردیده و برای ادامه حیات قدم به خشكی نهاده و توانسته روی دست و پا راه برود و كامل و كاملتر شده تا به شكل یك موجود دو پای دارای قدرت تفكر و تكلم گردد ، با آدمی كه در نهایت كمال توسط خداوند آفریده شده فرق دارد و همین تفاوت ما را به تفكر وامی دارد كه كدامیك منشاء آفرینش انسان است و ما از نسل كدامین هستیم . برای رسیدن به حقیقت لازم است ، نگاهی دوباره به دور از تعصب و غرورِ نژادی به سابقه خود داشته باشیم ؛ تعصب تیره ترین پرده در مقابل تلألو نور حقیقت و آشكار شدن واقعیت می باشد ، چشم آدمی را نابینا و گوش او را ناشنوا و جز توهمات و خیالات در ذهن وی نمی پروراند . بدترین و خبیث ترین ابزار شیطان برای سلطه بر آدم و گمراه ساختن بنی بشر تعصب و غرور است كه هر یك به تنهایی می تواند از انسان كامل ، نادانترین و خطرناكترین مخلوق خدا را به وجود آورد تا چه رسد كه هر دو در وجود این مخلوق هوشمند آمیزش پیدا كند . هرگاه آدمی بر تعصب تكیه كرده خواسته یا ناخواسته رفته رفته از نور حقیقت دور افتاده و در دام توهمات و بافته های ذهنی به باورهای غلط ایمان آورده و هر چه غیر آن را منكر و زشت تلقی نموده است . هرگاه شیطان در گمراه كردن انسان عاجز و زبون گردیده او را به هر مكر و حیله ای كه توانسته ، سوار بر مركب غرور كرده ، تا به نیستی و دیار تاریكی و جهل هدایت نماید و زمانی كه پیوند تعصب و غرور را در درون كسی به حد كمال برساند با فراق بال به سقوط او در در ورطه سیاهی و تباهی توجه می دارد . وقتی فردی به این مرحله برسد به دست خود رشته های گمراهی و هلاكت را چنان محكم و منسجم در اطراف خود می تند كه دیگر هیچ نوری از حقیقت نتواند بر قلب و وجود او راه یابد . پس باید همیشه از این دو عفریت گمراهی برحذر و بر اعجاز معجون آن دو آگاه باشیم ، تا حقیقت را گم نكنیم . شاید بتوان سخت ترین قسمت نبوت حضرت محمد (ص) را شكستن و از میان بردن تعصب كوركورانه اعراب نسبت به باور و اعتقادات بی پایه و اساسشان دانست . تعصبی كه جز رسول خدا كسی را یارای از میان برداشتنش نبود ، همانا بزرگترین جنگ امام علی (ع) از میان برداشتن گروه خوارج بود ، ایشان می فرمایند ؛ من چشم فتنه را در آوردم و جز من كسی جرأت این كار را نداشت ، چرا كه خوارج از متعصب ترین افراد نسبت به اجراء احكام الهی بودند و سوار بر مركب غرور خود را تنها هدایت یافتگان مكتب اسلامی می دانستند و باقی مسلمین را كافر و مرتد بر می شمردند .
و امّا بعد :
حلقه گمشده خلقت ؛ خداوند بر آن شد كه آدم (ع) را خلق نماید ، فرشتگان سئوال كردند ؛ آیا اراده الهی بر آن قرار گرفته است تا موجودی كه بر روی زمین فساد و خونریزی كند خلق نمائید ؟
حال آنكه ما به تسبیح و ستایش خداوند مشغولیم و خداوند فرمود من چیزی می دانم كه شما نمی دانید !
اراده الهی انجام پذیرفت و بر كالبد خاكی روح الهی دمیده شد و خداوند بر خلقت خود آفرین گفت و جمله فرشتگان سجده به جا آوردند ، مگر ابلیس كه غرور ورزید و رانده درگاه خداوند و دشمن آدمیان گشت . آدم و حوا (ع) ساكن بهشت گردیدند ، اما دیری نپائید كه با وسوسه و فریب شیطان نافرمانی كرده زشتیهایشان بر آنان پدیدار گشت و به امر خداوند به زمین خاكی هبوط كردند . از پس گناه ، نادم و پشیمان شده ، گریان و سرگردان رو به درگاه الهی توبه بجا آورده و تقاضای عفو و بخشش كردند . خداوند توبه آنان را پذیرفت و آدم را بر زمینیان به پیامبری مبعوث گردانید . خداوند از پس نعمات فراوان هابیل و قابیل را به آنان عطا كرد . فرزندان آدم به جوانی رسیدند و ازدواج آنان لازم گردید . فرزندان آدم برای تداوم نسل آدمی و بنابر نیاز ذاتی باید ازدواج می كردند و اینجاست كه جای خالی حلقه گمشده همسران و ادامه نسل بشر پدیدار می شود . آدم (ع) برای فرزندان چگونه و از كجا همسر بیابد ؟ این سئوال قرنهاست كه بدون جواب مانده است . این حلقه گمشده نوعی گمگشتگی و آشفتگی در ذهن آدمی ایجاد می كند كه من از چه ریشه ای پدید آمدم . بنابر روایتی هابیل و قابیل با خواهران دوقلوی مخالف هم ازدواج كردند ، اما بنابر سنّت الهی ثابت گردیده این امر محال و غیرممكن است كه خداوند و پیامبر او اجازه ازدواج خواهر و برادر را صادر فرمایند و در هیچ یك از ادیان الهی در این مورد جز تقبیح و زشتی چیز دیگری وجود ندارد و همیشه از آن به عنوان یك گناه بزرگ نابخشودنی یاد شده ، جز در موارد غیر انسانی و در زمانی كه آدمیان همچون حیوانات رفتار می كنند ، هیچ خواهر و برادری جز احساس كراهت و پلیدی از این موضوع درك نخواهند كرد . پس این فرض كه خواهر و برادر با هم ازدواج كرده باشند مردود و مسدود می باشد . فرض دیگر این است كه برای هابیل و قابیل از بهشت دو فرشته یا پری یا جن فرستاده شده كه این فرض نیز قابل استناد پذیرفتنی نیست ، چرا كه اولاً دیگر فرزندان آدم (ع) چگونه همسر پیدا كردند ، ثانیاً تعامل و تجانس جنیان یا فرشتگان بر روی كره خاكی با آدمیان امری بعید و غیر ممكن است تا چه رسد به تولید نسل ، ثالثاً نژاد آدم خاكی در زمین با موجودی غیر زمینی حكمت الهی را مبنی بر خلقت انسان زیر سئوال می برد و قطعاً چنین فرضیه ای كه دهها جن به عنوان همسر برای زمینیان از سوی خداوند مقرر گردند امری نامعقول و غیرمنطقی می باشد و اگر چنین بود ما نیمی از آتش و نیمی از خاك می شدیم .
فرضیة دیگر آن است كه خداوند برای هابیل و قابیل از باقیمانده گِل خلقت همسرانی خلق نمود . اوّلاً با این فرضیه اهمیت و حكمت یگانگی آفرینش آدم ابوالبشر زیر سئوال می رود و بشریت دارای چندین پدر و مادر می گردند ، كه خداوند همه را از گِل خلقت خلق كرده ، ثانیاً اگر خداوند می خواست دوباره اقدام به خلق آدمیان دیگر نماید چرا از همان اوّل دو آدم و حوا نیافرید تا مجبور نباشد چندین زن و مرد برای فرزندان آدم (ع) بیافریند ؟ نتیجه اینكه این سه فرضیه از مهمترین فرضیه های موجود در این خصوص بوده كه هر سه قطعاً مردود و باعث ایجاد اشتباه می شوند . و اما فرضیه چهارم ؛ نكته مهم در خلقت آدمیان ، دقت و توجه بیشتر به تئوری تكامل داروین می باشد .
این تئوری كامل نیست ، اما صحیح می باشد . قطعاً حیواناتی دوپا ، هوشمند و به تمدن رسیده ناشی از تكامل قبل و در زمان خلقت آدم (ع) وجود داشته اند كه فرشتگان از شباهت آدم (ع) با آنان متوجه طغیان و سركشی و خونریز بودن نسل بشر شده اند و دلایل علمی و زیست شناسی كافی در این زمینه بسیار است و نمی توان قبول كرد كه این حیوانات باهوش و متكلم به ناگهان منقرض شده اند و دیگر اثر و نسلی از آنان بجا نمانده است ، پس باید از خود بپرسیم چه به سر آنان آمد و این موجودات چگونه از گردونه هستی و تاریخ محو گردیدند . اولاً ارادة خلقت حضرت آدم نمی تواند ناقص وجود موجودات هوشمند و یا حیوانات انسان نما ناشی از تكامل طبیعی باشد ، كما اینكه دانشمندان سالهاست در جستجوی پیدا كردن موجودات دارای عقل و هوش در سراسر گیتی تلاش و بررسی می كنند و حتی گاهی اعتقاد بر این است كه آنان از انسانها باهوشتر و متمدنتر هستند . ثانیاً وجود موجودات انسان نما از ریشة حیوانی نیز مانع اراده خداوندی مبنی بر خلقت آدم از عدم نیست . فی المثل در دو هزار سال پیش در حالیكه میلیونها انسان بر روی كره خاكی زندگی می كردند اراده خداوند بر آن شد تا دست به خلقتی بسیار مشابه با خلقت حضرت آدم (ع) بزند و ثابت نماید كه هر آنچه حكمتش باشد انجام خواهد شد و حضرت مسیح را خلق فرمود . با مقایسه خلقت حضرت آدم (ع) و حضرت عیسی (ع) می توان به این نتیجه رسید كه هر آنچه ارادة خداوند باشد همان خواهد شد . همچنین در خلقت حضرت عیسی (ع) به سادگی ثابت گردید كه حضرت آدم (ع) نیز در زمان و مكانی هبوط كرده كه انسان نماها وجود داشته اند و این حیوانات هوشمند نیز از مخلوقات خداوند بوده و همه اینها ، نشانة قدرت و علم و حكمت یگانه هستی می باشد .
ثالثاً اگر در خلق و خوی ، و ذات و عمق وجود نسل بشر دقیق شویم به یقین می رسیم كه آدمیان ، هم دارای مقام انسانیت ، روح الهی و بلند پروازانه در جستجوی تعالی ، و هم خلق و خوی و غریزه حیوانی و گاهاً وحشیگری و درندگی و نیز تعصب شدید به تكامل هستند و همین ذات دوگانه انگیزش شر و خیر ، هدایت و گمراهی گذشت و انتقام و تكامل و تعالی را در سرنوشت و سرانجام هر آدمی رقم می زند و در یك جمله وجود انسان از تركیب تكامل طبیعی و تعالی روح الهی دمیده شده در كالبد خاكی حضرت آدم (ع) با هم آمیخته و سرشته شده و این تركیب ناشی از آمیزش فرزندان آدم (ع) با موجودات انسان نمای هوشمند كه رفته رفته تكامل یافته بودند به وجود آمده .
پس نتیجه اینكه فرزندان آدم (ع) برای ازدواج و تكثیر نسل بنا بر ارادة ازلی به همزیستی و آمیزش با نوع دیگری از خلقت خداوند كه در طول زمان بسیار به تكامل رسیده و دارای هوش و توان تكلم بودند رجوع آوردند تا ارادة الهی انجام پذیرد و حكمت خدائی جاری گردد .
تلاش و تكاپو و غریزه آدمیان و گاهاً كارهای عجیب و غریب آنها در طول تاریخ بنا بر مستندات و ادله بسیار محكم و انكارپذیر برای رسیدن به منتهای سیر كمال نشان از تكاملی بودن وجود آنان دارد ، حركتی كه از میلیونها سال پیش آغاز شده و تا پایان این تكامل ادامه دارد و از سوی دیگر حس خداجوئی و خداشناسی و دست یافتن به بالاترین درجات تعالی نشان از الهی بودن روح آدمی دارد ، روح بلندی كه می تواند تمام موانع را برای اوج گرفتن به سوی آسمان از سر راه بردارد و شگفتی های تحسین برانگیزی به وجود آورد ، تا آنچه تقدیر و خواست خداوند است مبنی بر اوج تعالی بشریت به وقوع پیوسته و حكمت الهی ثابت گردد .
در آخر به یك نكته مهم نیز می توان اشاره كرد كه آدمی برای ادامه حیات بر چهار ارگانیسم تكیه دارد و بدون وجود هر یك از آنها تداوم حیات به مخاطره خواهد افتاد و این چهار عنصر نیز دلیلی بر صحت تئوری تكامل و تعالی می باشد .
شعور ـ هوش ـ غریزه ـ وسوسه ، انسانها برای بقاء بطور مطلق نیازمند بهره گیری از این چهار عنصر اصلی هستند . جایگاه عنصر شعور در قلب ، عنصر هوش در سر ، عنصر غریزه در خون و عنصر وسوسه در حواس پنجگانه می باشد كه اگر هر كدام از آنها را حذف كنیم ادامه زندگی را قطع نموده ایم ، اما نقش این چهار عنصر دائماً نسبت به یكدیگر كمرنگ و پررنگ می شود و هر كدام در مقطعی نسبت به دیگری حاكم می شوند . اگر آدمی بتواند در مجموعِ عمر خود شعور را برهوش مسلط نماید ، غریزه را كنترل كرده و افسار بر وسوسه های شیطانی خواهد زد و به تعالی و تكامل توأم خواهد رسید ، اگر هوش حاكم بر شعور شود آنرا مهجور كرده ، حسابگرانه غریزه را تطمیع می نماید و از آن لذت می برد و سوار بر مركب وسوسه به جمع آوری بازیچه ها و لهو لهب دنیا میپردازد و اگر غریزه بر هوش و شعور تسلط داشته باشد آدمی حیوانی هوشمند می شود كه بر اثر وسوسه های شیطانی جز به توحش و شكم پرستی و شهوترانی نمی پردازد .
در پایان اگر وسوسه در مجموع زندگی انسان مسلط بر شعور و هوش و غریزه گردد شعور را به زنجیر اسارت كشیده و هوش را پرورش داده و غریزه را سیراب نموده ، موجودی مخوف و نابود گر از آدمی به وجود می آورد .
و اما اگر هوش را در وجود آدمی بی رنگ كنیم كار انسان به جنون و دیوانگی و زندگی در دنیای خیالی ختم می شود و اگر شعور را كنار بگذاریم حتی علی رغم هوش بالا در نهایت حماقت بر او قالب می شود و اگر غریزه را حذف نمائیم ، علاقه به تداوم حیات و بقاء را در آدمی نابود كرده ایم و اگر وسوسه را محو نمائیم ، رسیدن به اهداف بزرگ و هدفمندی انسان را از او سلب كرده ایم .
پس مایه حیات و بقاء انسان برای رسیدن به تعالی و تكامل ، زنجیره به هم پیوسته چهار عنصر شعور ، هوش ، غریزه و وسوسه می باشد كه هوش و غریزه آن نتیجه تكامل و شعور و وسوسه آن حكمت تعالی می باشد كه هركدام در زمان خود باعث حركت و پیشرفت در آدمی می گردند و آنچه كه سرنوشت و سرانجام انسانهارارقم می زند ، برتری و سبقت وقوی بودن این عناصر نسبت به یکدیگر است که جای بحث بسیار دارد . والسلام ./م
ستایش کنم ایزد پاک را که بیناو دانا کند خاک را به موری دهد مالش نره شیر کند پشه بر پیل جنگی دلیر
بهکامیان


In the name of God

, the mighty God Khrdmnt Tatsh is the proximity of the sugar bounty Anthresh line. Every breath that goes down, assisting the essence of life and the fun is over, after two blessings in every breath and every blessing necessary sugar. Shkrsh hunched over the handle of the language of Badr Ydyky unsolved riddles of creation science prove creation of Adam (AS) and Hazrat Hawa (AS) as the source and origin of human creation. Creation of Adam (AS) in a few thousand years ago, a perfect man and a perfect knowledge of science Ldny and learned all the basic science and the mutant variant with early humans, with a background of several million years. Human consciousness to achieve at least one of the discoveries of the scientific evidence and the literature suggests that the evolution takes millions of years to have a civilization, theology, society and law to find them. While Adam and the particular judgment and wisdom of God the world is indeed full names and left a legacy for your children.have the ability to think and to speak with someone who is different from the perfection created by God and it has made a difference to our thinking, which is the origin of the creation of man which we are the generation.not dreams and fantasies in his mind.intercourse could find. If a person relies on whether or Gradually prejudice the light of truth remote, in animal woven subjective illusions and false beliefs believe and how impossible it is deemed denied and the ugly. When Satan to confuse and frustrate the man he was speaking to the deceit and trickery that has been mounted on a compound of pride, and led to the destruction of the land of darkness and the link to the prejudice and pride in the man Parting Wings bring perfection to fall into the abyss of darkness and destruction he has given.So you should always beware of the perverted monster and magic potions to be aware of it, so do not tell the truth. Perhaps the most difficult part of the prophecy of Prophet Muhammad (SAW), the breaking and elimination of blind prejudice towards Arabs and Asasshan belief was unfounded. Except that someone tried to prejudice the Prophet did it up, surely the biggest battle of Imam Ali (AS) was the elimination of Kharijite groups, he says, I look at my troubles and nobody but me dares not do this, because Outlaw of the most fanatical individuals to perform God's commandments and honor riding on their only lead of the school survivors knew the infidel and apostate Muslims be denied.

And then: the missing link of creation, God, it was Adam created the angels asked, whether it was God's will to create a creature that can take on the corruption and bloodshed? While we Hallelujah and praise the Lord, and the Lord said Mshghvlym I know something that you do not know! God's will done on earth body and soul, the divine inspiration of God's creation, including the angels prostrated themselves forcefully brought here, but the serpent, and the seat God, and the enemy men Gasht hold pride. Adam and Eve (AS) were living in paradise, but soon afterwards the devil's temptation, and deception, the ugliness of their disobedience, God appeared and came down to earth. Of the guilty, remorseful and regret, weeping and wandering God to repent and ask for forgiveness were performed. Allah accepted their repentance and send a prophet unto man on the earth. So many blessings God has bestowed upon them of the Abel and Cain. They were young and the marriage was to Adam. For the continuation of the human race, and thus needs to be inherent Adam were married and that vacancy is missing wives and continue the human race appear. Adam children how and where to find a wife? This question has gone unanswered for centuries. The Deathly lost and missing some confusion in my mind that what the root cause was established.. The assumption that siblings have married and blocking is unacceptable. Another assumption is that the Abel and Cain or Perry or Jen sent two angels from heaven that this assumption is not acceptable can be invoked, because the other children of the first Adam's wife found how they interact and Scaling Second jinns or angelsto earth by God to be irrational and illogical it is, and if it did, we're half fire and half of the soil. Another hypothesis is that He created spouses for Cain and the rest of creation goals.The first two did not create Adam and Eve to not have multiple spouses for their children Adam created? The hypothesis that these three were the most important assumptions in particular unacceptable and make sure that all three are wrong. The fourth hypothesis, it is important in the creation of human beings, the more attention is Darwin's theory of evolution. This theory is not perfect, but it is true. Animals definitely bipedal, intelligent and mature civilization from pre development and the creation of Adam (AS), there are angels like Adam with the rebellion and mutiny and bloodshed of the human race, and the scientific and environmental reasonsOn being broken up.They are becoming more civilized and intelligent than humans. Secondly humanoid creatures of God's creation of Adam from the root animal is not.God created Jesus. Compared with the creation of Adam (AS) and Hazrat Isa (AS) can be concluded that whatever is the will of God will be the same. Also, the creation of Jesus (AS) was simply to prove that Hazrat Adam (AS) at the time and place that Descent of Man Smart Views have been there and the animals and all of God's creatures, a sign of power and knowledge and wisdom You are unique. Third, if in the mood, and the exact nature and depth of the human race, we are certain that we humans, as well as humanity, the divine spirit in search of excellence and ambitious, and sometimes even temperament and instinct animal cruelty and voracityblown soil in the form of Adam (AS) and mixed with clay, and the sex composition of the children of Adam (AS) with intelligent humanoid creatures that had been gradually evolved.This is the wisdom of God.though, to appreciate what is God's and humanity's place in sublime and divine wisdom is proved.

 

. Consciousness, intelligence, instinct, craving, people absolutely need to survive are taking advantage of the four main elements. Place in the heart of the intelligence element, the element at the head of intelligence, instinct, blood components and the temptations of the senses is the element that you remove any of them, we have to stop living, but the role of these four elements relative to each other constantly, faint and will be highlighted in each section are applicable to the other. If someone can make sense of the whole of his life Brhvsh to dominate, the instinct of self-control and Satanic temptations will come together to uplift and development, the prevailing wisdom is intelligence made it obsolete, Hsabgranh the instinct to buydoes not.interest in human survival and overall survival have been destroyed if we eliminate the temptation to achieve the major goals and have targeted the man away. The life and human survival and development to achieve excellence, chain linked to the four elements of consciousness, intelligence, instinct and is tempted to conclude that the evolution of intelligence and instinct, intelligence and wisdom of God is tempted to make each time motion and progress are human and what does the future Ansanhararqm Finally, the superiority and dominance of these elements are stronger than others, which is of great debate. Valslam. / M. I praise God that Dana Bynav clean soil that gives the Murray Do not rub the milk on the mosquito cells brave fight

 

 

 

                                                                                             Behkamiyan