ای ایران

ای ایران ای مرز پر گهـر

ای خاکت سرچشمه هنر

دور از تو اندیشۀ بدان

پاینده مانی و جاودان

ای دشمن ار تو سنگ خاره‌ ای من آهنم

جان من فدای خاک پاک میهنم

مهر تو چون  شد پیشه‌ام

 دور از تو نیست اندیشه‌ام

در راه تو کِی ارزشی دارد این جان ما

 پاینده باد خاک ایران ما

سنگ کوهت دُرّ و گوهر است

خاک دشتت بهتر از زر است

مهرت از دل کِی برون کنم

برگو بی مهرِ تو چون کنم

تا گردش جهان و دور آسمان به‌پاست

نورِ ایزدی همیشه رهنمای ماست

مهر تو چون  شد پیشه‌ام

دور از تو نیست اندیشه‌ام

در راه تو کِی ارزشی دارد این جان ما

پاینده باد خاک ایران ما

ایران ای خُرّم بهشت من

روشن از تو سرنوشت من

گر آتش بارد به پیکرم

جز مهرت در دل نپرورم

از آب و خاک و مهرِ تو سرشته شد گِلم

مهر اگر برون رود گـِلی شود دلم

مهر تو چون  شد پیشه‌ام

دور از تو نیست اندیشه‌ام

در راه تو کِی ارزشی دارد این جان ما

پاینده باد خاک ایران ما

اخبار روز

اخبار روز

 

سیاست

http://vista.ir/news/rss/1.xml

 

جامعه

http://vista.ir/news/rss/2.xml

 

اقتصاد

http://vista.ir/news/rss/3.xml

 

ورزش

http://vista.ir/news/rss/8.xml

 

فرهنگ و هنر

http://vista.ir/news/rss/4.xml

 

بهداشت و درمان

http://vista.ir/news/rss/20.xml

 

علم و تکنولوژی

http://vista.ir/news/rss/22.xml

 

فناوری اطلاعات

http://vista.ir/news/rss/18.xml

 

بین الملل

http://vista.ir/news/rss/7.xml

 

صنعت

http://vista.ir/news/rss/19.xml

 

انرژی

http://vista.ir/news/rss/12.xml

 

اندیشه

http://vista.ir/news/rss/5.xml

 

حوزه و دانشگاه

http://vista.ir/news/rss/11.xml

 

مجلس

http://vista.ir/news/rss/13.xml

 

حوادث

http://vista.ir/news/rss/51.xml

 

رسانه

http://vista.ir/news/rss/23.xml

 

گردشگری و میراث فرهنگی

http://vista.ir/news/rss/25.xml

 

عکس

http://vista.ir/news/rss/54.xml

 

کاریکاتور

http://vista.ir/news/rss/53.xml

 

 

همه گروهها

http://vista.ir/news/rss/top.xml

سیاست

http://vista.ir/news/rss/top1.xml

جامعه

http://vista.ir/news/rss/top2.xml

اقتصاد

http://vista.ir/news/rss/top3.xml

ورزش

http://vista.ir/news/rss/top8.xml

فرهنگ و هنر

http://vista.ir/news/rss/top4.xml

بهداشت و درمان

http://vista.ir/news/rss/top20.xml

علم و تکنولوژی

http://vista.ir/news/rss/top22.xml

فناوری اطلاعات

http://vista.ir/news/rss/top18.xml

بین الملل

http://vista.ir/news/rss/top7.xml

صنعت

http://vista.ir/news/rss/top19.xml

انرژی

http://vista.ir/news/rss/top12.xml

اندیشه

http://vista.ir/news/rss/top5.xml

حوزه و دانشگاه

http://vista.ir/news/rss/top11.xml

مجلس

http://vista.ir/news/rss/top13.xml

حوادث

http://vista.ir/news/rss/top51.xml

رسانه

http://vista.ir/news/rss/top23.xml

گردشگری و میراث فرهنگی

http://vista.ir/news/rss/top25.xml

عکس

http://vista.ir/news/rss/top54.xml

کاریکاتور

http://vista.ir/news/rss/top53.xml

طبقه بندی نشده

http://vista.ir/news/rss/top15.xml

وصـيت  نامه  داريــــــــــو ش

  

اينــــــک که من از دنيا ميروم بيست و پنج کشور جزو امپراطوری ايران است و در تمام اين کشورها پول ايران رواج دارد و ايرانيان در آن کشورها دارای احترام هستند و مردم کشورها نيز در ايران دارای احترام مي باشند.

جـــــــانشين من خشايار شا بايد مثل من در حفظ اين کشورها بکوشد و راه نگهداری اين کشورها اين است که در امور داخلي آنها مداخله نکند و مذهب و شعائر آنها را محترم بشمارد.

اکنــــون که من از اين دنيا مي روم تو دوازده کرور دريک زر در خزانه سلطنتي داری و اين زر يکي از ارکان قدرت تو مي باشد زيرا قدرت پادشاه فقط به شمشير نيست بلکه به ثروت نيز هست. البته به خاطر داشته باش که تو بايد به اين ذخيره بيفزايي نه اينکه از آن بکاهي. من نمي گويم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکني ، زيرا قاعده اين زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند امّا در اولين فرصت آنچه برداشتي به خزانه برگردان. مادرت آتوسا بر من حق دارد پس پيوسته وسايل رضايت خاطرش را فراهم کن.

ده ســـــــال است که من مشغول ساخت انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساخت اين انبارها را که با سنگ ساخته ميشود و به شکل استوانه است در مصر آموختم و چون انبارها پيوسته تخليه ميشوند حشرات در آن بوجود نمي آيند و غله در اين انبارها چند سال مي ماند بدون اينکه فاسد شود و تو بايد بعد از من به ساختن انبارهای غله ادامه دهي تا اينکه همواره آذوقه دو يا سه سال کشور در انبارها موجود باشد و هر ساله بعد از اينکه غله جديد بدست آمد از غله موجود در انبارها برای تامين کسر خواربار استفاده کن و غله جديد را بعد از اينکه بو جاری شد به انبار منتقل نما و به اين ترتيب تو هرگز برای آذوقه در اين مملکت دغدغه نخواهي داشت ولو دو يا سه سال پياپي خشکسالي شود.

هـــــــرگز دوستان و نديمان خود را به کارهای مملکتي نگمار و برای آنها همان مزيت دوست بودن با تو کافي است ، چون اگر دوستان و نديمان خود را به کارهای مملکتي بگماری و آن به مردم ظلم کنند و استفاده نامشروع نمايند نخواهي توانست آنها را به مجازات برساني چون با تو دوست هستند و تو ناچاری که رعايت دوست بنمايي.

کــــــانالي که من مي خواستم بين شط نيل و دريای سرخ بوجود بياورم هنوز به اتمام نرسيده و تمام کردن اين کانال از نظر بازرگاني و جنگي خيلي اهميت دارد و تو بايد آن کانال را باتمام برساني و عوارض عبور کشتي ها از آن کانال نبايد آنقدر سنگين باشد که ناخدايان کشتي ها ترجيح بدهند که از آن عبور نکنند.

اکنــــون من سپاهي به طرف مصر فرستادم تا اينکه در اين قلمرو ايران ، نظم و امنيت برقرار کنند. ولي فرصت نکردم سپاهي به يونان بفرستم و تو بايد اين کار را به انجام برساني. با يک ارتش نيرومند به يونان حمله کن و به يونانيان بفهمان که پادشاه ايران قادر است مرتکبين فجايع را تنبيه کند.

توصيـــــــه ديگر من به تو اين است که هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده. چون هر دوی آنها آفت سلطنت هستند و بدون ترحم دروغگو را از خود دور نما. هرگز عمال ديوان را بر مردم مسلط نکن و برای اينکه عمال ديوان به مردم مسلط نشوند ، برای ماليات ، قانوني وضع کردم که تماس عمال ديوان را با مردم خيلي کم کرده است و اگر اين قانون را حفظ کني عمال حکومت با مردم زياد تماس نخواهند داشت.

افســـــــــران و سربازان ارتش را راضي نگهدار و با آنها بدرفتاری نکن. اگر با آنها بد رفتاری کني آنها نخواهند توانست معامله متقابل کنند. امّا در ميدان جنگ تلافي خواهند کرد. ولو به قيمت کشته شدن خودشان باشد و تلافي آنها اينطور خواهد بود که دست روی دست مي گذارند و تسليم مي شوند تا اينکه وسيله شکست تو را فراهم نمايند.

امــــــــر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنويسند تا اينکه فهم وعقل آنها بيشتر شود و هر قدر که فهم و عقل آنها زيادتر شود ، تو با اطمينان بيشتر مي تواني سلطنت کني. همواره حامي کيش يزدان پرستي باش. امّا هيچ قومي را مجبور نکن که از کيش تو پيروی نمايد و پيوسته بخاطر داشته باش که هر کس بايد آزاد باشد که از هر کيش که ميل دارد پيروی نمايد.

بعــــــد از اينکه من زندگي را بدرود گفتم ، بدن من را بشوی و آنگاه کفني را که خود فراهم کرده ام بر من بپيچان و در تابوت سنگي قرار بده و در قبر بگذار. امّا قبرم را که موجود است مسدود نکن تا هر زمان که مي تواني وارد قبر بشوی و تابوت سنگي مرا در آنجا ببيني و بفهمي ، من که پدر تو و پادشاهي مقتدر بودم و بر بيست و پنج کشور سلطنت مي کردم مردم و تو نيز مثل من خواهي مرد زيرا سرنوشت آدمي اين است که بميرد. خواه پادشاه بيست و پنج کشور باشد يا يک خارکن و هيچ کس در اين جهان باقي نمي ماند. اگر تو هر زمان که فرصت بدست مي آوری وارد قبر من بشوی و تابوت را ببيني ، غرور و خودخواهي بر تو غلبه خواهد کرد امّا وقتي مرگ خود را نزديک ديدی ، بگو که قبر مرا مسدود نمايند و وصيت کن که پسرت قبر تو را باز نگهدارد تا اينکه بتواند تابوت حاوی جسد تو را ببيند.


زنــــــهار ، زنهار. هرگز هم مدعي و هم قاضي نشو ، اگر از کسي ادعايي داری موافقت کن ، يک قاضي بيطرف آن ادعا را مورد رسيدگي قرار بدهد و رای صادر نمايد. زيرا کسي که مدعي است اگر قاضي هم باشد ظلم خواهد کرد.

هــــــرگز از آباد کردن دست بر ندار. زيرا اگر دست از آباد کردن برداری کشور تو رو به ويراني خواهد گذاشت زيرا قاعده اين است که وقتي کشور آباد نمي شود به طرف ويراني مي رود. در آباد کردن ، حفر قنات و احداث جاده و شهرسازی را در درجه اوّل اهميت قرار بده .

عفـــــو و سخاوت را فراموش نکن و بدان که بعد از عدالت برجسته ترين صفت پادشاهان عفو است و سخاوت. ولي عفو فقط موقعي بايد بکار بيفتد که کسي نسبت به تو خطايي کرده باشد و اگر به ديگری خطايي کرده باشد و تو خطا را عفو کني ، ظلم کرده ای زيرا حق ديگری را پايمال نموده ای.

بيـــــش از اين چيزی نمي گويم و اين اظهارات را با حضور کساني که غير از تو در اين جا حاضر هستند کردم تا اينکه بدانند قبل از مرگ ، من اين توصيه ها را کرده ام و اينک برويد و مرا تنها بگذاريد زيرا احساس ميکنم که مرگم نزديک شده است

  

مفاهیم واژگان

یار دبستانی من

 

یار دبستانی من با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما بغض من و آه منی

حک شده اسم من و تو رو تن این تخته سیاه
ترکه ی بیداد و ستم مونده هنوز رو تن ما


دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علف هاش
خوب اگه خوب، بد اگه بد، مرده دل های آدماش

دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه
کی می تونه جز من و تو درد ما رو چاره کنه

یار دبستانی من با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما بغض من و آه منی


حک شده اسم من و تو رو تن این تخته سیاه
ترکه ی بیداد و ستم مونده هنوز رو تن ما

یار دبستانی من با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما بغض من و آه منی

حک شده اسم من و تو رو تن این تخته سیاه
ترکه ی بیداد و ستم مونده هنوز رو تن ما

دشت بی فرهنگی ما هرزه تموم علف هاش
خوب اگه خوب، بد اگه بد، مرده دل های آدماش

دست من و تو باید این پرده ها رو پاره کنه
کی می تونه جز من و تو درد ما رو چاره کن

یار دبستانی من با من و همراه منی
چوب الف بر سر ما بغض من و آه منی

حک شده اسم من و تو رو تن این تخته سیاه
ترکه ی بیداد و ستم مونده هنوز رو تن ما

متن کامل سخنرانی آیت الله خمینی در بهشت زهرا

بسم الله الرحمن الرحیم

ما در این مدت مصیبت ها دیده ایم، مصیبت های بسیار بزرگ و بعضی پیروزها حاصل شد كه البته آن هم بزرگ بوده، مصیبت های زن های جوان مرده، مردهای اولاد از دست داده، طفل های پدر از دست داده.

من وقتی چشمم به بعضی از اینها كه اولاد خودشان را از دست داده اند می افتد، سنگینی در دوشم پیدا می شود كه نمی توانم تاب بیاورم. من نمی توانم از عهده این خسارات كه بر ملت ما وارد شده است برآیم، من نمی توانم تشكر از این ملت بكنم كه همه چیز خودش را در راه خدا داد، خدای تبارك و تعالی باید به آنها اجر عنایت فرماید.

من به مادرهای فرزند از دست داده تسلیت عرض می كنم و در غم آنها شریك هستم. من به پدرهای جوان داده، من به آنها تسلیت عرض می كنم. من به جوان هائی كه پدرانشان را در این مدت از دست داده اند تسلیت عرض می كنم.

خوب، ما حساب بكنیم كه این مصیبت ها برای چه به این ملت وارد شد، مگر این ملت چه می گفت و چه می گوید كه از آنوقتی كه صدای ملت در آمده است تا حالا قتل و ظلم و غارت و همه اینها ادامه دارد. ملت ما چه می گفتند كه مستحق این عقوبات شدند ملت ما یك مطلبش این بود كه این سلطنت پهلوی از اول كه پایه گذاری شد برخلاف قوانین بود. آنهائی كه در سن من هستند، می دانند و دیده اند كه مجلس موسسان كه تاسیس شد، با سرنیزه تاسیس شد، ملت هیچ دخالت نداشت در مجلس موسسان، مجلس موسسان را با زور سرنیزه تاسیس كردند و با زور، وكلای آن را وادار كردند به اینكه به رضاشاه رای سلطنت بدهند. پس این سلطنت از اول یك امر باطلی بود، بلكه اصل رژیم سلطنتی از اول خلاف قانون و خلاف قواعد عقلی است و خلاف حقوق بشر است. برای اینكه ما فرض می كنیم كه یك ملتی تمامشان رای داند كه یك نفری سلطان باشد، بسیار خوب، اینها از باب اینكه مسلط بر سرنوشت خودشان هستند و مختار به سرنوشت خودشان هستند، رای آنها برای آنها قابل است؛ لكن اگر چنانچه یك ملتی رای دادند (ولو تمامشان) به اینكه اعقاب این سلطان هم سلطان باشد، این به چه حقی ملت پنجاه سال از این، سرنوشت ملت بعد را معین می كند سرنوشت هر ملتی به دست خودش است. ما در زمان سابق، فرض بفرمائید كه زمان اول قاجاریه نبودیم، اگر فرض كنیم كه سلطنت قاجاریه به واسطه یك رفراندمی تحقق پیدا كرد و همه ملت هم ما فرض كنیم كه رای مثبت دادند، اما رای مثبت دادند بر آقامحمدخان قجر و آن سلاطینی كه بعدها می آیند. در زمانی كه ما بودیم و زمان سلطنت احمدشاه بود، هیچ یك از ما زمان آقامحمدخان را ادراك نكرده، آن اجداد ما كه رای دادند برای سلطنت قاجاریه، به چه حقی رای دادند كه زمان ما احمد شاه سلطان باشد سرنوشت هر ملت دست خودش است. ملت در صد سال پیش از این، صدوپنجاه سال پیش از این، یك ملتی بوده، یك سرنوشتی داشته است و اختیاری داشته ولی او اختیار ماها را نداشته است كه یك سلطانی را بر ما مسلط كند. ما فرض می كنیم كه این سلطنت پهلوی، اول كه تاسیس شد به اختیار مردم بود و مجلس موسسان را هم به اختیار مردم تاسیس كردند و این اسباب این می شود كه - بر فرض اینكه این امر باطل، صحیح باشد- فقط رضاخان سلطان باشد، آن هم بر آن اشخاصی كه در آن زمان بودند و اما محمد رضا سلطان باشد بر این جمعیتی كه الان بیشتر شان، بلكه الا بعض قلیلی از آنها ادارك آنوقت را نكرده اند، چه حقی داشتند ملت در آن زمان، سرنوشت ما را در این زمان معین كنند؛ بنابر این سلطنت محمدرضا اولا كه چون سلطنت پدرش خلاف قانون بود و با زور و با سرنیزه تاسیس شده بود مجلس، غیر قانونی است، پس سلطنت محمدرضا هم غیر قانونی است و اگر چنانچه سلطنت رضاشاه فرض بكنیم كه قانونی بوده، چه حقی آنها داشتند كه برای ما سرنوشت معین كنند هر كسی سرنوشتش با خودش است، مگر پدرهای ما ولی ما هستند؟ مگر آن اشخاصی كه درصد سال پیش از این، هشتاد سال پیش از این بودند، می توانند سرنوشت یك ملتی را كه بعدها وجود پیدا كنند، آنها تعیین بكنند؟ این هم یك دلیل كه سلطنت محمدرضا سلطنت قانونی نیست. علاوه بر این، این سلطنتی كه در آنوقت درست كرده بودند و مجلس موسسان هم ما فرض كنیم كه صحیح بوده است، این ملتی كه سرنوشت خودش با خودش باید باشد، در این زمان می گوید كه ما نمی خواهیم این سلطان را. وقتی كه اینها رای دادند به اینكه ما سلطنت رضاشاه را، سلطنت محمدرضاشاه را، رژیم سلطنتی را نمی خواهیم، سرنوشت اینها با خودشان است. این هم یك راه است از برای اینكه سلطنت او باطل است.

حالا می آئیم سراغ دولت هائی كه ناشی شده از سلطنت محمدرضا و مجلس هائی كه ما داریم. در تمام طول مشروطیت الا بعضی از زمان ها آن هم نسبت به بعض از وكلا، مردم دخالت نداشتند در تعیین وكلا. شما الان اطلاع دارید كه در این مجلسی كه حالا هست، چه مجلس شورا و چه مجلس سنا و شما ملت ایران هستید، شما ملتی هستید كه در تهران سكنی دارید، من از شما مردم تهران سوال می كنم كه آیا این وكلائی كه در مجلس هستند، چه در مجلس سنا و چه در مجلس شورا شما اطلاع داشتید كه اینها را خودتان تعیین كنید اكثر این مردم می شناسند این افرادی را كه به عنوان مجلس و به عنوان وكیل مجلس سنا یا مجلس شورا در مجلس هستند یا این هم با زور تعیین شده بدون اطلاع مردم. مجلسی كه بدون اطلاع مردم است و بدون رضایت مردم است، این مجلس، مجلس غیرقانونی است. بنابر این اینهائی كه در مجلس نشسته اند و مال ملت را گرفته اند به عنوان اینكه حقوق هر فرض كنید كه وكیلی اینقدر است، این حقوق را حق نداشتند بگیرند و ضامن هستند. آنهائی هم كه در مجلس سنا هستند، آن ها هم حق نداشتند و ضامن هستند. و اما دولتی كه ناشی می شود از یك شاهی كه خودش و پدرش غیر قانونی است، خودش علاوه بر او غیرقانونی است، وكلائی كه تعیین كرده است غیرقانونی است، دولتی كه از همچو مجلسی و همچو سلطانی انشا بشود، این دولت غیرقانونی است. این ملت حرفی را كه داشتند در زمان محمدرضاخان می گفتند كه این سلطنت را ما نمی خواهیم و سرنوشت ما با خود ماست. در حالا هم می گویند كه ما این وكلا را غیرقانونی می دانیم، این مجلس سنا را غیرقانونی می دانیم، این دولت را غیرقانونی می دانیم. آیا كسی كه خودش از ناحیه مجلس، از ناحیه مجلس سنا، از ناحیه شاه منصوب است و همه آنها غیر قانونی هستند، می شود كه قانونی باشد ما می گوئیم كه شما غیر قانونی هستید باید بروید. ما اعلام می كنیم كه دولتی كه به اسم دولت قانونی خودش را معرفی می كند، حتی خودش قبول ندارد كه قانونی است، خودش تا چند سال پیش از این، تا آنوقتی كه دستش نیامده بود این وزارت، قبول داشت كه غیرقانونی است، حالا چه شده است كه می گوید من قانونی هستم این مجلس غیرقانونی است، از خود وكلا بپرسید كه آیا شما را ملت تعیین كرده است هر كدام ادعا كردند كه ملت تعیین كرده است، ما دستشان را می دهیم دست یك نفر آدم ببرد او را در حوزه انتخابیه اش، در حوزه انتخابیه اش از مردم سوال می كنیم كه این آقا آیا وكیل شما هست، شما او را تعیین كردید حتما بدانید كه جواب آنها نفی است. بنابر این آیا یك ملتی كه فریاد می كند كه ما این دولت مان، این شاه مان، این مجلس مان برخلاف قوانین است و حق شرعی و حق قانونی و حق بشری ما این است كه سرنوشت مان دست خودمان باشد، آیا حق این ملت این است كه یك قبرستان شهید برای ما درست بكنند، در تهران، یك قبرستان هم در جاهای دیگر

من باید عرض كنم كه محمد رضای پهلوی، این خائن خبیث برای ما رفت، فرار كرد و همه چیز ما را به باد داد. مملكت ما را خراب كرد، قبرستان های ما را آباد كرد. مملكت ما را از ناحیه اقتصاد خراب كرد. تمام اقتصاد ما الان خراب است و از هم ریخته است كه اگر چنانچه بخواهیم ما این اقتصاد را به حال اول برگردانیم، سال های طولانی با همت همه مردم، نه یك دولت این كار را می تواند بكند و نه یك قشر از اقشار مردم این كار را می توانند بكنند، تا تمام مردم دست به دست هم ندهند نمی توانند این به هم ریختگی اقتصاد را از بین ببرند. شما ملاحظه كنید، به اسم اینكه ما می خواهیم زراعت را، دهقان ها را دهقان كنیم، تا حالا رعیت بودند و ما می خواهیم حالا دهقانشان كنیم، اصلاحات ارضی درست كردند، اصلاحات ارضی شان بعد از این مدت طولانی به اینجا منتهی شد كه بكلی دهقانی از بین رفت، بكلی زراعت ما از بین رفت و الان شما در همه چیز محتاجید به خارج؛ یعنی محمدرضا این كار را كرد تا بازار درست كند از برای آمریكا و ما محتاج به او باشیم در اینكه گندم از او بیاوریم، برنج از او بیاوریم، همه چیز را، تخم مرغ از او بیاوریم یا از اسرائیل كه دست نشانده آمریكاست بیاوریم.

بنابراین كارهائی كه این آدم كرده به عنوان اصلاح، این كارها خودش افساد بوده است. قضیه اصلاحات ارضی یك لطمه ای بر مملكت ما وارد كرده است كه تا شاید بیست سال دیگر ما نتوانیم این را جبرانش بكنیم مگر همه ملت دست به هم بدهند و كمك كنند تا سال بگذرد و جبران بشود این معنا. فرهنگ ما را یك فرهنگ عقب نگه داشته درست كرده است، فرهنگ ما را این عقب نگه داشته به طوری كه جوان های ما تحصیلاتشان در اینجا تحصیلات تام و تمام نیست و باید بعد از اینكه یك مدتی در اینجا یك نیمه تحصیلی كردند آن هم با این مصیبت ها، آن هم با این چیزها، باید بروند در خارج تحصیل بكنند. ما پنجاه سال است، بیشتر از پنجاه سال است دانشگاه داریم و قریب سی و چند سال است كه این دانشگاه را داریم لكن چون خیانت شده است به ما، از این جهت رشد نكرده، رشد انسانی ندارد، تمام انسان ها و نیروی انسانی ما را از بین برده است این آدم.

این آدم به واسطه نوكری كه داشته، مراكز فحشا درست كرده، تلویزیونش مركز فحشاست، رادیویش بسیاریش فحشاست، مراكزی كه اجازه دادند برای اینكه باز باشد، مراكز فحشاست، اینها دست به دست هم دادند. در تهران مركز مشروب فروشی بیشتر از كتابفروشی است، مراكز فساد دیگر الی ماشائالله است. برای چه سینمای ما مركز فحشاست. ما با سینما مخالف نیستیم ما با مركز فحشا مخالفیم. ما با رادیو مخالف نیستیم ما با فحشا مخالفیم. ما با تلویزیون مخالف نیستیم ما با آن چیزی كه در خدمت اجانب برای عقب نگه داشتن جوانان ما و از دست دادن نیروی انسانی ماست، با آن مخالف هستیم. ما كی مخالفت كردیم با تجدد، با مراتب تجدد مظاهر تجدد وقتی كه از اروپا پایش را در شرق گذاشت خصوصا در ایران، مركز چیزی كه باید از آن استفاده تمدن بكنند ما را به توحش كشانده است. سینما یكی از مظاهر تمدن است كه باید در خدمت این مردم، در خدمت تربیت این مردم باشد و شما می دانید كه جوان های ما را اینها به تباهی كشیده اند و همین طور سایر این جاها. ما با اینها در این جهات مخالف هستیم. اینها به همه معنا خیانت كرده اند به مملكت ما.

و اما نفت ما، تمام نفت ما را به غیر دادند، به آمریكا و غیر از آمریكا دادند، آنی كه به آمریكا دادند عوض چه گرفتند عوض، اسلحه برای پایگاه درست كردن برای آقای آمریكا. ما، هم نفت دادیم و هم پایگاه برای آنها درست كردیم. آمریكا با این حیله كه این مرد هم دخالت داشت، با این حیله نفت را از ما برد و برای خودش در عوض پایگاه درست كرد یعنی اسلحه آورده اینجا كه ارتش ما نمی تواند این اسلحه را استعمال بكند، باید مستشارهای آنها باشند، باید كارشناس های آنها باشند. این هم از ناحیه نفت كه این نفت ما را اگر چند سال دیگر خدای نخواسته این عمر پیدا كرده بود، عمر سلطنتی پیدا كرده بود، مخازن نفت ما را تمام كرده بود، زراعت مان را هم كه تمام كرده، این ملت بكلی ساقط شده بود و باید عملگی كند برای اغیار. ما كه فریاد می كنیم از دست این، برای این است. خون های جوان های ما برای این جهات ریخته شده، برای اینكه آزادی می خواهیم ما. ما پنجاه سال است كه در اختناق بسر بردیم، نه مطبوعات داشتیم، نه رادیوی صحیح داشتیم، نه تلویزیون صحیح داشتیم، نه خطیب توانست حرف بزند، نه اهل منبر می توانستند حرف بزنند، نه امام جماعت می توانست آزاد كار خودش را ادامه بدهد، نه هیچ یك از اقشار ملت كارشان را می توانستند ادامه بدهند و در زمان ایشان هم همین اختناق به طریق بالاتر باقی است و باقی بود و الا هم باز نیمه حشاشه او كه باقی است، نیمه حشاشه این اختناقی هم باقی است. ما می گوئیم كه خود آن آدم، دولت آن آدم، مجلس آن آدم، تمام اینها غیر قانونی است واگر ادامه به این بدهند اینها مجرمند و باید محاكمه بشوند و ما آنها را محاكمه می كنیم.

من دولت تعیین می كنم، من تو دهن این دولت می زنم، من دولت تعیین می كنم، من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می كنم، من به واسطه اینكه ملت مرا قبول دارد (تكبیر حضار) این آقا كه خودش هم خودش را قبول ندارد، رفقایش هم قبولش ندارند، ملت هم قبولش ندارد، ارتش هم قبولش ندارد، فقط آمریكا از این پشتیبانی كرده و فرستاده به ارتش دستور داده كه از او پشتیبانی بكنید، انگلیس هم از این پشتیبانی كرده و گفته است كه باید از این پشتیبانی بكنید. یك نفر آدمی كه نه ملت قبولش دارد نه هیچ یك از طبقات ملت از هر جا بگوئید قبولش ندارند، بله چند تا از اشرار را دارند كه می آورند توی خیابان ها، از خودشان هست این اشرار، فریاد هم می كنند، از این حرف ها هم می زنند لكن ملت این است، این ملت است (اشاره به حضار). می گوید كه در یك مملكت كه دو تا دولت نمی شود. خوب واضح است این، یك مملكت دو تا دولت ندارد لكن دولت غیرقانونی باید برود، تو غیرقانونی هستی، دولتی كه ما می گوئیم، دولتی است كه متكی به آرای ملت است، متكی به حكم خداست، تو باید یا خدا را انكار كنی یا ملت را. باید سرجایش بنشیند این آدم و یا اینكه به امر آمریكا و اینها وادار كند یك دسته ای از اشرار را این ملت را قتل عام كند.

ما تا هستیم نمی گذاریم اینها سلطه پیدا كنند، ما نمی گذاریم دوباره اعاده بشود آن حیثیت سابق و آن ظلم های سابق، ما نخواهیم گذشت كه محمدرضا برگردد، اینها می خواهند او را برگردانند، بیدار باشید. ای مردم! بیدار باشید، نقشه دارند می كشند، ستاد درست كرده مردیكه در آن جائی كه هست، روابط دارند درست می كنند، می خواهند دوباره ما را برگردانند به آن عهدی كه همه چیزمان اختناق در اختناق باشد و همه هستی ما به كام آمریكا برود. ما نخواهیم گذاشت، تا جان داریم نخواهیم گذاشت و من از خدای تبارك و تعالی سلامت همه شما را خواستار هستم و من عرض می كنم بر همه ما واجب است كه این نهضت را ادامه بدهیم تا آنوقتی كه اینها ساقط بشوند و ما به واسطه آرای مردم، مجلس سنا درست بكنیم و دولت اول را، دولت دائمی را (مقصود من از مجلس سنا مجلس موسسان بود، نه مجلس سنا. مجلس سنا اصلش یك حرف مزخرفی است، همیشه بوده.) تعیین بكنیم.

و من باید یك نصحیت به ارتش بكنم و یك تشكر از یكی از اركان ارتش، یك قشرهائی از ارتش. اما آن نصحیتی كه می كنم این است كه ما می خواهیم كه شما مستقل باشید، ماها داریم زحمت می كشیم، ماها خون دادیم، ماها جوان دادیم، ماها حیثیت و آبرو دادیم، مشایخ ما حبس رفتند، زجر كشیدند، می خواهیم كه ارتش ما مستقل باشد. آقای ارتشبد! شما نمی خواهید شما نمی خواهید مستقل باشید

آقای سرلشكر! شما نمی خواهید مستقل باشید، شما می خواهید نوكر باشید من به شما نصحیت می كنم كه بیائید در آغوش ملت، همان كه ملت می گوید بگوئید، ما باید مستقل باشیم، ملت می گوید ارتش باید مستقل باشد، ارتش نباید زیر فرمان مستشارهای آمریكا و اجنبی باشد، شما هم بیائید، ما برای خاطر شما این حرف را می زنیم، شما هم بیائید برای خاطر خودتان این حرف را بزنید، بگوئید (ما می خواهیم مستقل باشیم، ما نمی خواهیم این مستشارها باشند.) ما كه این حرف را می زنیم كه ارتش باید مستقل باشد، جزای ما این است كه بریزید توی خیابان خون جوان های ما را بریزید كه چرا می گوئید من باید مستقل باشم ما می خواهیم تو آقا باشی.

و اما تشكر می كنم از این قشرهائی كه متصل شدند به ملت، اینها آبروی خودشان را، آبروی كشورشان را، آبروی ملت شان را اینها حفظ كردند. این درجه دارها، همافرها، افسرهای نیروی هوائی، اینها همه مورد تشكر و تمجید ما هستند و همین طور آنهائی كه در اصفهان و در همدان و در سایر جاها، اینها تكلیف شرعی، ملی، كشوری خودشان را دانستند و به ملت ملحق شدند و پشتیبانی از نهضت اسلامی ملت را كردند ما از آنها تشكر می كنیم و به اینهائی كه متصل نشدند می گوئیم كه متصل بشوید به اینها، اسلام برای شما بهتر از كفر است، ملت برای شما بهتر از اجنبی است. ما برای شما می گوئیم این مطلب را، شما هم برای خودتان این كار را بكنید، رها بكنید این را، خیال نكنید كه اگر رها كردید ما می آئیم شما را به دار می زنیم. این چیزهائی است كه شماها یا كسان دیگر درست كرده اند والا این همافرها و این درجه دارها و این افسرها كه آمدند و متصل شدند، ما با كمال عزت و سعادت آنها را حفظ می كنیم و ما می خواهیم كه مملكت، مملكت قوی باشد، ما می خواهیم كه مملكت دارای یك نظام قدرتمند باشد، ما نمی خواهیم نظام را به هم بزنیم، ما می خواهیم نظام محفوظ باشد لكن نظام ناشی از ملت در خدمت ملت، نه نظامی كه دیگران سرپرستی اش را بكنند و دیگران فرمان به آن بدهند.

والسلام علیكم ورحمت الله وبركاته

اخبار روز

  »   رئیس جمهور آینده کیست؟  / عصرایران / چهارشنبه ۸ تیر
  »   اسم‌های عجيب و باور نكردنی در ايران  / عصرایران / یکشنبه ۵ تیر
  »   زن 27 ساله مزاحم تفريح شوهر 22 ساله‌ مي‌شد  / فارس / چهارشنبه ۸ تیر
  »   احمد خاتمی: برنامه‌های علمی ماهواره هم سکسی است/ زن‌ها حق ندارند کشتی ببینند  / آفتاب نیوز / پنج شنبه ۹ تیر
  »   اذعان ذوالنور بر درستی پیش‌بینی هاشمی درباره احتمال بنی‌صدری شدن عاقبت احمدی‌نژاد  / آفتاب نیوز / چهارشنبه ۸ تیر
  »   جای خالی یك نفردردیدارکرزای با رهبری +عکس  / افکار / یکشنبه ۵ تیر
  »   عكس جالب از مدحی در يك تجمع  / فردا / دوشنبه ۶ تیر
  »   سرباز مشایی در منطقه آزاد ارس هم بازداشت شد ؟  / شفاف / شنبه ۴ تیر
  »   رژیم صهیونیستی چرا از شکیرا استفاده می کند + فیلم  / مشرق / چهارشنبه ۸ تیر
  »   رئیس پلیس اصفهان: حادثه تجاوز گروهی در خمینی شهر طبیعی است!  / سیماب / شنبه ۴ تیر
  »   کفاشیان مجبور به فرار شد!  / فردا / شنبه ۴ تیر
  »   ۸ اشتباه احمقانه که انسان های باهوش انجام می دهند!  / سه نسل / یکشنبه ۵ تیر
  »   همه چیز درباره مردی كه سرش 25 میلیون دلار می‌ارزد + تصاویر  / آینده / چهارشنبه ۸ تیر
  »   "رئیس جمهور سوء استفاده از مقام کرده است"  / الف / دوشنبه ۶ تیر
  »   محمد خاتمی: موسوی معذرت خواهی کند برای همه بهتر است  / باشگاه خبرنگاران / سه شنبه ۷ تیر
  »   پشت پرده تهدید امروز احمدی نژاد چه بود؟  / آینده / چهارشنبه ۸ تیر
  »   دختر مشايي عروس رهبر ايران است!  / بی باک / پنج شنبه ۹ تیر
  »   زنی براي كمك به دوستش سنگ‌تمام گذاشت  / فردا / چهارشنبه ۸ تیر
  »   عكس: رفع عطش یك مورچه  / باشگاه خبرنگاران / چهارشنبه ۸ تیر
  »   هاشمی،شاهرودی و لاریجانی به‌چه می‌خندند؟  / اعتدال / یکشنبه ۵ تیر
  »   مجری مناظره كذایی منتقد بداخلاقی شد!  / افکار / دوشنبه ۶ تیر
  »   عکس روز //قدم زدن روی رودخانه تایمز  / پانا / چهارشنبه ۸ تیر
  »   تصاویر:احمدی‌نژاد در دیدار روسای پاكستان و عراق با رهبری  / آینده / یکشنبه ۵ تیر
  »   چه کسی مقصر شکست 3-0 تیم امید در مسابقه رفت با عراق است؟  / خبر آنلاین / جمعه ۳ تیر
  »   ناگفته‌ها از «مزایده نمایشی» خودرو احمدی نژاد  / فرارو / دوشنبه ۶ تیر
  »   همه سوتي‌هاي مضحك فدراسيون فوتبال كفاشيان  / تابناک / شنبه ۴ تیر
  »   لذت الدوله ناصرالدین شاه و لذت الدوله امروز  / آینده / یکشنبه ۵ تیر
  »   ده عکس ‌زیبا از نشنال جئوگرافیک  / اعتدال / چهارشنبه ۸ تیر
  »   اتفاقی باورنکردنی در فوتبال ایران  / مشرق / جمعه ۳ تیر
  »   آیا مشایی همان نفس زکیه در آستانه ظهور است؟  / آفتاب نیوز / دوشنبه ۶ تیر
  »   کوهی که سلیمان جن ها را در آن زندانی می کرد + تصاویر  / عماریون / پنج شنبه ۹ تیر
  »   خواستگار قلابی و تهیه سی‌دی مستهجن از قربانی/آغاز محاکمه متهمان پرونده تجاوز گروهی در باغ شیطان  / خبر آنلاین / دوشنبه ۶ تیر
  »   تصاویر: حادثه برای مسكن مهر مشهد  / سیماب / شنبه ۴ تیر
  »   جزئیات شكایت 51 نماینده از رئیس جمهور  / آینده / یکشنبه ۵ تیر
  »   تجاوزكنندگانٰ 13 روستایی كارگر و كشاور بوده اند نه 50 نفر دزد و قاتل!  / آینده / شنبه ۴ تیر
  »   احتمال ارسال پرونده کفاشیان به قوه قضائیه  / دنیای فوتبال / دوشنبه ۶ تیر
  »   طنز / برادر رادان، سریعاً اقدام شود  / آفتاب نیوز / چهارشنبه ۸ تیر
  »   حمله دادكان به علی آبادی: خیانتی كه تو به فوتبال كردی را هیچكس نكرد!  / آفتاب نیوز / شنبه ۴ تیر
  »   عكس/ بوسه بر دست احمدی نژاد،دیروز  / آینده / پنج شنبه ۹ تیر
  »   خطای استراتژیک احمدی نژاد و بازداشت ملک زاده ؛ تابستان داغی پیش روست  / عصرایران / شنبه ۴ تیر
  »   سريال "ساختمان پزشكان" بهداشت رواني جامعه را به بازي گرفته است  / فارس / یکشنبه ۵ تیر
  »   ماجرای پنگوئنی که 4 هزار کیلومتر اشتباه رفت!/ تصاویر امپراتور با حال وخیم  / مهر / دوشنبه ۶ تیر
  »   طنز:نیمه پنهان فوتبال  / نقدنیوز / سه شنبه ۷ تیر
  »   سناريونويسي گروه انحرافي براي نجات پيمانكار فراري تالارهاي بين‌المللي كيش  / فارس / یکشنبه ۵ تیر
  »   افزایش دسته جمعی قیمت خودرو های داخلی/ پژو 206 و تندر 500 هزار تومان گران شد  / خبر آنلاین / دوشنبه ۶ تیر
  »   ماهواره‌ها که جمع شد، بیخیال پارازیت شوید!  / اعتدال / دوشنبه ۶ تیر
  »   ارتباط پرهيزكار با مشایی از كجا بود؟  / آتی نیوز / جمعه ۳ تیر
  »   چرا شجریان نباید سخنرانی کند؟  / خبر آنلاین / چهارشنبه ۸ تیر
  »   جمعي از مجلسي‌ها، خواستار استعفاي كفاشيان شدند  / گل / دوشنبه ۶ تیر
  »   سردار راستش را به مردم بگویید!  / اعتدال / جمعه ۳ تیر
  »   ايرانيان باهوش ترين مردم جهان نیستند!  / مشرق / پنج شنبه ۹ تیر
  »   سکه و ارز گران فروخته شد تا پول مسکن مهر جور شود!  / معماری / چهارشنبه ۸ تیر
  »   چه چیز‌‌هایی در ضریب هوشی فرزند‌تان تاثیرگذار است  / آفتاب / جمعه ۳ تیر
  »   سوابق دوست تازه‌بازداشت‌شده مشايي  / مشرق / جمعه ۳ تیر
  »   محمد خاتمی: باید به توافق برسیم  / تابناک / یکشنبه ۵ تیر
  »   حذف تيم ملي فوتبال از المپيك فقط يك نشانه است: نخ را بگيريد بالا بياييد!  / عصرایران / شنبه ۴ تیر
  »   ماجرای فولکس آیت الله خامنه‌ای  / عصرایران / یکشنبه ۵ تیر
  »   عکس هایی دیدنی از محمدرضا گلزار و همسرانش  / سه نسل / دوشنبه ۶ تیر
  »   مشهورترین و زیباترین مانکن چاق دنیای مد + عکس  / پرداد / سه شنبه ۷ تیر
 

پرنس

اصلاح طلبان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فلج خواب...بختک

 

 

 

 

 

بختك از نگاه علم

انگار خواب می‌بیند، ولی نه. می‌خواهد از ترس فریاد بكشد، ولی دست و پایش را زنجیر كرده‌اند و راه گلویش را بسته‌اند. انگار چیزی روی سینه‌اش سنگینی می‌كند. از شدت وحشت، تمام بدنش فلج شده و تكان نمی‌خورد. خوب كه نگاه می‌كند می‌بیند چیزی شبیه یك موجود وحشتناك و گاهی پشمالو روی سینه‌اش نشسته و گویی جان او را می‌گیرد.

خواب شیرین از آن دسته چیزهایی است كه خیلی‌ها آرزویش را دارند، ولی دستشان از آن كوتاه است. اگر از تمام بی‌خوابی‌ها و مشكلاتی كه شبانگاهان به سراغمان می‌آید بگذریم، چیزی هست كه خواب را به كام انسان زهر می‌كند و آن چیزی نیست جز بختك. كابوسی كه تا كنون بسیاری آن را تجربه كرده‌اند. شاید شما هم جزو آن دسته از افرادی باشید كه بختك به سراغتان آمده است.

بختك در واقع یك نوع كابوس است. خوابی كه واكنش احساسی بسیار ناخوشایندی را در فردی كه خوابیده به صورت ترس یا وحشت، درد، احساس افتادن از جایی، غرق‌شدگی یا مرگ ایجاد می‌كند.

چنین خواب‌هایی می‌تواند به دلایل جسمی همچون تب بالا یا عوامل روانشناختی چون ضربه‌های روحی یا استرس در زندگی فرد رخ دهد یا ممكن است دلیل خاصی نداشته باشد.

نام بختك به این دلیل روی این نوع كابوس گذاشته شد كه از زمان های گذشته، افراد بر این باور بودند كه عجوزه‌ای زشت صورت، شب‌ها بدن جسمانی خود را ترك كرده و روی سینه قربانی خود می‌نشیند. فرد قربانی در چنین حالتی با احساس وحشت و در حالی كه به سختی نفس می‌كشد از خواب بیدار می‌شود، گویی چیزی سنگین روی سینه‌اش سنگینی می‌كند و قادر به حركت نیست، انگار فلج شده است.

این باور در بسیاری از فرهنگ‌های دنیا رایج است. در كشور ما هم هنوز به این حالت سنگینی و وحشت، بختك گفته می‌شود.

البته تحقیقاتی كه در سال‌های اخیر روی این فرآیند پیچیده صورت گرفته، نشان می‌دهد كه این پدیده نوعی فلج خواب است كه طی آن ماهیچه‌های اسكلتی به طور ناپایداری از حركت باز ایستاده و به اصطلاح فلج می‌شوند و فرد در آغاز خوابیدن یا در حین بیدار شدن از خواب، توانایی انجام حركات اختیاری بدنش را به طور موقت از دست می‌دهد.

در واقع فلج خواب، نوعی اختلال خواب محسوب می‌شود كه حدود چند ثانیه تا چند دقیقه طول می‌كشد. البته می‌توان با لمس بدن فرد یا صدا زدن او، وی را از این حالت خارج كرد.

بختك با چه علائمی قابل شناسایی است؟

به طور كلی بختك یا فلج خواب دارای دو دسته علائم است كه ممكن است به تنهایی یا تركیبی از هر دو، در فرد دیده شود:

فلج اندام‌ها:

این مرحله هنگام بیدار شدن از خواب یا مدت كوتاهی پیش از به خواب رفتن رخ دهد. در این حالت فلج یك بخش یا تمام اندام‌ها شامل بازوها، پاها و كل بدن اتفاق می‌افتد و فرد قادر به حركت آنها نیست، نمی‌تواند صحبت كند و تنها كنترل كمی در خصوص تنفس و پلك زدن خود دارد.

این فلج همانند فلجی است كه در هنگام دیدن رویا رخ می‌دهد. به طوری كه مغز برای جلوگیری از افزایش بروز هیجانات در هنگام رویا، ماهیچه‌ها را از كار می‌اندازد و تنها بخش‌هایی از بدن طی دیدن رویا حركت می‌كند.

به دنبال این فلج، فرد احساس سنگینی روی قفسه سینه خود می‌كند، به طوری كه نمی‌تواند به درستی نفس بكشد.

علائم توهمی:

این مرحله شامل دیدن یا شنیدن تصاویر و صداهایی طی فلج اندام‌هاست. به‌گونه‌ای كه فرد فكر می‌كند كسی كنارش ایستاده یا صدای عجیبی می‌شنود. دیدن سایه افراد، تجربه خروج از بدن، احساس شناور بودن در هوا، شنیدن گام‌هایی كه نزدیك می‌شوند هم از علائم توهم‌گونه است.

در این دسته معمولا توهمات شنیداری از همه شایع‌تر است. افراد معمولا از شنیدن صداهای خراشیدن چیزی، خندیدن، تراشیدن، وزوز، زنگ زدن و صداهای مختلف سخن می گویند كه بسیار واقعی به نظر می‌رسند.

در مطلب بعدی عوامل و مکانیسم ایجاد این عارضه را برای شما خواهیم گفت

 

تا حالا برایتان پیش آمده که از خواب بیدار شده باشید ولی نتوانید تکان بخورید؟ در این شرایط ممکن است بسیار هراسان شده باشید بدیش این است که اصلا نمی‌توانید از کسی کمک بخواهید. به این وضعیت، «فلج خواب» می‌گویند. وحشت شما وقتی بیشتر می‌شود که دچار توهم بشوید و در حالی که هشیار هستید چیزهایی ببینید یا بشونید که منطقا نمی‌بایست در اطراف شما شما باشند.

شما ممکن است فقط یک بار فلج خواب را تجربه کرده باشید یا چند بار گرفتار آن شده باشید، حتی ممکن است چند بار در یک شب، دچار آن شده باشید.

واقعا فلج خواب چیست؟

در فرهنگ‌ها و جامعه‌های گوناگون، تفسیرهای مختلفی در مورد فلج خواب شده است. ما ایرانی‌ها به فلج خواب، بختک می‌گوییم. ایرلندی‌ها تصور می‌کنند که فلج خواب ناشی از دروغی است که روز قبل گفته‌اند یا ناشی از ویسکی بدی است که روز قبل خورده‌اند! بعضی‌ها از آن تعبیر به جن‌زدگی می‌کردند و علایم این وضعیت را به گردن دیوهای بدسرشت می‌انداختند. شکسپیر در «رمئو و ژولیت»، فلج خواب را به ساحره بدطینت نسبت می‌دهد. بعضی‌ها هم البته هراسان، شبانگاه راهی اورژانس می‌شوند و تصور می‌کنند که سکته کرده‌اند. تقریبا به تعداد فرهنگ‌هایی که در جهان وجود دارد، اسامی مختلفی برای این مشکل، ایجاد شده و در طی قرن‌ها، انواع و اقسام اجنه، اهریمن‌ها و نفرین‌ها، مقصر دانسته شده‌اند.


تابلوی کابوس، اثر
Henry Fuseli که در سال ۱۷۸۱ کشیده شده

اما،‌ فلج خواب توجیه ساده‌ای دارد. فلج خواب وقتی اتفاق می‌افتد که یک شخص هشیاری خود را حین خواب بازمی‌یابد ولی در این هنگام قادر به حرکت نیست. فلج خواب می‌تواند هم در هنگام به خواب رفتن رخ بدهد و هم در هنگام بیدار شدن از خواب.

واقعیت این است که خواب مراحل مختلفی دارد. خواب متشکل از مراحل REM یا مرحله حرکات سریع چشم و مرحله غیر REM یا NREM است. هر  چرخه خواب REM و NREM حدود ۹۰ دقیقه طول می‌کشد. اول مرحله NREM رخ می‌دهد. مرحله NREM ، سه چهارم خواب را تشکیل می‌دهد. در طی خواب NREM، بدن شل می‌شود و استراحت می‌کند ولی در طی خواب REM ، چشم‌های شروع به حرکات سریع می‌کنند و ما رؤیا می‌بینیم. در طی خواب REM عضلات ما قادر به حرکت نیستند.

فلج خواب در طی خواب REM رخ می‌دهد. اگر در خواب REM ، فرد هشیاری خود را بازیابد، قادر به صحبت یا حرکت نیست.

از هر ۱۰ نفر، ۴ نفر فلج خواب را تجربه کرده‌اند. معمولا اولین بار در سنین نوجوانی این پدیده تجربه می‌شود. ولی فلج خواب در هر سنی ممکن است، رخ دهد. کم‌خوابی، خوابیدن در زمان‌های نامنظم، استرس، و افسردگی دوقطبی، خواب‌آلودگی مفرط یا narcolepsy ، گرفتگی یا کرامپ عضلات پا در حین خواب و مصرف بعضی از داروها یا اعتیاد مرتبط با فلج خواب هستند. با این همه ممکن است یک شخص بدون داشتن هیچ کدام از این شرایط دچار فلج خواب شود.

معمولا فلج خواب، نیازمند اقدام پزشکی خاصی نیست، مگر اینکه فلج خواب به صورت آزارنده تکرار شود و باعث خستگی در طول روز شود. درمان آن هم معمولا تنها شامل برطرف کردن اختلال زمینه‌ساز است. پزشک ممکن است توصیه کند که فرد عادات خواب خود را اصلاح کند یا در مواردی داروهای ضدافسردگی تجویز کند.

از کاپشن 20 هزار تومانی احمدی نژاد تا ساعت مچی 40 میلیونی

از کاپشن 20 هزار تومانی احمدی نژاد تا ساعت مچی 40 میلیونی آقازاده دولتی
چه بسیار از نخبگان و مردم عادی که به احمدی نژاد رأی دادند چون ساده زیست بود و تبلیغات ساده اش نیز موید همین ساده زیستی اش بود . این موضوع تا ماه ها و حتی چند سال بعد از ریاست جمهوری احمدی نژاد نیز ادامه داشت . هر روز رسانه های مختلف از صدا و سیما گرفته تا بعضی رسانه های مجذوب احمدی نژاد خبری از کاپشن یا ماشین 504 احمدی نژاد منتشر می کردند و گاهی هم به منزل وی در نارمک و حیاط ساده و سبزی های درون آن اشاره می کردند تا به مردم بگویند احمدی نژاد همچنان ساده زیست است .

شفاف : " مردی از جنس مردم " عنوانی بود که بر بالای پوسترهای کاهی و بی رنگ و کوچک محمود احمدی نژاد نقش بسته بود و دل های بسیاری را به سمت خود جذب کرد .

 چه بسیار از نخبگان و مردم عادی که به احمدی نژاد رأی دادند چون ساده زیست بود و تبلیغات ساده اش نیز موید همین ساده زیستی اش بود . این موضوع تا ماه ها و حتی چند سال بعد از ریاست جمهوری احمدی نژاد نیز ادامه داشت . هر روز رسانه های مختلف از صدا و سیما گرفته تا بعضی رسانه های مجذوب احمدی نژاد خبری از کاپشن یا ماشین 504 احمدی نژاد منتشر می کردند و گاهی هم به منزل وی در نارمک و حیاط ساده و سبزی های درون آن اشاره می کردند تا به مردم بگویند احمدی نژاد همچنان ساده زیست است . 
 برخی نیز در اشتباهی تاریخی بدون اشاره به سایر ویژگی های شهید رجایی ، تنها به ساده زیستی وی اشاره می کردند و احمدی نژاد را به شهید رجایی تشبیه می کردند و حتی عده ای نام سایت خود را رجانیوز گذاشتند تا بیشترین بهره را از ساده زیستی شهید رجایی ببرند .

 شکی نیست که شهید رجایی ساده زیست بود و این ساده زیستی همواره برای مردم ایران یک الگو بود و ماند . اما شهید رجایی حلقه اطرافیان خاص نداشت ، شهید رجایی هیچ کاری را برای تبلیغات نمی کرد ، هر چه که بود اعتقادش بود ، شهید رجایی قانون مند بود ، شهید رجایی به ولایت فقیه از عمق جان اعتقاد داشت ، شهید رجایی به معنی واقعی کلمه عدالتخواه بود ، شهید رجایی معاون اول متهم نداشت و .... خلاصه شهید رجایی تفاوت هایی جدی با دکتر احمدی نژاد داشت که سبب شد همواره نام و یاد شهید رجایی در یاد و خاطره ملت ایران زنده بماند .

 اما چرا احمدی نژاد نتوانست همچون رجایی بماند ؟ حب بیش از اندازه حلقه اطرافیان و یاران نزدیک سبب شد احمدی نژاد وارد راهی شود که امکان ادامه آن را نداشت . فردی مانند محمد رضا رحیمی با همه حرف و حدیث هایی که درباره اش مطرح است معاون اول می شود ومی ماند . فردی مانند مشایی با همه اسنادی که درباره مسائل مالی اش مطرح شده رئیس دفتر شده و می ماند ، حمید بقایی هم که وارد این راه می شود ارتقاء می گیرد و معاون رئیس جمهور می شود و در نهایت ملک زاده که به گفته توکلی پرونده هایی دارد ، می شود معاون اداری و مالی وزارت امور خارجه .

 در رسانه های حامی دولت هم همین خبرهاست . افرادی مانند پانته آ فیوضی که بدون طی مراحل قانونی پروژه بزرگ و میلیاردی را می گیرند و بیعانه 5 میلیاردی دریافت می کنند از سوی برخی سایت های حامی دولت به عنوان " کارآفرین " خوانده می شوند و این در حالی است که کارآفرینان واقعی این مملکت بعضاً با مشکلاتی مواجه اند و کارخانه های آنان با بی اعتنایی وزارت صنایع یک به یک ورشکسته می شوند .

 اکنون دیگر در مجلس ، رسانه های اصولگرا و میان مردم کسی از کاپشن احمدی نژاد حرف نمی زند ، کسی از پژو 504 احمدی نژاد حرف نمی زند ، صحبت از ساعت 40 میلیونی آقازده معاون وزیر خارجه و بنز 160 میلیونی ... .

 البته یک درس عبرت هم برای برخی نخبگان و سیاسیون و فعالان رسانه ای . کاپشن پوشیدن و پژو 504 سوار شدن لزوماً شرط کافی برای قضاوت درباره عملکرد یک رئیس جمهور نمی تواند باشد . چرا که کاپشن خیلی راحت می تواند جای خود را به کت و شلوار مارک دار بدهد . مهم نوع تفکر و برنامه یک نامزد ریاست جمهوری است که آیا توان نشان دادن کارآمدی نظام جمهوری اسلامی را دارد یا وارد حاشیه می شود ؟

رئیس جمهور می تواند کت و شلوار تمیز و مرتب بپوشد و ماشین روز سوار شود ، اما نوع عملکردش در قامت ریاست دولت به گونه ای باشد که توان مالی سایر اقشار جامعه را هم بالا ببرد . مردم ایران نمی خواهند رئیس جمهورشان کاپشن پوش باشد ، میخواهند همه اقشار جامعه توان پوشیدن لباس های مناسب ، تامین غذای خوب ، خانه مناسب و .... سایر چیزهایی که لیاقتش را دارند ، داشته باشند . مردم ایران نمی خواهند رئیس جمهورشان در منطقه آلوده شهر زندگی کند ، می خواهند منطقه آلوده ای در شهر نباشد . مردم ایران نمی خواهند رئیس جمهورشان پژو 504 قدیمی سوار شود ، می خواهند همه این توان را داشته باشند که ماشین خوب سوار شوند . خلاصه مردم می خواهند هم خودشان زندگی خوبی داشته باشند هم رئیس جمهورشان .

ظالم

 امام على عليه السلام :

اَلبَغىُ يَصرَعُ الرِّجالَ وَ يُدنِى الآجالَ؛

ظلم و تجاوز، انسان را زمين مى زند و مرگ ها را نزديك مى سازد.

 

 پيامبر صلى الله عليه و آله :

مَن عامَلَ النّاسَ فَلَم يَظلِمهُم وَحَدَّثَهُم فَلَم يَكذِبهُم وَ وَعَدَهُم فَلَم يَخلِفهُم فَهُوَ مِمَّن كَمُلَت مُرُوءتُهُ وَ ظَهَرَت عَدالَـتُهُ وَ وَجَبَت اُخُوَّتُهُ وَحَرُمَت غيبَتُهُ؛

هر كس در معاشرت با مردم به آنان ظلم نكند، دروغ نگويد و خلف وعده ننمايد، جوانمرديش كامل، عدالتش آشكار، برادرى با او واجب و غيبتش حرام است.

 

 امام سجاد عليه السلام :

وَ الذُّنُوبُ الّتى تُنزِلُ النِّقَمَ عِصيانُ العارِفِ بِالبَغىِ وَ التَطاوُلُ عَلَى النّاسِ وَ الاِستِهزاءُ بِهِم وَ السُّخريَّةُ مِنهُم ؛

گناهانى كه باعث نزول عذاب مى شوند، عبارت اند از: ستم كردن شخص از روى آگاهى، تجاوز به حقوق مردم، و دست انداختن و مسخره كردن آنان.

 

 امام صادق علیه السلام:

اَلذُّنوبُ الَّتى تُغَيِّيرُ النِّعَمَ البَغىُ وَ الذُّنوبُ التَّى تورِثُ النَّدَمَ القَتلُ وَ الَّتى تُنزِلُ النِّقَمَ الظُّلمُ وَالَّتى تَهتِكُ السُّتورَ شُربُ الخَمرِ وَ الَّتى تَحبِسُ الرِّزقَ الزِّنا وَ الَّتى تُعَجِّلُ الفَناءَ قَطيعَةُ الرَّحِمِ وَالَّتى تَرُدُّ الدُّعاءَ وَ تُظلِمُ الهَواءَ عُقوقُ الوالِدَينِ؛

گناهی كه نعمت ها را تغيير مى دهد، تجاوز به حقوق ديگران است. گناهى كه پشيمانى مى آورد، قتل است. گناهى كه گرفتارى ايجاد مى كند، ظلم است. گناهى كه آبرو مى بَرد، شرابخوارى است. گناهى كه جلوى روزى را مى گيرد، زناست. گناهى كه مرگ را شتاب مى بخشد، قطع رابطه با خويشان است. گناهى كه مانع استجابت دعا مى شود و زندگى را تيره و تار مى كند، نافرمانى از پدر مادر است.

 

 امام على عليه السلام:

مَن جارَ قَصُرَ عُمرُهُ ؛

هر كس ظلم كند، عمرش كوتاه مى شودو.

 امام على عليه السلام:

شيعَتُنَا المُتَباذِلونَ فى وِلايَتِنا، اَلمُتَحابّونَ فى مَوَدَّتِنا اَلمُتَزاوِرونَ فى اِحياءِ اَمرِنا اَلَّذينَ اِن غَضِبوا لَم يَظلِموا وَ اِن رَضوا لَم يُسرِفوا، بَرَكَةٌ عَلى مَن جاوَروا سِلمٌ لِمَن خالَطوا؛

شيعيان ما كسانى اند كه در راه ولايت ما بذل و بخشش مى كنند، در راه دوستى ما به يكديگر محبت مى نمايند، در راه زنده نگه داشتن امر و مكتب ما به ديدار هم مى روند. چون خشميگين شوند، ظلم نمى كنند و چون راضى شوند، زياده روى نمى كنند، براى همسايگانشان مايه بركت  اند و نسبت به هم نشينان خود در صلح و آرامش اند.

 

 امام على عليه السلام:

اَلصَّديقُ مَن كانَ ناهيا عَنِ الظُّلمِ وَالعُدوانِ مُعينا عَلَى البِرِّ وَالحسانِ؛
دوست، كسى است كه از ظلم و تجاوزگرى باز دارد و بر انجام خوبى و نيكى يارى كند.

 

 رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

ثَلاثٌ مَن كُنَّ فيهِ فَهِىَ راجِعَةٌ عَلى صاحِبِها: اَلبَغىُ وَالمَكرُ وَالنَّكثُ؛
سه خصلت است كه در هر كس باشد (آثارش) به خود او بر مى گردد: ظلم كردن، فريب دادن و تخلّف از وعده.

 

 امام على عليه السلام :

أَعدَلُ النّاسِ مَن أَنصَفَ مَن ظَلَمَهُ؛
عادل ترين مردم كسى است كه با كسى كه به او ظلم كرده با انصاف رفتار كند.

 

 رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

مَن عَفا عَن مَظلَمَةٍ أَبدَ لَهُ اللّه  بِها عِزّا فِى الدُّنيا وَالخِرَةِ؛
هر كس از ظلمى كه در حق او شده گذشت كند، خداوند به جاى آن در دنيا و آخرت به او عزّت مى بخشد.

 

 رسول اكرم صلى الله عليه و آله :

أَفضَلُ الجِهادِ مَن أَصبَحَ لايَهُمُّ بِظُلمِ أَحَدٍ؛
برترين جهاد آن است كه انسان روز خود را آغاز كند در حالى كه در انديشه ستم كردن به احدى نباشد.

 

 امام صادق عليه السلام :

وَقَد سُئِلَ عَن مَكارِمِ الخلاقِ: اَلعفوُ عَمَّن ظَلَمَكَ وَصِلَةُ مَن قَطَعَكَ وَإعطاءُ مَن حَرَمَكَ وَقَولُ الحَقِّ وَلَو عَلى نَفسِكَ؛
درباره مكارم الاخلاق سئوال شد، فرمودند: گذشت از كسى كه به تو ظلم كرده، رابطه با كسى كه با تو قطع رابطه كرده، عطا به آن كس كه از تو دريغ داشته است و گفتن حق اگر چه بر ضد خودت باشد.

 

 پيامبر صلى الله عليه و آله :

مَن عامَلَ النّاسَ فَلَم يَظلِمهُم وَحَدَّثَهُم فَلَم يَكذِبهُم وَ وَعَدَهُم فَلَم يَخلِفهُم فَهُوَ مِمَّن كَمُلَت مُرُوءتُهُ وَ ظَهَرَت عَدالَـتُهُ وَ وَجَبَت اُخُوَّتُهُ وَحَرُمَت غيبَتُهُ؛

هر كس در معاشرت با مردم به آنان ظلم نكند، دروغ نگويد و خلف وعده ننمايد، جوانمرديش كامل، عدالتش آشكار، برادرى با او واجب و غيبتش حرام است.

 

 امام على عليهالسلام :

قُلوبُ الرَّعِيَّةِ خَزائِنُ راعيها فَما اَوْدَعَها مِنْ عَدْلٍ اَوْ جَوْرٍ وَجَدَهُ؛

دلهاى مردم صندوقچههاى حاكم است، پس آنچه از عدالت و يا ظلم در آنها بگذارد، همان را خواهد ديد.

 

 رسول اكرم صلىاللهعليهوآله :

مَهْدىُّ اُمَّتِى الَّذى يَمْلاَُ الاَْرْضَ قِسْطا وَ عَدْلاً كَما مُلِئَتْ جَوْرا وَ ظُلْما؛

مهدى امت من كسى است كه هنگام پر شدن زمين از بيداد و ظلم، آن را پر از قسط و عدل خواهد كرد.

 

 رسول اكرم صلىاللهعليهوآله :

اَلظُّلْمُ ثَلاثَةٌ: فَظُلْمٌ لايَغْفِرُهُ اللّهُ وَظُلْمٌ يَغْفِرُهُ وَظُلْمٌ لايَتْرُكُهُ، فَأَمَّا الظُّلْمَ الَّذى لايَغْفِرُ اللّهُ فَالشِّرْكُ قالَ اللّهُ: «إنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظيمٌ» وَأَمَّا الظُّلْمَ الَّذى يَغْفِرُهُ اللّهُ فَظُلْمُ الْعِبادِ أَنْفُسَهُمْ فيما بَيْنَهُمْ وَبَيْنَ رَبِّهِمْ وَأَمَّا الظُّلْمَ الَّذى لا يَتْرُكُهُ اللّهُ فَظُلْمُ الْعِبادِ بَعْضُهُمْ بَعْضا؛

ظلم سه قسم است: ظلمى كه خدا نمىآمرزد، ظلمى كه مىآمرزد و ظلمى كه از آن نمىگذرد، اما ظلمى كه خدا نمىآمرزد شرك است. خداوند مىفرمايد: «حقا كه شرك ظلمى بزرگ است» و اما ظلمى كه خدا مىآمرزد، ظلم بندگان بهخودشان ميان خود و پروردگارشان است اما ظلمى كه خدا از آن نمىگذرد ظلم بندگان به يكديگر است.

 

 رسول اكرم صلىاللهعليهوآله :

اِتَّقوا دَعْوَةَ الْمَظْلومِ وَإنْ كانَ كافِرا فَإِنَّها لَيْسَ دونَها حِجابٌ؛

از نفرين مظلوم بترسيد اگر چه كافر باشد، زيرا در برابر نفرين مظلوم پرده و مانعى نيست.

 

 رسول اكرم صلىاللهعليهوآله :

مَنْ أَخَذَ لِلْمَظْلومِ مِنَ الظّالِمِ كانَ مَعىَ فِى الْجَنَّةِ تَصاحُبا؛

هر كس داد مظلوم را از ظالم بگيرد، در بهشت با من يار و همنشين باشد.

  

رسول اكرم صلىاللهعليهوآله :

إِنَّ النّاسَ إِذا رَأَوُا الظّالِمَ فَلَمْ يَأْخُذوا عَلى يَدَيْهِ أَوْشَكَ أَنْ يَعُمَّهُمُ اللّهُ بِعِقابٍ مِنْهُ؛

مردم آنگاه كه ظالم را ببينند و او را باز ندارند، انتظار مىرود كه خداوند همه را به عذاب خود گرفتار سازد.

 

 رسول اكرم صلىاللهعليهوآله :

لِيَنْصُرِ الرَّجُلُ أَخاهُ ظالِما أَوْ مَظْلُوما إِنْ كانَ ظالِما فَيَنْهاهُ فَإِنَّهُ لَهُ نُصْرَةٌ وَإِنْ كانَ مَظْلوما فَيَنْصُرُهُ؛

انسان بايد برادر (دينى) خويش را يارى كند چه ظالم باشد چه مظلوم اگر ظالم باشد او را باز دارد كه اين بهمنزله يارى كردن اوست و اگر مظلوم باشد ياريش كند.

 

 رسول اكرم صلىاللهعليهوآله :

يَقولُ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ: وَعِزَّتى وَجَلالى لأََنْتَقِمَنَّ مِنَ الظّالِمِ فى عاجِلِهِ وآجِلِهِ وَلأََنْتَقِمَنَّ مِمَّنْ رَأى مَظْلوما فَقَدَرٌ أَنْ يَنْصُرَهُ فَلَمْ يَنْصُرْهُ؛

خداى عزوجل مىفرمايد: به عزّت و جلالم سوگند كه از ظالم در دنيا و آخرت انتقام مىگيرم و از كسى هم كه مظلومى را ببيند و بتواند ياريش كند و نكند بىگمان انتقام مىگيرم.

 

 امام باقر عليهالسلام :

مَا انْتَصَرَ اللّهُ مِنْ ظالِمٍ إِلاّ بِظالِمٍ وَذلِكَ قَوْلُهُ عَزَّوَجَلَّ (وَكَذلِكَ نُوَلّى بَعْضَ الظّالِمينَ بَعْضا)؛

خداوند هيچگاه از ظالم انتقام نگرفت مگر به وسيله ظالمى ديگر و اين سخن خداى عزّوجلّ است كه: «و بدين سان ظالمان را به سزاى اعمالى كه مىكنند بر يكديگر مسلّط مىكنيم».

 امام سجاد عليهالسلام :

اَللّهُمَّ إِنّى أَعوذُبِكَ مِنْ... أَنْ نَعْضِدَ ظالِما أَوْ نَخْذُلُ مَلْهوفا أَؤْ نَرومَ ما لَيْسَ لَنا بِحَقٍّ؛

خدايا به تو پناه مىبرم... از اين كه ظالمى را يارى كنيم و يا مظلوم و دلسوختهاى را بىياور گذاريم و يا آنچه حق ما نيست بخواهيم.

 

 امام على عليهالسلام :

مَنْ طَلَبَ عِزّا بِظُلْمٍ وَباطِلٍ أَوْرَثَهُ اللّهُ ذُلاًّ بِإِنْصافٍ وَ حَقٍّ؛

هر كس عزّت را با ظلم و باطل طلب كند، خداوند به انصاف و حق ذلّت نصيبش مىنمايد.

 

 رسول اكرم صلىاللهعليهوآله :

اِسْتَعيذوا بِاللّهِ... مِنْ اَنْ تَظْلِموا اَوْ تُظْلَموا؛

به خدا پناه ببريد از اينكه ظلم كنيد و يا زير بار ظلم برويد.

 

 امام على عليهالسلام :

خَيْرُ النّاسِ مَنْ اِنْ اُغْضِبَ حَلُمَ وَ اِنْ ظُلِمَ غَفَرَ وَ اِنْ اُسىءَ اِلَيْهِ اَحْسَنَ؛

بهترين مردم كسى است كه اگر او را به خشم آورند، بردبارى نمايد و چنانچه به او ظلم شود، ببخشايد و چون به او بدى شود، خوبى كند.

 

 امام على عليهالسلام :

اوصيكُما بِتَقْوَى اللّهِ... وَ كونا لِلظّالِمِ خَصْما وَ لِلْمَظْلومِ عَوْنا؛

شما را سفارش مىكنم به تقواى الهى... و دشمن ظالم و ياور مظلوم باشيد.

 

 امام على عليهالسلام :

مَنْ اَشْفَقَ عَلى نَفْسِهِ لَمْ يَظْلِمْ غَيْرَهُ؛

هر كس دلسوز خود باشد به ديگران ظلم نمىكند.

 امام على عليهالسلام :

خَيْرُ الْمُلوكِ مَنْ اَماتَ الْجَوْرَ وَ اَحْيَى الْعَدْلَ؛

بهترين فرمانروا كسى است كه ظلم را از بين ببرد و عدل را زنده كند.

 

 امام باقر عليهالسلام :

لَيْسَ مِنّا وَ لا مِنْكُمْ مَنْ ظَلَمَ النّاسَ؛

از ما نيست و از شما (شيعيان هم) نيست كسى كه به مردم ظلم كند.

 

رسول اكرم صلىاللهعليهوآله :

لَيْسَ شَىْءٌ اُطيعَ اللّهُ فيهِ اَعْجَلَ ثَوابا مِنْ صِلَةِ الرَّحِمِ وَ لَيْسَ شَىْءٌ اَعْجَلَ عِقابا مِنَ الْبَغْىِ وَ قَطيعَةِ الرَّحِمِ؛

هيچ طاعتى نيست كه پاداشش زودتر از صله رحم برسد و مجازاتى سريعتر از مجازات ظلم و قطع رحم نيست.

 

 امام على عليهالسلام :

مَنْ باعَ نَفْسَهُ بِغَيْرِ نَعيمِ الْجَنَّةِ فَقَدْ ظَلَمَها؛

هر كس خودش را جز به نعمت بهشت بفروشد، براستى كه به خويشتن ظلم كرده است.

 

 لقمان حكيم عليهالسلام :

يا بُنَىَّ اِذا دَعَتْكَ القُدْرَةُ عَلى ظُلْمِ مَنْ هُوَ دونَكَ فَاذْكُرْ قُدْرَةَ اللّهِ عَلَيْكَ؛

فرزندم هرگاه قدرت، تو را به ظلم بر زيردستت فرا خواند، قدرت خدا را بر خودت به يادآور.

 

 رسول اكرم صلىاللهعليهوآله :

مَنْ اَصْبَحَ لا يَهِمُّ بِظُلْمِ اَحَدٍ غَفَرَ اللّهُ مَا اجْتَرَمَ؛

هر كس صبح كند و قصد ظلم كردن به كسى را نداشته باشد، خداوند جُرم و گناه او را مىبخشد.

 

 امام على عليهالسلام :

ظَـلَمَ الْحَقَّ مَنْ نَصَرَ الْباطِلَ؛

هر كس باطل را يارى كند، به حق ستم كرده است.

 

 امام على عليهالسلام :

مَنْ ظَـلَمَ ظُلِمَ؛

هر كس ستم كند، ستم مىبيند.

 

 پیامبر اکرم (ص):

مَن أخَذَ لِلمَظلُومِ مِنَ الظّالِمِ کانَ مَعِیَ فی الجَنَّةِ مُصاحِباً.
پیامبر اکرم (ص): هر که داد ستمدیده را از ظالم بگیرد در بهشت با من همنشین خواهد بود.

دروغگو

پيامبر صلى الله عليه و آله:

إِنَّ رَجُلاً أَتى سَيِّدَنا رَسولَ اللّه صلى الله عليه و آله فَقالَ: يا رَسولَ اللّه عَلِّمنى خُلقا يَجمَعُ لى خَيرَ الدُّنيا وَالخِرَةِ فَقالَ صلى الله عليه و آله : لاتَكذِب؛

مردى به رسول خدا صلى الله عليه و آله عرض كرد: به من اخلاقى بياموزيد كه خير دنيا و آخرت در آن جمع باشد، حضرت فرمودند: دروغ نگو.                

امام على عليه السلام:

لَيسَ الكَذِبُ مِن خَلائِقِ الإِسلامِ؛

دروغگويى از اخلاق اسلام نيست.

 

امام على عليه السلام:

(علامة) اَلايمانُ أَن تُؤثِرَ الصِّدقَ حَيثُ يَضُرُّكَ عَلَى الكَذِبِ حَيثُ يَنفَعُكَ؛

(نشانه) ايمان، اين است كه راستگويى را هر چند به زيان تو باشد بر دروغگويى، گرچه به سود تو باشد، ترجيح دهى.

امام سجاد عليه السلام:

اِتَّقُوا الكَذِبَ الصَّغيرَ مِنهُ وَالكَبيرَ، فى كُلِّ جِدٍّ وَهَزلٍ فَإِنَّ الرَّجُلَ إِذا كَذِبَ فِى الصَّغيرِ اجتَرَأَ عَلَى الكَبيرِ؛

از دروغ كوچك و بزرگش، جدّى و شوخيش بپرهيزيد، زيرا انسان هرگاه در چيز كوچك دروغ بگويد، به گفتن دروغ بزرگ نيز جرئت پيدا مى كند.

پيامبر صلى الله عليه و آله:

اَلكَذِبُ يَنقُصُ الرِّزقَ؛

دروغ، روزى را كم مى كند.

امام على عليه السلام:

يَكتَسِبُ الكاذِبُ بِكَذِبِهِ ثَلاثا: سَخَطُ اللّه عَلَيهِ وَاستِهانَةُ النّاسِ بِهِ وَمَقتُ المَلائِكَةِ لَهُ؛

دروغگو با دروغگويى خود سه چيز بدست مى آورد: خشم خدا را نسبت به خود، نگاه تحقيرآميز مردم را نسبت به خود و دشمنى فرشتگان را نسبت به خود.

امام صادق عليه السلام:

إِنَّ مِمّا أَعانَ اللّه (بِهِ) عَلَى الكَذّابينَ النِّسيانَ؛

از جمله كمكهاى خداوند بر ضد دروغگويان فراموشى است.

پيامبر صلى الله عليه و آله:

عَبدُ اللّه بنُ عامِرٍ : دَعَتنى أُمّى يَوما وَرَسولُ اللّه صلى الله عليه و آله قاعِدٌ فى بَيتِنا ، فَقالَت : ها تَعالَ اُعطِكَ ، فَقالَ لَها رَسولُ اللّه صلى الله عليه و آله ما أَرَدتِ أَن تُعطيهِ ؟ قالَت : أَرَدتُ أَن اُعطِيَهُ تَمرا ، فَقالَ لَها رَسولُ اللّه صلى الله عليه و آله أَما إِنَّكَ لَو لَم تُعطِهِ شَيئا كُتِبَت عَلَيكَ كِذبَةٌ؛

عبداللّه بن عامر: روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله در خانه ما نشسته بودند. مادرم مرا صدا زد و گفت: بيا به تو (چيزى) بدهم. رسول خدا صلى الله عليه و آله به او فرمودند: مى خواهى چه به او بدهى؟ عرض كرد: مى خواهم خرمايى به او بدهم. رسول خدا صلى الله عليه و آله به مادرم فرمودند: بدان كه اگر چيزى به او ندهى، دروغ برايت نوشته مى شود.

پيامبر صلى الله عليه و آله:

إِنَّ اللّه عَزَّوَجَلَّ أَحَبَّ الكَذِبَ فِى الصَّلاحِ وَأبغَضَ الصِّدقَ فِى الفَسادِ؛

خداوند عزوجل، دروغى را كه باعث صلح و آشتى شود دوست دارد و از راستى كه باعث فتنه شود بيزار است.

پيامبر صلى الله عليه و آله:

اَلصِّدقُ طُمَنينَةٌ وَ الكَذِبُ ريبَةٌ؛

راستگويى [مايه] آرامش و دروغگويى [مايه] تشويش است

پيامبر صلى الله عليه و آله:

اِعلَم اَنَّ الصِّدقَ مُبارَكٌ وَ الكِذبَ مَشؤومٌ؛

بدان كه راستگويى، پر بركت است و دروغگويى، شوم.

پيامبر صلى الله عليه و آله:

اَنا زَعيمٌ بِبَيتٍ فى رَبَضِ الجَنَّةِ وَ بَيتٍ فى وَسَطِ الجَنَّةِ وَ بَيتٍ فَى اَعلَى الجَنَّةِ، لِمَن تَرَكَ المِراءَ وَ اِن كانَ مُحِقّـا وَ لِمَن تَرَكَ الكِذبَ وَ اِن كانَ هازِلاً وَ لِمَن حَسَّنَ خُلقَهُ؛

من براى كسى كه بگومگو را رها كند، هر چند حق با او باشد و براى كسى كه دروغ گفتن را اگر چه به شوخى باشد، ترك گويد و براى كسى كه اخلاقش را نيكو گرداند، خانه اى در حومه بهشت و خانه اى در مركز بهشت و خانه اى در بالاى بهشت ضمانت مى كنم.

پيامبر صلى الله عليه و آله:

عَلَيكُم بِالصِّدقِ فَاِنَّهُ مَعَ البِرِّ وَ هُما فِى الجَنَّةِ وَ ايّاكُم وَ الكِذبِ فَاِنَّهُ مَعَ الفُجورِ وَ هُما فِىالنّارِ ؛

شما را سفارش مى كنم به راستگويى، كه راستگويى با نيكوكارى همراه است و هر دو در بهشت اند و از دروغگويى بپرهيزيد كه دروغگويى همراه با بدكارى است و هر دو در جهنم اند.

امام صادق عليه السلام:

لا يَنبَغى لِلمَرءِ المُسلِمِ أَن يُواخىَ الفاجِرَ وَلاَ الحمَقَ وَلاَ الكَذَّابَ؛

سزاوار نيست كه مسلمان با بدكار و احمق و دروغگو رفاقت كند. پيامبر صلى الله عليه و آله:

مَن عامَلَ النّاسَ فَلَم يَظلِمهُم وَحَدَّثَهُم فَلَم يَكذِبهُم وَ وَعَدَهُم فَلَم يَخلِفهُم فَهُوَ مِمَّن كَمُلَت مُرُوءتُهُ وَ ظَهَرَت عَدالَـتُهُ وَ وَجَبَت اُخُوَّتُهُ وَحَرُمَت غيبَتُهُ؛

هر كس در معاشرت با مردم به آنان ظلم نكند، دروغ نگويد و خلف وعده ننمايد، جوانمرديش كامل، عدالتش آشكار، برادرى با او واجب و غيبتش حرام است.

 

امام صادق عليه السلام:

سِتَّةٌ لاتَكونُ فِى المُؤمِنِ: اَلعُسرُ وَالنَّكَهُ وَالحَسَدُ وَاللَّجاجَةُ وَالكَذِبُ وَالبَغىُ؛

شش (صفت) در مؤمن نيست: سخت گيرى، بى خيرى، حسادت، لجاجت، دروغگويى و تجاوز.

امام على عليه السلام:

لا تَستَشِرِ الكَذّابَ فَإِنَّهُ كَالسَّرابِ يُقَرِّبُ عَلَيكَ البَعيدَ وَيُبَعِّهُ عَلَيكَ القَريبَ؛

با دروغگو مشورت نكن، چون دروغگو، مانند سراب، دور را در نظرت نزديك نشان مى دهد و نزديك را دور.

امام على عليه السلام:

لَو تَمَيَّزَتِ الشياءُ لَكانَ الصِّدقُ مَعَ الشَّجاعَةِ وَ كانَ الجُبنُ مَعَ الكَذِبِ؛

اگر خصلت ها از يكديگر متمايز و جدا شوند، هر آينه راستى با شجاعت باشد و بزدلى با دروغ.

امام صادق عليه السلام:

تَركُ الحُقوقِ مَذَلَّةٌ وَإِنَّ الرَّجُلَ يَحتاجُ إِلى أَن يَتَعَرَّضَ فيها لِلكَذِبِ؛

ندادن حقوق (ديگران) ذلّت مى آورد و انسان در اين باره مجبور به دروغ گفتن مى شود.

امام حسن عسکری علیه السلام:

جُعِلتِ الخَبائِثُ فی بَیت وَ جُعِل مِفتاحُهُ الکَذِبَ؛

تمام پلیدیها در خانه ای قرار داده شده و کلید آن دروغگویی است.

امام على عليه السلام:

اَدَّبتُ نَفسى فَما وَجَدتُ لَها      بِغَيرِ تَقوَى اللهِ مِن اَدَبِ
فى كُلِّ حالاتِها وَ اِن قَصُرَت     اَفضَلَ مِن صَمتِها عَنِ الكَذِبِ
وَ غيبَةِ النّاسِ اَن غيبَتَهُم        حَرَّمَها ذُوالجَلالِ فِى الكُتُبِ
اِن كانَ مِن فِضَّةٍ كَلامُكِ يا       نَفسُ فَاِنَّ السُّكوتَ مِن ذَهَبِ؛

به ادب و تربيت نفس خود پرداختم و براى آن / ادبى بهتر از تقواى الهى در تمام حالاتش نيافتم
و اگر از پس اين امر برنيامد / براى آن چيزى بهتر از دم فروبستن از دروغ نيافتم
و از غيبت مردمان، همانا غيبت آنان را / خداوند با عظمت در كتاب ها حرام كرده است
اى نفس، اگر سخن تو / نقره است، سكوت طلاست

امام صادق عليه السلام:

اَلمُؤمِنُ لايُخلَقُ عَلَى الكِذبِ وَلا عَلَى الخيانَةِ وَ خِصلَتانِ لا يَجتَمِعانِ فِى المُنافِقِ، سَمتٌ حَسَنٌ وَ فِقهٌ فِى السُّنَّةِ؛

مؤمن در سرشتش دروغ و خيانت نيست و دو صفت است كه در منافق جمع نگردد: سيرت نيكو و دين شناسى.

پيامبر صلى الله عليه و آله:

يا عَلىُّ اصدِق وَ إِن ضَرَّكَ فِى العاجِلِ فَإِنَّهُ يَنفَعُكَ فِى الآجِلِ وَلاتَكذِب وَإِن يَنفَعكَ فِى العاجِلِ فَإِنَّهُ يَضُرُّكَ فِى الآجِلِ؛

اى على راست بگو اگر چه در حال حاضر به ضرر تو باشد ولى در آينده به نفع توست و دروغ نگو اگر چه در حال حاضر به نفع تو باشد ولى در آينده به ضرر توست.

امام على عليه السلام:

اَلصّادِقُ عَلى شَفا مَنجاةٍ وَ كَرامَةٍ وَ الكاذِبُ عَلى شُرُفِ مَهواةٍ وَمَهانَةٍ؛

راستگو در آستانه نجات و بزرگوارى است و دروغگو در لبه پرتگاه و خوارى.

امام على عليه السلام:

يَبلُغُ الصّادِقَ بِصِدقِهِ ما يَبلُغُهُ الكاذِبَ بِاحتيالِهِ؛

راستگو، با راستگويى خود به همان مى رسد كه دروغگو با حيله گرى خود.

امام موسى كاظم عليه السلام :

اَداءُ الاَمانَةِ وَ الصِّدقُ يَجلِبانِ الرِّزقَ، وَالخيانَةُ وَ الكَذِبُ يَجلِبانِ الفَقرَ وَ النِّفاقَ؛

اداى امانت و راستگويى روزى را زياد مى كند و خيانت و دروغگويى باعث فقر و نفاق مى شود.

امام باقر عليه السلام:

اِنَّ اللّه عَزَّوَجَلَّ لِلشَّرِّ اَقفالاً وَ جَعَلَ مَفاتيحَ تِلكَ الاَقفالِ الشَّرابَ وَالكَذِبُ شَرٌّ مِنَ الشَّرابِ؛

به راستى كه خداوند عزوجل براى شر قفل هايى گذارد و كليد آن قفل ها را شراب قرار داد و دروغ از شراب بدتر است.

امام صادق عليه السلام:

اَلكَلامُ ثَلاثَةٌ: صِدقٌ وَكِذبٌ وَ إِصلاحٌ بَينَ النّاسِ قالَ: قيلَ لَهُ: جُعِلتُ فِداكَ مَا الصلاحُ بَينَ النّاسِ؟ قالَ: تَسمَعُ مِنَ الرَّجُلِ كَلاما يَبلُغُهُ فَتَخبُثُ نَفسُهُ، فَتَلقاهُ فَتَقولُ: سَمِعتُ مِن فُلانٍ قالَ فيكَ مِنَ الخَيرِ كَذا وَ كَذا، خِلافَ ما سَمِعتَ مِنهُ؛

سخن سه گونه است: راست و دروغ و اصلاح ميان مردم به آن حضرت عرض شد: قربانت اصلاح ميان مردم چيست؟ فرمودند: از كسى سخنى درباره ديگرى مى شنوى كه اگر سخن به گوش او برسد، ناراحت مى شود. پس تو آن ديگرى را مى بينى و بر خلاف آنچه شنيده اى، به او مى گويى: از فلانى شنيدم كه در خوبى تو چنين و چنان مى گفت.

امام على عليه السلام:

لا تُحَدِّثِ النّاسَ بِكُلِّ ما سَمِعتَ بِهِ، فَكَفى بِذلِكَ كَذِبا؛

هر چه را شنيدى براى مردم بازگو مكن، كه همين براى دروغگويى (تو) كافى است.

امام على عليه السلام:

اَمرانِ لا يَنفَكّانِ مِنَ الكَذِبِ: كَثرَةُ المَواعيدِ، وَ شِدَّةُ العتِذارِ؛

دو چيز از دروغ جدا نمى شود: بسيار وعده دادن و به شدت عذرخواهى نمودن. امام على عليه السلام:

اَلكَذِبُ فِى العاجِلَةِ عارٌ وَ فِى الآجِلَةِ عَذابُ النّارِ؛

دروغ در دنيا ننگ و عار است و در آخرت عذاب جهنم.

 

امام على عليه السلام:

لَيسَ لِكَذوبٍ اَمانَةٌ، وَ لا لِفُجورٍ صيانَةٌ؛

دروغگو امانتدار نيست و بدكار، نگهدارنده اسرار.

پيامبر صلى الله عليه و آله:

اِنَّ اَشَدَّ النّاسِ تَصديقا لِلنّاسِ اَصدَقُهُم حَديثا وَ اِنَّ اَشَدَّ النّاسِ تَكذيبا اَكذَبُهُم حَديثا؛

هر كس راستگوتر است سخن مردم را بيشتر باور مى كند و هر كس دروغگوتر است مردم را بيشتر دروغگو مى داند.

پيامبر صلى الله عليه و آله:

ثَلاثٌ مَن كُنَّ فيهِ فَهُوَ مُنافِقٌ وَ اِن صامَ وَ صَلّى وَحَجَّ وَاعتَمَرَ وَقالَ «اِنّى مُسلِمٌ» مَن اِذا حَدَّثَ كَذِبَ وَ اِذا وَعَدَ اَخلَفَ وَ اِذَا ائتُمِنَ خانَ؛

سه چيز است كه در هر كس باشد منافق است اگر چه روزه دارد و نماز بخواند و حج و عمره كند و بگويد من مسلمانم، كسى كه هنگام سخن گفتن دروغ بگويد و وقتى كه وعده دهد تخلف نمايد و چون امانت بگيرد، خيانت نمايد.

پيامبر صلى الله عليه و آله:

آیَةُ المُنافِقِ ثَلاثٌ: اِذا حَدَثَ کَذِبَ وَ اِذا وَعَدَ اَخلَفَ وَ اِذا اؤتُمِنَ خانَ؛

نشان منافق سه چیز است: 1 - سخن به دروغ بگوید . 2 - از وعده تخلف کند .3 - در امانت خیانت نماید .

امام على عليه السلام:

تَحَرِّى الصِّدقِ وَ تَجَنُّبُ الكَذِبِ اَجمَلُ شيمَةٍ وَ اَفضَلُ اَدَبٍ؛

راستگو بودن و پرهيز نمودن از دروغ، زيباترين اخلاق و بهترين ادب است.

امام عسكرى(سلام الله علیه):

جُعِلَتِ الخَبائِثُ في بَيتٍ وجُعِلَ مِفتاحُهُ الكِذبَ.

همه پليدى‏ ها را در خانه‏ اى نهادند و كليد آن، دروغ است.

مهلت

خداوند نسبت به بنده‏اش مهربان است تا آخرین مرحله به انسان فرصت می‏دهد هرگز مانند جباران فورا اقدام به انتقام و مجازات نمی‏کند بلکه رحمت واسعه الهی همیشه ایجاب می‏کند که نهایت فرصت به انسان گناهکار داده شود. و ربک الغفورذوالرحمه لو یواخذهم بما کسبوا العجل لهم العذاب بل لهم موعد لن یجدوا من دونه موئلاً و اگر می‏خواست آنها را به اعمالشانمجازات کند هر چه زودتر عذاب را به آنها می‏فرستاد. (سوره کهف آیه 58)
و اگر می‏خواست آنها را به اعمالشان مجازات کند هر چه زودتر عذاب را به آنها می‏فرستاد. «غفران او ایجاب می‏کند که توبه کاران را بیامرزد و رحمت او اقتضاء می‏کند که در عذاب غیر آنها تعجیل نکند شاید به صفوف توبه کاران به پیوندند ولی عدالت او هم اقتضاء می‏کند وقتی طغیان و سرکشی به آخرین درجه رسید حسابشان را صاف کند» (تفسیر نمونه، جلد 12، ص 477)
بنابراین برای هر گناه و ظلم وقت مقرر و موعد معین است که انتقام گیری می‏شود. و تلک القری اهلکناهم لما ظلموا و جعلنا لمهلکهم موعدا اینها شهرها وآبادیهایی است ما آن‏ها را به هنگامی که ستم کرده‏اند هلاک کردیم و برای هلاکتشان موعدی قرار دادیم (سوره کهف، 59).
لذا کیفر دیدن در مقابل اعمال بد در دستگاه خداوند وقت مشخص دارد دیر یا زود به حسابشان رسیدگی می‏شود و در احادیث نیز آمده است که مهلت دادن به ستمگر به معنای فراموشی کیفر او نیست. امام علی(ع) می‏فرماید:«اگر خدا به ستمگر مهلت دهد کیفر او هرگزفراموش نمی‏شود و او بر سر راهش و در گلوگاه او آن‏جا که آب دهان فرو برده می‏شود و استخوان گیر می‏کند در کمین است.» (میزان الحکمه، جلد 7، ص 3375)
پس مهلت دادن بر ستم ستمگر به معنای نادیده گرفتن ستم او نیست چه بسا ستمگر چنین تصور کند که خدا او را به خودش وا گذاشته است. مثلاً خداوند به فرعون چهل سال مهلت داد بعد از این مدت او را به عذاب آخرت و دنیا گرفتار کرد. پیامبر اسلام(ص) درباره مهلتدادن خداوند به ستمگر می‏فرماید. «خداوند به ستمگر چندان مهلت می‏دهد که می‏گوید او را به خود وا گذاشته‏اند سپس او را سخت کیفر می‏دهد، خداوند پس از نابود کردن ستمگران خود را حمد و سپاس گفته و فرموده است.
( فقطع دابر القوم الذینظلموا و الحمد لله رب العالمین ) (سوره انعام آیه 45) (میزان الحکمه، جلد 7، ص 3375)
و از طرفی سنت خدای سبحان در دنیا بر این جاری است که از ظالم به وسیله ظالم دیگر انتقام می‏گیرد. وکذالک نولّی بعض الظالمین بعضا بما کانوا یکسبون بدینسان ستمگران را به سزای اعمالی که می‏کنند بر یکدیگر مسلط می‏کنیم (سوره انعام آیه 129)
و مضمون همین آیه در روایتی از امام صادق(ع) نیز وارد شده است. (میزان الحکمه، جلد 7، ص 3379)

بنابراین ظالم کیفر ستم خودش را می‏بیند یا در دنیا باز تاب اعمالش را توسط ظالم دیگر و یا سایر عوامل می‏بیند و یا در آخرت به کیفر اعمالش می‏رسند خلاصه انتقام از ظالم گرفته می‏شود چه در دنیا و چه در آخرت و چه در دنیا و آخرت با هم نتیجه این که خدای سبحاندر کمین ستمگر در دنیا و آخرت است و مسئله مهلت دادن هم گاهی برای زیادی گناه است و گاهی برای تو به و جبران گذشته می‏باشد.

Respite

And Rbk Alghfvrzvalrhmh Le Yvakhzhm us Lhm Alzab Ksbva deadlines due Lhm Len Bell Yjdva Mvyla and if I wanted them to know that the sooner the punishment Amalshanmjazat sent to them. (Surah Kahf verse 58)And if they wanted to punish them for their actions, they would soon send punishment.to smooth "(interpretation typical, vol 12, p 477)So for any given date is the date and time of sin and oppression is revenge. And desirable lama al Ahlknahm Zlmva and Jlna Lmhlkhm Mvda Vabadyhayy These towns have We destroyed them when they did wrong and we've been overdue for Hlaktshan (Surah Kahf, 59).is. "(The Alhkmh, Volume 7, p 3375)After a period of tyrannical oppression means ignoring pitiless oppression, he would not even imagine that God has made her own. For example, God gave Pharaoh forty years after his time in the torment of the Hereafter and the world will suffer. Prophet Muhammad (pbuh) said about Mhltdadn God unjust.

(Fqt Dabr Alqvm Alzynzlmva and Hamd grinder Lord of the worlds) (bonus chapter verse 45) (Alhkmh rates, vol 7, p 3375)On the other hand, tradition and God glorified in this world is more ruthless by ruthless takes revenge. Some Nvly Vkzalk Alzalmyn therefore unjust to punish some Yksbvn Kanva us that they are familiar with each other (Sura tips Verse 129)And the theme verse narrative from Imam Sadeq (AS) has been entered. (The Alhkmh, Volume 7, p 3379)

حجاب

حجاب

به نام خداوند جان و خرد

منت خدای را عزوجل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت ، هر نفسی که فرو میرود ممد حیات است و چون بر میاید مفرح ذات پس در هر نفس دو نعمت است و بر هر نعمت شکری واجب .

از دست و زبان که برآید                    کز عهده شکرش به در آید

بد ترین جانوران نزد خداوند کسانی هستند که در شنیدن و بیان سخن حق ناتوانند و تعقل نمیکنند.(سوره انفال)

 ( ای انسان چه باعث شد به خدای کریم خود مغرور گردی.  سوره انفطار )

( قسم به عصر که انسان همیشه در خسران و زیان است ، جز آنان که عمل صالح انجام داده و به رعایت حق یکدیگر را سفارش کرده و صبر کردند . سوره والعصر )

مهم ترین اصل آفرینش لذت است و هرآنچه سد راه لذت قرار بگیرد منفور و معدوم است، حضرت حق باری تعالی از خلقت  تمام ارکان واجزا مخلوقات لذتی ابدی بر خود قرار داد . و از پس خلق انسان بر خودش وتمام هستی تبریک گفت و لذت عظیمی را به منصحه ظهور گذاشت. خداوند لذت را برای انسان وانسان را برای لذت آفرید .  اما برای لذت بردن مراتبی را قرار داد تا هر کس بسته به لیاقتش از آن بهره ببرد و بالاترین حد آن به بالاترین دارنده شعور اختصاص داد . انسان را شعوری ابتدایی بخشید تا خودش را دریابد و شعورش را پرورش و گسترش دهد تا به حد کمال برساند . پس برای حرکت و سعی وسوسه را قرار داد تا هم محرک باشد و هم ممتحن پس هوش را قرار داد تا ابزار حرکت را بیابد و غریزه را قرار داد تا حیات را بقا بخشد .نتیجه آنکه موجودی کامل خلق کرد که خودش راه تکامل  و تعالی خودش را بتواند بشناسد ،بیابد، بسازد و درنوردد. انسان هیچ کاری انجام نمیدهد جز آنکه در آن کار برای خودش یا دیگری لذتی نهفته باشد .

 و اما درجات لذت ؛

لذت را باید اول شناخت زیرا لذاید غیرواقعی نیز وجود دارند که در نهایت به عذاب ختم میشوند اما چون ظاهری آراسته و سهل الوصول دارند بنی آدم معمولا آن را می پسندند و از پی آن به گمراهی میروند. بهترین راه شناخت لذت دیدن و تاثیر آن بر پیرامون است و درجات آن بسته به بقاو طول عمر لذت دارد هر اندازه که زمان بیشتری تداوم یابد ارزش بالاتری میابد تا به جاودانگی بپیوندد. و آن بستگی به میزان شعوری که این لذت را می آفریند دارد.

 لذت آفرینش را شعوری بی همتا آفریده که ازل تا ابد را در بر میگیرد . لذت هدایت خلق و نشان دادن راه سعادت بسوی ابدیت شعوری عظیم را تداعی میسازد .لذت یک کشف یا اختراع تا پایان انتفاع از آن پابرجاست و نشان از شعور پدیدآورنده دارد . لذت کار، تحصیل، نیکی کردن ، خانواده داشتن ، مفید و موثر بودن، خوردن ،آشامیدن،‌ارتباط داشتن، مالکیت ، بر خورداری از امکانات و.... هرکدام میزانی از شعور را نشان می دهند. اما همه لذتها موقعی واقعی هستند که  به احساس سردی و پوچی نگرایند وجذابیت در آنها تداوم داشته باشد. شعور و وسوسه ، هوش و غریزه چهار عنصر در هم آمیخته ای هستند که وجود انسان را معنا میبخشند که  نبود هر یک از آنها حکمت خلقت را بی معنا و برتری هر کدام از انها بر سه عنصر دیگر سرنوشت و منش او را رقم میزنند  .لذتی که در آن آثار برتری شعور متبلور وآشکار باشد لذت حقیقی و چنانچه ناشی از تسلط وسوسه یا غریزه یا هوش  باشد لذت کاذب( که به عذاب منتهی میشود) میتوان قلمداد نمود.   خداوند در خلقت آدم(ع) از روح الهی خود بر کالبد خاکی او دمید.و اینگونه شعور را با وجود انسان درآمیخت.  آنگاه تمام فرشتگان به امر الهی بر آدم سجده کردند جز ابلیس . ابلیس غرور ورزیده و امتناع کرد واز پس لذت کاذب خود پسندی به لعنت ابدی گرفتار شده، و لذتش به عذاب ابدی تبدیل گردید. پس بر گناه خویش اصرار ورزیده مهلت خواست و خداوند او را تا قیامت مهلت داد. او به عظمت خداوند قسم یاد کرد که آدم(ع)و فرزندان آدم(ع) را به گمراهی و تباهی کشاند ، جز آنان که خواست الهی را فراموش نمیکنند . او گفت در وجود آدمیزادگان از بالا و پائین ، چپ و راست  پس و پیش و هر راهی که ممکن باشد وارد میشوم و انان را به وسوسه  گمراه میکنم . که  اینگونه وسوسه نیز  در کالبد آدمی  راه یافته و باعث نا فرمانی او شد  . شیطان آدم(ع) را به خوردن میوه ممنوعه   وسوسه کرده ولذت جاودانگی را به او نوید داد ولی از انجایی که خاستگاه این لذت وسوسه بود به عذاب ختم شد . اولین گناه رقم خورد،  زشتیهای آدم هویدا گردید واز پس آن به  امر الهی بر زمین خاکی هبوط کرد . پس خداوند رحمان  آدمی را به لذت توبه دعوت نمود لذتی ناشی از شعور .

( شیطان اولین موجودیست که غرور ورزیده، به نادانی تصمیم گرفت خواسته اش را بر خواست الهی برتری بخشد و هر آنکس که این کند یقین داشته باشد اسیر وسوسه گردیده و پا جای پای شیطان نهاده بسوی تباهی رهسپار است)

آدمیزادگان  بر روی کره خاکی برای بقا و ادامه نسل به غریزه و هوش نیاز داشتند که از پیش این دو عنصر به خاطر ادامه بقائ مخلوقات زمینی وجود داشت و فرزندان آدم این دو عنصر حیاتی را درآمیزش با زمینیان ازآنان به میراث بردند و زندگی شروع شد.شعور در قلب ، وسوسه در حواس ، غریزه در خون، وهوش در مغز انسان ماوا گرفت .چنان که هر کدام از آنها را از انسان بگیرند حیات او منقطع میگردد.  تمامی انسانها تابع این چهار عنصر حیات در پی کسب لذت زندگی می کنند و   همیشه یکی از این چهار عنصر بر دیگر عناصر تسلط وبرتری پیدا کرده زمام امور بشر را به دست میگیرد.

 برای آنان که طالب هدایت هستند بسیار مهم است که بدانند در هر زمان کدام عنصر بر وجود آنها حاکم است  و هر آنکس که بتواند عنصر شعوررا در امور خود شناخته  و قدرت بخشد و در طول مسیر زندگی  بر سه عنصر لازمه دیگر مسلط گرداند ، راه تعالی و تکامل را یافته به واقع لذت برده، اسب شرف از گنبد گردون بجهاند.

آنکس که  نداند و نداند که نداند             در جهل  مرکب  ابدالدهر  بمــــــاند

آنکس که نداند وبداند که نداند                      لنگان خرک خویش به مقصد برساند

آنکس که بداند و نداند که بداند              بیدارش   نمائید که تا خفته   نمــــاند

آنکس که بداند و بداند که بداند              اسب شرف از گنبد گردون بجهــــاند

پوشش انسان، به اندازه تاریخ آفرینش او قدمت دارد. پوشش و لباس هر انسان، بیانگر هویت او در جامعه است. اما آن چه در همه عصرها دیده می شود، توجه ویژه به حفظ حجاب و حرمت زنان و مردان مسلمان بوده، حجابی که در عین زیبایی و آراستگی، متناسب با هویت و شخصیت افراد جامعه باشد.

نکته قابل تأمل در بحث حجاب اسلامی افراط و تفریط های رایج در جامعه است که باعث شده جوانان نتوانند در شرایط عادی پوشش مورد نظر خود را انتخاب کنند. از این رو، پوشش جوانان، هم اکنون تبدیل به یکی از اساسی ترین چالش های خانواده های ایرانی شده، نسل جوانی که هم می خواهد زیبا و آراسته بپوشد و هم مطابق عرف و شرع اسلامی در جامعه رفتار کند.

علاوه بر کارکردهای عمومی پوشش یعنی جلوگیری از سرما و گرما و کارکردهای ثانویه یعنی عفت و حیا است که اغلب مردم از آن مطلع هستند، یکی از مهمترین کارکردهای پوشش، بحث زینت است. در شرع مقدس اسلام پوشش از این منظر مورد توجه قرار گرفته و اسلام به ظاهر مرد و زن مسلمان توجه زیادی نشان داده است. از سوی دیگر استانداردهای لازم پوشش زن و مرد در اسلام معرفی شده است اما جنبه های پوشش تابعی از شرایط زمانی و مکانی و قابل تغییر است بنابراین مردم مسلمان ایران نیز به تبع شرایط موجود زمانی و مکانی می توانند به تنوع رو آورند. آنچه امروز به معنای «مد» وجود دارد و تنوع زیادی از حیث رنگ و مدل برخوردار است، باید طبق شئونات اسلامی وارد جامعه شود.

این کار باید توسط گروهی از متخصصان امر از جمله طراحان لباس صورت بگیرد تا شاهد تنوع در پوشش و در ارائه مدل های جدید پیشتاز باشیم. از این نظر تفاوت طراحان ما با طراحان خارجی در این است که آن ها استانداردی ندارند در حالی که ما استاندارد داریم و آن احکام شرع است.

جامعه شناسان نیز باید همکاری نزدیکی با طراحان داشته باشند تا مخاطب شناسی کنند و تنوع رنگ و لباس را متناسب با شرایط فردی و اجتماعی اقشار مختلف ارائه دهند.

مطالعه مردم شناسان در باب فرهنگ پوشش در سراسر ایران نشان می دهد طی ۶ هزار سال گذشته مردم ایران هرگز پوشش های عریان و نیمه عریان نداشته اند و از این حیث، مردم شناسان منابعی بسیار غنی در مناطق مختلف برای الگو گرفتن و ایجاد تنوع در لباس دارند و می توانند کمک بزرگی برای طراحان لباس باشند.

به هر حال باید تلاش کرد تا پوشش را در قالبی امروزی تر مطرح کرد تا مقبول جامعه باشد و مخاطبان با  سلیقه های متفاوت بتوانند از آن استفاده کنند. باید توجه داشت که گاهی اوقات آنچه به نام شرع در عرصه پوشش مطرح می شود، سلیقه ها و عرف امروز ماست و ربطی به شرع ندارد. استاندارد پوشش همان است که مرجعیت اعلام می کند و غیر از آن هرچه هست، عرف غلط رایج در جامعه است.

یکی از دلایل ناکامی ارائه پوشش متناسب و امروزی برای مردم، ارائه نکردن الگوهای مناسب در این زمینه است. ارائه یک قالب خاص برای همه، اشتباه بزرگی است زیرا همه طیف های جامعه قطعا در آن نمی گنجند و باید تمام سلیقه های اقشار مختلف را مورد توجه قرار داد و حجاب را طیف بندی و به عنوان مثال به شکل حجاب برتر، حجاب مطلوب و حجاب ایده آل مطرح و تعریف کرد.

به عبارت دیگر ما باید حداقل استاندارد پوشش را مشخص کنیم و بعد افراد جامعه را آزاد بگذاریم تا نوع پوشش خود را انتخاب کنند، بنابراین باید تنوع در پوشش داشته باشیم تا دختر و پسر جوان مجبور به پوشیدن یک مدل لباس ثابت نباشند و از آن دلزده شده و به سمت پوشیدن لباس های تقلیدی و اغلب ناهنجار بروند. از سوی دیگر اغلب خانواده های ایرانی مقید و دارای معیارهای اسلامی هستند اما وضعیت پوشش جوان قبل از خانواده، توسط مدرسه و رسانه ها شکل می گیرد.

در آموزش و پرورش کنونی، لباس فرم یک رنگ و ثابت برای بچه ها در مدارس و مربوط کردن نمره انضباط به نوع پوشش و توضیح ندادن فلسفه پوشش به دانش آموزان، از مهم ترین اشتباه ها در سیستم آموزشی است که باید اصلاح شود.

رسانه ها نیز نقش به سزایی در ارائه پوشش های متنوع دارند و بچه ها از تلویزیون، سینما و... پیام های رسانه ای متعددی دریافت می کنند و تحت تاثیر قرار می گیرند، تاثیری که شاید خیلی دیر از ذهن جوان یا نوجوان پاک شود.

در هر حال باید توجه داشت مشکل حجاب جوانان را باید ریشه یابی کرد و با برخوردهای سطحی امیدی به حل این مشکل وجود ندارد.

درباره نقش خانواده و والدین درباره پوشش: به طور مسلم بخشی از رفتار جوانان، تقلیدی است، در واقع نسل جدید، به نوعی تکرار نسل قبل است. وقتی والدین کمتر حجاب را رعایت کنند نمی توان از فرزندان توقع داشتن پوشش صحیح را داشت.

اما گاهی اوقات هم جوان یک خانواده متدین، پوشش صحیحی ندارد در چنین مواقعی باید فلسفه پوشش برای نوجوان یا جوان توضیح داده و خط قرمزها با احتیاط برای او روشن شود.

سخت گیری در چنین مواردی بی فایده است و هرگز نباید حداکثرها را از جوان بخواهیم و از آن جایی که رفتار تابعی از نگرش و نگرش تابعی از دانش است بنابراین تا زمانی که او دانش و اطلاعات کافی درباره پوشش نداشته باشد، نمی توانیم از او انتظار رعایت حجاب را داشته باشیم زیرا رفتارهای او تابعی از نگرش و دانش اوست. خانواده ها اغلب سیکل معیوبی را درباره پوشش جوانان طی می کنند یعنی به محض این که متوجه پوشش نامناسب او می شوند، او را مجبور می کنند، لباسی که از نظر آن ها مناسب است را بپوشد در حالی که برای تغییر رفتار جوان، باید دانش او را بالا ببریم.

جوان باید بداند که پوشش مناسب چه محاسنی دارد تا اندک اندک نگرش او عوض شود و بر رفتار او تاثیر بگذارد.

در مواردی که والدین اطلاعات کافی و یا توانایی آموزش جوان خود را ندارند، باید از مشاور استفاده کنند. متاسفانه اغلب والدین تصور می کنند در موارد آموزشی نیازی به مشاوره ندارند و شیوه صحیح برخورد با جوان را می دانند در حالی که این طور نیست.

تعلیم و تربیت، علم است و والدین باید در این رابطه از اهل فن کمک بگیرند.

آموزش خانواده در انجمن اولیاء و مربیان، بستر مناسبی برای حل مشکلات جوانان است.

والدین باید یاد بگیرند چطور با جوان خود برخورد کنند باید مورد به مورد این مشکلات مطرح شود و والدین به همراه مربیان تلاش کنند جوان را به مسیر صحیح برگردانند. البته نتیجه همیشه قطعی نیست و نیاز به زمان دارد. نباید فراموش کرد در زمینه پوشش معلم نقش اساسی تری از پدر و مادر دارد، زیرا بحث پوشش از زمانی مطرح می شود که بچه از دوره پیش دبستانی وارد مدرسه می شود بنابراین تاثیر آن را نباید دست کم گرفت.

یکی از بهترین و کارآمد ترین روشها ترویج و شناخت حجاب توجه ویژه به آیات الهی و احادیث معتبر در این خصوص میباشند

 

آیات اصلی مربوط به وظیفه پوشش همان آیات سوره نور است. آیاتی چند هم در سوره احزاب است که می توان آنها را در حاشیه این مطلب ذکر کرد. قسمتی از این آیات مربوط است به زنان رسول خدا و قسمت دیگر دستورهائی است که درباره حفظ حریم عفاف وارد شده است..

 اما قسمت اول: «یا نساء النبی لستن کاحد من النساء ان اتقیتن فلا تخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض و قلن قولا معروفا* و قرن فی بیوتکن و لا تبرجن تبرج الجاهلیة الاولی و اقمن الصلوة و آتین الزکوة و اطعن الله و رسوله انما یریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا» (احزاب/ 32 و 33)؛ در این دو آیه، مخاطب، زنان پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله می باشند: ای زنان پیغمبر شما همچون سایر زنان نیستید - اگر پرهیزکار باشید - مواظب باشید که در سخن نرمش زنانه شهوت نبرید که موجب طمع بیماردلان گردد. به خوبی و شایستگی سخن بگوئید. در خانه های خویشتن قرار گیرید و مانند دوران جاهلیت نخستین، به خودنمائی و خودآرائی از خانه بیرون نشوید. مقصود از این دستور زندانی کردن زنان پیغمبر در خانه نیست، زیرا تاریخ اسلام به صراحت گواه است که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله زنان خود را با خود به سفر می برد و آنان را از بیرون شدن از خانه منع نمی فرمود مقصود از این دستور آنست که زن به منظور خودنمائی از خانه بیرون نشود و مخصوصا در مورد زنان پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله این وظیفه سنگینتر و مؤکدتر است. آیه 53 سوره احزاب چنین است: «یا ایها الذین آمنوا لا تدخلوا بیوت النبی الا ان یؤذن لکم الی طعام غیر ناظرین اناه و لکن اذا دعیتم فادخلوا فاذا طعمتم فانتشروا و لا مستأنسین لحدیث ان ذلکم کان یؤذی النبی فیستحیی منکم و الله لا یستحیی من الحق و اذا سألتموهن متاعا فاسئلوهن من وراء حجاب ذلکم اطهر لقلوبکم و قلوبهن و ما کان لکم ان تؤذوا رسول الله و لا ان تنکحوا ازواجه من بعده ابدا ان ذلکم کان عندالله عظیما»؛ عربهای مسلمان بی پروا وارد اتاقهای پیغمبر می شدند. زنهای پیغمبر صلی الله علیه و آله هم در خانه بودند. آیه نازل شد که اولا سرزده و بدون اجازه وارد خانه پیغمبر نشوید، و اگر برای صرف غذا دعوت شدید به موقع بیائید و بعد هم برخیزید و بروید و به قصه گوئی و صحبتهای متفرقه وقت نگیرید، زیرا این امور پیغمبر را ناراحت می کند و او شرم می کند شما را از خانه خود بیرون کند ولی خدا از شما شرم نمی کند. و ثانیا وقتی می خواهید چیزی از زنان پیغمبر بگیرید، از پشت پرده بخواهید بدون اینکه داخل اتاق شوید. این کارها برای پاکیزگی دل شما و دل آنها بهتر است. شما نباید پیامبر را آزار دهید و نه زنان او را پس از درگذشت پیغمبر به زنی بگیرید، که این کارها در نزد خدا بزرگ است.
در این آیه، کلمه " حجاب " ذکر شده است. همانطوری که قبلا گفتیم در کلمات قدماء هر جا سخن از آیه حجاب است مقصود همین آیه است. دستور حجاب که در این آیه است غیر از دستور " پوشش " است که مورد بحث ما می باشد. دستوری که در این آیه ذکر شده است راجع به سنن خانوادگی و رفتاری است که انسان باید در خانه دیگران داشته باشد. طبق این دستور، مرد نباید وارد جایگاه زنان شود، بلکه اگر چیزی می خواهد و مورد احتیاج اوست باید از پشت دیوار صدا بزند. این مسأله ربطی به بحث " پوشش " که در اصطلاح فقه نیز تحت عنوان " ستر " نه " حجاب " نامیده می شود، ندارد. جمله: «ذلکم اطهر لقلوبکم و قلوبهن» مانند جمله: «و ان یستعففن خیر لهن؛ و عفت ورزیدن برای آنان بهتر است.» که در آیه 61 از سوره نور آمده است، دلالت می کند که هر اندازه مرد و زن جانب ستر و پوشش و ترک برخوردهائی که مستلزم نظر است رعایت نمایند به تقوا و پاکی نزدیکتر است. همانطور که گفتیم: رخصتهای تسهیلی و ارفاقی که به حکم ضرورت داده شده است، نباید رجحان اخلاقی ستر و پوشش و ترک نظر را از یاد ببرد.

امام على علیه‏السلام :

صِیانَهُ المَرأةِ أنعَمُ لِحالِها وَأدوَمُ لِجَمالها .

صیانت زن او را شادابتر و زیبایى‏اش را پایدارتر مى‏کند .

پوشش برتر:

بهره حقیقی هر مرد و زن با ایمان از زندگی، زیبا زیستن است. پروردگار می فرماید:

مَنْ عَمِلَ صالِحًا مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثی وَ هُوَ مُوءْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاةً طَیِّبَةً وَ لَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما کانُوا یَعْمَلُونَ. (نحل: 97)

هر مرد و زنی که کردار شایسته انجام دهد و با ایمان باشد، آنان را زندگی نیکو و پاکیزه می دهیم و به بهتر از آنچه عمل کرده اند، می بخشیم.

این شایستگی، برگرفته از درون پاک و خویشتن داری انسان است. حق تعالی دراین باره می فرماید:

یا بَنی آدَمَ قَدْ أَنْزَلْنا عَلَیْکُمْ لِباسًا یُواری سَوْآتِکُمْ وَ ریشًا وَ لِباسُ التَّقْوی ذلِکَ خَیْرٌ ذلِکَ مِنْ آیاتِ اللّهِ لَعَلَّهُمْ یَذَّکَّرُونَ. (اعراف: 26)

ای فرزند آدم، بر شما پوششی فرستادیم تا زشتی هایتان را بپوشانید و تن را بیارایید و پوشش تقوا، نیکوترین جامه است و این [لباس] از نشانه های خداست تا نعمت های پروردگار را یاد آورند.

خداوند کریم در ادامه می فرماید:

یا بَنی آدَمَ لا یَفْتِنَنَّکُمُ الشَّیْطانُ کَما أَخْرَجَ أَبَوَیْکُمْ مِنَ الْجَنَّةِ یَنْزِعُ عَنْهُما لِباسَهُما لِیُرِیَهُما سَوْآتِهِما... . (اعراف: 27)

ای فرزند آدم، مبادا شیطان شما را بفریبد چنان که پدر و مادرتان را از بهشت بیرون ساخت و جامه عفت از تن آنان به در آورد تا زشتی هایشان را نمایان سازد.

در این آیات، از لباس ظاهری و باطنی سخن می رود که هر دو پوشش انسانند.

تکرار واژه «سوآت» در آیات یادشده، نشانه آن است که لباس در پوشاندن اعضای بدن و عیب های آن و پوشاندن عضوهایی که آشکار بودن آن موجب شرمندگی انسان می شود، نقش بسیار مهمی دارد. حکایت حضرت آدم و حوا، فطری بودن نیاز به پوشش را اثبات می کند. زندگی آدم و حوا و غارنشینان نخستین که با برگ درخت و پوست حیوانات، خود را می پوشاندند، ثابت می کند که نیاز به پوشش، به مرور زمان و بر اثر پیدایش تمدن ها شکل نگرفته، بلکه از همان آغاز با بشر همراه بوده است.

استاد مطهری درباره انتخاب پوشش زن می نویسد:

دقیق ترین آنها (نظریه ها) این است که حیا و عفاف و ستر و پوشش، تدبیری است که خود زن با یک نوع الهام برای گران بها کردن خود و حفظ موقعیت خود در برابر مرد به کار برده است.

حداقل پوشش زنان در قرآن

قرآن زیباترین و ادب آمیزترین کتابى ست که بر بشر ظهور کرده است .در این کتاب زیبا با لطافت و الفاظى زیبا و ادبى بسوى زنان خطاب نازل شده است.خطابهایى که بسوى زنان نازل شده خاصیتهاى زیبایى را داراست که برایتان بیان خواهم کرد :

?- انسانیت زن را آشکار ساخته است و به این موجود بصورت یک جنس مورد طمع مردان ننگریسته و بر همین اساس خطاب بگونه ای آمده تا به مردان آموخته شود که سخن با زن بایستی بسیار دقیق و محترم باشد و اهانت آمیز و نیش دار نباشد.

علت اینکه در صفت پوشش زنان سخن از موارد شهوت انگیزی نیامده ، اینست که الله تعالی خالق این موجود زیباست و اینست که خود به خلقش احترام دارد و اینست که نخواسته به زن بگوید که من تو را با اینگونه آفرینش ، کمتر و پایینتر از مردان قرار دادم تا تو همیشه رنج بکشی و از خودت شرمت آید و نتوانی از خود دفاع کنی!؟

الله تعالی به این خلق خودش نشان داده که من تو را می شناسم زیرا خلقت کردم و اینست که می دانم تو سخن مرا می فهمی پس لازم نیست حرفهایی را برایت بگویم تا دیگران که تو را نمی شناسند قدر تو را اشتباه بفهمند.

و اینست که الله تعالی به خلق خود اینگونه خطاب آورده است:

یا ایها النبی قل لازواجک وبناتک ونساء المؤمنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک ادنى ان یعرفن فلا یؤذین وکان الله غفورا رحیما

اى پیامبر، به همسران خود و دختران خود و همسران مؤمنان بگو که لباس هاى خود را بلند کنند تا تمام بدنشان را در بر بگیرد و بپوشاند زیرا این کمترین حدیست که بوسیله اش (بعنوان زنان پرهیزگار) شناخته خواهند شد و مورد اهانت قرار نخواهند گرفت. خداست عفو کننده، مهربان ترین.

مانع مادى

چنان که در این آیه (فقال إنّى أحببت حبّ الخیر عن ذکر ربى حتّى توارت بالحجاب)(ص/32) 1 که ابن اثیر گوید: مقصود از حجاب, افق است.2 و بعض مفسران گویند: مقصود پنهان شدن آفتاب است.

و نیز در این آیه : (فاتّخذت من دونهم حجاباً فأرسلنا إلیها روحنا فتمثّل لها بشراً سویّاً) (مریم/17)3 که گفته اند مقصود از حجاب, دیوار است.4

و نیز در این آیه که درباره زنان رسول خدا(ص) است: (و إذا سألتموهنّ متاعاً فاسئلوهنّ من وراء حجاب)(احزاب/53)5 که مقصود پوششى است مانع از دیده شدن آنان چون پرده.

و مى توان حجاب را در این آیه نیز چیزى محسوس گرفت که مانع دیدن شود:

(و بینهما حجاب و على الأعراف رجال)6 اعراف/46

مانع معنوى

چنان که در این آیه: (و ماکان لبشر أن یکلّمه الله إلاّ وحیاً أو من وراء حجاب) (شورى/51) 7 که چون دیدن بارى تعالى با دیده حسى ممکن نیست, مجازاً از آن به مکالمه از پشت پرده تعبیر شده است.

و یا این آیه: (و من بیننا و بینک حجاب فاعمل إنّنا عاملون)(فصلت/5) که گفته اند مقصود خلاف کافران با پیمبر(ص) است و یا مخالفت با او در دین.

و یا در این آیه: (و إذا قرأت القرآن جعلنا بینک و بین الذین لایؤمنون بالآخرة حجاباً مستوراً)(اسراء/45) 8 که مقصود از حجـاب, درنیـافتن کـافران است معنــاى قرآن را.

چنان که مى بینیم, در این آیه ها حجاب به معناى پرده یا چیزى است که مانع دیدن شود. اما آن حکم شرعى که منظور ماست, ضمن آیه هایى دیگر و با تعبیرى جز کلمه حجاب آمده است; تعبیرى نهایت بلیغ. زیرا چنان که نوشتیم, حجاب مانع دیدن است. آیه 53 سوره احزاب که مسلمانان را مى فرماید: (اگر چیزى از زنان پیغمبر(ص) خواستید, از آن سوى پرده بخواهید), دستورى است که زنان پیغمبر را نبینند و آنان از هر جهت از دیده پوشیده مانند, چنان که جسمشان هم دیده نشود, در صورتى که از حجاب براى زنان مقصود آن نیست که قطر جسم آنان نیز پوشیده ماند. بدین جهت دستور پوشش زن را در دیگر آیه ها چنین مى خوانیم:

(یا ایها النبى قل لأزواجک و بناتک و نساء المؤمنین یدنین علیهنّ من جلابیبهنّ) احزاب/59

اى پیغمبر به زنان و دخترانت و زنان مؤمنان بگو تا جلبابهاى خود را نزدیک آرند.

و نیز این آیه:

(ولایبدین زینتهنّ إلاّ ما ظهر منها و لیضربن بخمرهنّ على جیوبهنّ) نور/31

و آشکار مکنند زینت خود را جز آنچه پدید است از آن, و بزنند خمارهاى خود را بر جَیبهاى خویش.

اکنون باید معناى واژه هایى چند که در این دو آیه شریفه آمده است و کاربرد آن واژه ها را در زبان عرب و در عرف مسلمانان عصر رسول خدا(ص) روشن کرد, تا آنچه مقصود ماست(حجاب در قرآن) آشگار گردد.

  بعضی که در ظاهر  نمی توانند قرآن را منکر شوند و در عالم عوامی خود در هر مساله ای می گویند در کجای قرآن نوشته است با اینکه عمده ی احکام از روایات و گفتار پیامبر (ص) و ائمه اطهار به دست می آید ؛ از این رو لازم است که در اینجا به طور فشرده مساله حجاب را از دیدگاه قرآن بررسی کنیم .

الف ـ مهمترین آیه ی حجاب در قران آیه 30 سوره ی نور است که می خوانیم : ای پیامبر !به زنان با ایمان بگو دیدگان خود را از نگاه به نامحرم فرو خوابانند و دامن عفت خود را حفظ کنند و زینت و آرایش خود را جز آنکه قهراً آشکار می شود بر بیگانه آشکار نسازند و باید به وسیله مقنعه و چارقد سینه و گردن خود را بپوشانند و زینت خود را آشکار نسازند جز برای شوهران و سایر افراد محرم خود.

همه مفسران و علما اتفاق نظر دارند که طبق این آیه  زنان باید بدن و موی خود را از نامحرم بپوشانند .

تنها بحث و گفتگو در این است که منظور از استثنا (الا ما ظهر منها ) که کشف این مقدار اجازه داده شده است .

بعضی گویند : منظور صورت و دستها تا مچ است و یا صورت تنها است .

بعضی می گویند : منظور انگشتر و النگو و خلخال و یا سورمه و انگشتر و رنگی گه به وسیله خضاب در دست مانده می باشد .

بعضی هم می گویند :منظور لباس روئین زن آنچه قهراً پیدا است می باشد : برای هریک از این اقوال بخثهای دامنه دار شده و جای آن در فقه اسلامی است . ولی آنچه در اینجا لازم به تذکر است این است که اهل حجاب و پوشش بدن و مو طبق آیه قوق مورد اتفاق همه است .

راهکارهای قرانی برای جلوگیری از بدحجابی و بی حجابی

?- ارائه یک چهار چوب صحیح برای پوشش زن

2- معرفی افراد محرم و نامحرم در قران کریم در سوره نور (24) آیه 31 ، که شامل محارم رضاعی نسبی و سببی می باشد.

3- آشکار نکردن زینتها

که در این باره می توان گفت که اسلام دستور به زینت نکردن نداده است بلکه از زینت که باعث جلوه گری و خودنمائی زن در برابر مردان نامحرم می شود نهی نموده است.

قران کریم در این باره می فرماید:

«... لایبدین زینتهن ...»

زنان زینتهای خود را آشکار نکنند

4- تبیین حد و مرز زینت در برابر افراد

که به سه قسم تقسیم می شود:

الف: زینت برای غیر محارم که آشکار نکردن زینتهای پنهان است و نگاه به زینتهای آشکار در صورتی خالی از اشکال است که خالی از هر گونه قصد لذت و ریبه باشد این حد زینت در آیه مبارکه الاماظهر منها استثنا شده است و دو قسمت زیر با رالالتبعولتهن از دستور لایبدین زینتهن استثنا شده است.

ب: زینت برای شوهر، که زینت علی الاطلاق می باشد

ج- زینت برای سایر محارم

از ابی جعفر علیه السلام وارد شده :

 

«واما زینته المحرم فموضع القلاده فما فوقها و الدملج مادونه والخلخال و ما اسفل منه و اما زینه الزوج فالجسد کله»

قسمت سوم ، مربوط به زینت برای سایر محارم است که شامل محل گردنبند و بالای ان، بازوبند و زیر ان و خلخال و انچه پائین آن است می شود. بنابراین باید به این مهم توجه داشته باشیم که از پوشیدن لباس حلقه آستین، دامنهای کوتاه با پاهای برهنه و یقه های باز بیش از حد متعارف حتی در برابر محارمی به جز شوهر مانند پدر ، برادر عمو و دایی .... خودداری کنیم و جواز نگاه کردن به زینتهای باطنی زنان ان هم در محدوده ای که در روایات نقل شده برای محارم غیر شوهر به شرطی است که فسادی در بین نباشد.

5- نهی از تبرج مذموم

در قران کریم در این باره امده است «... و لاتبرجن تبرج الجاهلیه الاولی....» منظور از تبرج زنان در جاهلیت اولی، جلوه گری زنان در قبل از اسلام بوده است که در تمامی این دوران به دلیل عدم رعایت دستورات پیامبران زنان دچار چنین معضلی شده که سبب به وجود آمدن پیامدهای بد بسیاری برای جامعه نیز شده است. در تفسیر قمی روایتی باشند که از امام صادق علیه السلام از پدرش در ذیل آیه ... و لاتبرجن تبرج الجاهلیه الاولی ... آمده است و این است که «به زودی جاهلیت دیگری میآید» و در تفسیر التبیان آمده است که منظور از جاهلیت اخری زمانی است که مردم همان گونه عمل کنند که قبل از اسلام عمل می شده است.

امروز شاهد این تبرج ها و جلوه گری های مذموم هم در مردان و هم در زنان هستیم. در روایات از چنین مردانی با چنین خصوصیاتی یاد شده است: یتزینون بزینه المراه لزوجها و یتبرجون تبرج النساء و از چنین زنانی این چنین یاد شده است نسوه کاشفات عاریات متبرجات. من الدین داخلات فی الفتن مائلات الی الشهوات مسرعات الی للذات مستحلات للمحرمات جهنم فی جهنم خالدات.

پژوهشی در مبانی فقهی حجاب

کندوکاو در آیات حجاب، آن هم یک جا و همه سونگرانه، براى اهل نظر و فقه‏پژوهان، مى‏تواند ره‏گشا و پرفایده باشد و آنان را در دستیابى به زوایاى گوناگون این گزاره مهم اجتماعى، رهنمون سازد.

کنار هم گذاردن آیات حجاب و درنگ بر روى آنها و توجه به آغاز و پایان نشانه‏هاى پیوسته و ناپیوسته هر یک از آیات، بسیار روشن‏گر خواهد بود و ره‏گشا،که در ضمن بحث،به این نکته اشاره خواهد شد.

نکته شایان توجه این که:در کنار هم و به ترتیب نزول آوردن آیات و دقت و درنگ روى آنها، نشان خواهد داد که حکم حجاب،یک باره اعلام نشده،بلکه کم‏کم و با گذشت زمان و آماده شدن زمینه و... بر قلب مبارک پیامبر(ص) نازل شده است.

ابتدا، در روزهاى پایانى سال پنجم هجرى، در جریان ولیمه ازدواج پیامبر(ص) با زینب بنت جحش(همسر طلاق داده شده زیدابن‏حارثه) آیه حجاب همسران پیامبر(ص) بر آن حضرت نازل شد.

قرآن مجید به شکل ظریفی به این تأثیر و تأثّر اشاره فرموده است. نخست به زنان سالمند اجازه می‎دهد که بدون قصد تبرّج و خودنمایی، لباس‎های رویی خود، مثل چادر را در مقابل نامحرم بردارند، ولی در نهایت می‎گوید: اگر عفت بورزند، یعنی حتی لباس‎هایی مثل چادر را نیز بر ندارند، بهتر است.

وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِی لا یَرْجُونَ نِکاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِینَةٍ وَ أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ.(نور؛60)

علاوه بر رابطه‌ی قبل، بین پوشش ظاهری و عفت باطنی، رابطه‌ی علامت و صاحب علامت نیز هست؛ به این معنا که مقدار حجاب ظاهری، نشانه‎ای از مرحله‌ی خاصی از عفت باطنی صاحب حجاب است. البته این مطلب به این معنا نیست که هر زنی که حجاب و پوشش ظاهری داشت، لزوماً از همه‌ی مراتب عفت و پاکدامنی نیز برخوردار است.

حجاب رفتاری

نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب رفتاری زنان در مقابل نامحرم است. به زنان دستور داده شده است به گونه‎ای راه نروند که با نشان دادن زینت‎های خود باعث جلب توجه نامحرم شوند

وَ لا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ ما یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ(نور؛31) و آن طور پای به زمین نزنند که خلخال و زیور پنهان پاهایشان معلوم شود.

از مجموع مباحث طرح شده به روشنی استفاده می‎شود که مراد از حجاب اسلامی، پوشش و حریم قایل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم در انحای مختلف رفتار، مثل نحوه‌ی پوشش، نگاه، ‌حرف زدن و راه ‎رفتن است.

بنابراین، حجاب و پوشش زن نیز به منزله‌ی یک حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرم است که قصد نفوذ و تصرف در حریم ناموس دیگران را دارند. همین مفهوم منع و امتناع در ریشه‌ی لغوی عفت نیز وجود دارد؛        

حجاب چشم و حجاب در گفتار

قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ (نور؛30) ای رسول ما به مردان مؤمن بگو تا چشم‎ها را از نگاه ناروا بپوشند.

قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ(نور؛31) ای رسول به زنان مؤمن بگو تا چشم‎ها را از نگاه ناروا بپوشند.

حجاب در گفتار

نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب گفتاری زنان در مقابل نامحرم است:

فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ(احزاب؛32) پس زنهار نازک و نرم با مردان سخن نگویید؛ مبادا آن که دلش بیمار (هوا و هوس) است به طمع افتد.

مفهوم و ابعاد حجاب در قرآن

حجاب، به معنای پوشش اسلامی بانوان، دارای دو بُعد ایجابی و سلبی است. بُعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایی به نامحرم است؛ و این دو بُعد باید در کنار یکدیگر باشد تا حجاب اسلامی محقق شود؛ گاهی ممکن است بُعد اول باشد، ولی بُعد دوم نباشد، در این صورت نمی‎توان گفت که حجاب اسلامی محقق شده است.

اگر به معنای عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بنامیم، حجاب می‎تواند اقسام و انواع متفاوتی داشته باشد. یک نوع آن حجاب ذهنی، فکری و روحی است؛ مثلاً اعتقاد به معارف اسلامی، مانند توحید و نبوت، از مصادیق حجاب ذهنی، فکری و روحی صحیح است که می‎تواند از لغزش‎ها و گناه‎های روحی و فکری، مثل کفر و شرک جلوگیری نماید.

علاوه بر این، در قرآن از انواع دیگر حجاب که در رفتار خارجی انسان تجلی می‎کند، نام برده شده

آیه ای از حجاب در قرآن

 در آیه ای از قران آمده:

و لا یبدن زینتهن الا ما ظهر منها.

زنان می بایست زیبای ها و خوشایندی های خود را آشکار نسازند.جز مقداری(مانند دست ها تا مچ).

و در جای دیگری می فرماید:

و لا یبدین زینتهن ال..........

زنان باید  زینت های خودشان را جز بر افرادی که محرمشان هستند به طور عمد ظاهر نسازند. 

حجاب در قرآن

در قرآن مجید بیش از ده آیه در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرم وجود دارد. یکی از این آیات، آیه 59 سوره احزاب است:« یا ایهاالنبی قل لازواجک و بناتک و نساءالمومنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلا یوذین و کان الله غفورا رحیما» (ای پیامبر، به زنان و دخترانت و نیز به زنان مومنین بگو خود را بپوشانند تا شناخته نشوند و مورد اذیت قرار نگیرند. و خداوند بخشنده مهربان است.)

جلاب به معنای یک پوشش سراسری است؛ یعنی زن باید همه اندامش پوشیده باشد تا همچون گلی لطیف از دسترس هوسرانان مصون و محفوظ باشد.

در سوره نور آیه 31 نیز مفصلا در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرمان سخن به میان آمده است.

احادیث حجاب

 

از حدیث امام باقر استفاده می‌شود که محارم زن مانند برادر، پدر و ... حق ندارند به همه جای زن بنگرند و زن نیز نباید بگذارد پایین‌تر از جای گردنبد و بالاتر از مچ دست آشکار گردد. چنین نیست که زن نزد محرمها، هر لباسی بپوشد و با هر آرایشی بیرون آید واندام خود را بنمایاند.

 یکی از اصحاب پیامبر می‌گوید روزی نشسته بودم و لباسم کنار رفت و ران پایم پیدا شد. پیامبر که در حال عبور بودند، به من گفتند: ران خود را بپوشان .

 حضرت موسی(علیه السلام) آن‌قدر بر پوشیدگی خود محافظت می‌کرد که مردم می‌پنداشتند وی بیماری جسمانی دارد. رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) درباره‌ی او می‌فرمود: همانا موسی مردی باحیا و پوشیده بود که به دلیل حیایش، هیچ نقطه از بدن وی دیده نشد و لذا هنگامی که می‌خواست وارد آب شود تا بدنش وارد آب نمی‌شد، لباس خود را بیرون نمی‌آورد؛ در حالی که بنی‌اسرائیل حیا نمی‌کردند و در برابر هم برای شستشو برهنه می‌شدند و به یکدیگر نگاه می‌کردند.

 پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) هم هرگاه می‌خواستند غسل کنند، کسی به‌وسیله‌ی پرده ایشان را مستور می‌ساخت.

 امام صادق(ع) پوشیدگی شدید لقمان را از علل حکیم شدن وی می‌دانند. (قابل توجه کسانی که می گویند پوشش فقط برای زن است)

پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم روزی یکی از کارگران خود را دید که در فضای باز غسل می‌کند. به وی فرمود: نمی‌بینم از خدایت شرم کرده باشی! مزدت را بگیر ما نیازی به تو نداریم.( المصنف )

در برابر نا محرم باید از چهار پوشش استفاده کرد: پیراهن (درع)، روسری (خمار)، پوششی وسیع تر از روسری که بر روی سینه می افتد (جلباب) و چادر (ازار).(مجمع البحرین).

  عبداللّه‏ بن‏عباس، مفسّر و شاگرد سرشناس امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) گفته است:زن (باید) مو و سینه و دور گردن و زیر گلوی خود را بپوشاند.»( مجمع البیان، ج7)

 حضرت على علیه السلام فرموده اند : پوشیده و محفوظ داشتن زن مایه آسایش بیشتر و دوام زیبایى اوست . غرر الحکم(5820)

امام صادق(ع) به یکی ازخواهران محمدبن ابی‌عمیر فرمود : وقتی که به دیدار برادرت رفتی لباسهای رنگارنگ و تحریک‌آمیز برتن نکن.

 رسول حق (صلی الله علیه وآله) به حولا فرمود :روسرى خود را که جلب نظر مى کند نشان مده اگر چنین کنی دینتان را تباه و خدا را به خشم آورده ای.

 امام رضا (ع):هر کس لباس بپوشد تا مباهات و جلوه گری کند خدا رحمتش را از او باز می دارد .(همراه با نماز)

 پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: لباسی بپوش که انگشت نمای مردم نشوی و عزت واحترامت هم محفوظ بماند.

 فضیل بن یسار می گوید از امام صادق علیه السلام پرسیدم که آیا ساعد های زن از قسمتهائی است که باید از غیر محارم بپوشاند ؟ فرمود بلی و آنچه زیر روسری قرار می گیرد باید پوشیده شود همچنین از محل دستبند به بالا باید پوشیده شود . (کافی جلد 5 )

رسول خدا(صلی الله علییه و آله و سلم) وضعیت دوران ما را از قبل پیش ‌بینی می‌کنند: در آخر امت من، مرد نماهایی هستند که سوار بر وسایل نقلیه خود، بر در مساجد پیاده می‌شوند. زنان اینان، پوشیده‌هایی برهنه‌اند که موهایشان برآمده است. این‌ها زنان نفرین‌شده‌اند.( المحاسن، ج1)

رسول خدا(صلی الله علیه وآله و سلم)  می‌فرماید: برای زن جایز نیست مچ پایش را برای مرد نامحرم آشکار سازد و اگر مرتکب چنین عملی شد اول اینکه: خداوند سبحان همیشه او را لعنت می‌کند. دوم اینکه: دچار خشم و غضب خداوند بزرگ می‌شود. سوم اینکه: فرشتگان الهی هم او را لعنت می‌کنند. چهارم: عذاب دردناکی برای او در روز قیامت آماده شده است.هر زنی که به خداوند سبحان و روز قیامت ایمان دارد زینتش را برای غیر آشکار نمی‌کند و همچنین موی سر و مچ پای خود را نمایان نمی‌سازد و هر زنی که این کارها را برای غیر انجام دهد دین خود را فاسد کرده و خداوند را نسبت به خود خشمگین کرده است.

 رسول خدا (صلی الله علیه واله و سلم) فرمودند:1- زر و زیور خود را در منظر و دیدگاه غیرر مگذار و در غیاب شوهر خود را خوشبو مکن و مچ پا را نشان مده اگر چنین کنید دینتان را تباه و خدا را به خشم آورده اید.

 پیامبر اکرم(صلی الله علیه واله و سلم)زنان را از پوشیدن لباس‌های توجه برانگیز بر حذر می‌داشتند.

 رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله)فرمودند: خداوند شما را از عریان شدن بازداشته است؛(بحار الانوار ج. 56) لذا از عریان شدن بپرهیزید.( سنن الترمذی )

 

 حضرت علی(علیه السلام) می فرمایند: وقتی کسی عریان شود، شیطان به او نظر می‌اندازد و در او طمع می کند؛ پس خود را بپوشانید.( تهذیب )

 پیامبر فرمود: صیانت زن او را شادابتر و زیبایى‏اش را پایدارتر مى‏کند

 پیامبر فرمود: غذائی بخور که خود می پسندی ولی لباسی بپوش که مردم می پسندند

 در روایت است که برای پیامبر چند قواره پارچه آوردند پیامبر قواره ای را به یکی از یاران خود داد و به او فرمود که این را دو قسمت کن: قسمتی را برای خود جامه کن و قسمت دیگر آن را به همسرت بده تا برای خود روسری کند. بعد به وی فرمود: به همسرت بگو برای این پارچه آستری فراهم کند تا بدن وی از زیر آن نمایان نباشد.( سنن أبی داود، ج 2)

 رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند: هلاکت زنان امت من در دو چیز است: «طلا و لباس نازک‌‌».( شیخ مفید، امالی).

 حضرت علیه السلام فرمودند: بر شما باد بر پوشیدن لباس ضخیم؛ چرا که هرکس لباسش نازک باشد، دینش نازک است.

امام صادق(ع) می‌فرمودند:«سزاوار نیست زن مسلمانی، لباسی بپوشد که بدن وی را نمی‌پوشاند»

حضرت امیر المو منین علیه السلام :اختلاط و گفتگو مردان با زنان نامحرم سبب نزول بلا و بدبختی خواهد شدو دلها را منحرف می سازد (بحار الانوار جلد 74 صفحه 291)

رسول خدا صلی الله علیه والله وسلم: بین مردان و زنان نامحرم جدایی ایجاد کنید تا با هم برخورد و تماس نداشته باشند زیرا هنگامیکه آنان رو در روی یکدیگر قرار گرفتند و با هم رفت و اآمد داشتند جامعه به دردی مبتلا خواهد شد که درمان نخواهد داشت(بهشت جوانان صفحه 468)

حضرت علی علیه السلام می فرماید: بهترین لباس ؛ لباسی است که تو را از خدا به خود مشغول نسازد.

 برای رسیدن به حقیقت لازم است،نگاهی دوباره به دور از تعصب و غرور به خود داشته باشیم ، زیرا تعصب و تیره ترین پرده در مقابل تلألو نور حقیقت وآشکار شدن واقعیت می باشد، چشم آدمی را نابینا و گوش او را ناشنوا و جز توهمات و خیالات در ذهن وی نمی پروراند .

 بدترین و خبیث ترین ابزار شیطان برای سلطه بر آدم و گمراه ساختن بنی بشر تعصب و غرور است که هر یک به تنهایی میتواند از انسان کامل ، نادانترین و خطرناکترین مخلوق خدا را به وجود آورد تا چه رسد که هر دو در وجود این مخلوق هوشمند آمیزش پیدا کنند . هر گاه انسان بر تعصب تکیه کرده خواسته یا نا خواسته رفته رفته از نور حقیقت دور افتاده و در دام توهمات و بافته های ذهنی به باورهای غلط ایمان آورده و هر چه غیر آن را منکر و زشت تلقی نموده است . هرگاه شیطان در گمراه کردن انسان عاجز و زبون گردیده او را به هر مکر و حیله ایی که توانسته سوار بر مرکب غرور کرده ، تا به نیستی و دیار جهل و خودخواهی هدایت و رهنمون نماید .و زمانی که پیوند تعصب و غرور را در درون کسی به حد کمال برساند با فراق بال به سقوط او در ورطه سیاهی و تباهی توجه میدارد. وقتی فردی به این مرحله برسد به دست خود رشته های گمراهی و هلاکت را چنان محکم و منسجم در اطراف خود می تند که دیگر هیچ نوری از حقیقت بر قلب و وجود او راه یابد . پس باید و باید وباید همیشه از این دو عفریت گمراهی بر حذر و بر اعجاز معجون آن دو آگاه باشیم ، تا راه مستقیم و حقیقت را گم نکنیم .

شاید بتوان سخت ترین قسمت نبوت حضرت محمد (ص) را شکستن و از میان بردن تعصب کورکورانه اعراب نسبت به اعتقادات بی پایه و اساسشان دانست . تعصبی که جز رسول خدا کسی را یارای از میان برداشتنش نبود . همانا بزرگترین و شجاعانه ترین جنگ امام علی(ع) از میان برداشتن گروه خوارج بود . ایشان میفرمایند : من چشم فتنه را در آوردم و جز من کسی را جرات این کار نبود . چرا که خوارج از متعصب ترین افراد نسبت به اجرای احکام و دستورات اسلامی بودند و به دور از تعقل و اندیشه سوار بر مرکب غرور خود را تنها هدایت یافتگان مکتب اسلام میدانستند و باقی مسلمین را کافر و مرتد بر شمرده و مستحق هلاکت میدیدند.

و اما کلام آخر:    بد ترین جانوران نزد خداوند کسانی هستند که در شنیدن و بیان سخن حق ناتوانند و تعقل نمیکنند.(سوره انفال)

 ( ای انسان چه باعث شد به خدای کریم خود مغرور گردی.  سوره انفطار )

 

اقتدار

+ اقتدار

و اگر خداوند دفع شر بعضی از مردم را به بعض دیگر نکند همانا صومعه ها و دیر و کنشت ها و مساجدی که در آن نماز و ذکر خدا بسیار می شود همه خراب و ویران می شد و هرکه خدا را یاری کند البته خدا او را یاری خواهد کرد که خدا منتهای اقتدار و تواناییست.آنانکه خدا را یاری می کنند کسانی هستند که اگر در روی زمین به آنان اقتدار و تمکین عطا شود نماز را به پا می دارند و زکوة به مستحقان می دهند و امر به معروف و نهی از منکر می کنند و از هیچکس جز خدا نمی ترسند که عاقبت تمام امور به دست خداست.

ابهام

ابهام ،ابهام ، ابهام

 

سالهاست خواص حاکم ، عوام را برای دانستن حقایق لایق نمیدانند و نگرانند که  عوام به علت عدم بلوغ فکری نتوانند مسایل را درست تحلیل کنند و بنا بر مصلحت حکومت که همان مصلحت مردم تلقی میشود (نمیگویم دروغ گفته شده)اما حقیفت یا پنهان شده یا کامل بیان نشده. حال بعداز سالها پنهان کاری و ابهام سازی برخی افراد فرصت طلب و شتابان که برای درنوردیدن پله های ترقی از هیچ ترفندی فروگذار نیستندهوشمندانه این ضعف عمیق و تکان دهنده را مورد سواستفاده قرار داده و با افشای بخشی از ابهامات به بهره برداری میپردازندو جامعه را به تشنجی ناشی ار حقیقیت یابی میکشانند  وآنقدر برخی از  این ابهامات مورد پیچش و کنش قرار گرفته که پرده برداری از آنها باعث واکنشهای شدید و فتنه انگیز میشود و این در حالیست که با آنکه قطع به یقین در فتنه همه بازنده هستند ولی در این آشفته بازار عقل سلیم خریدار ندارد و در نتیجه کار به پنهان کاری و ابهام سازی گسترده تر و نتیجتا فتنه عمیق تر و ویران کننده تر می انجامد و دروغ وغرور و تعصب بنیان جامعه را به پرتگاه سقوط سوق میدهند. و دیگر هیچ...........

لذت

 لذت

به نام خداوند جان و خرد

منت خدای را عزوجل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت ، هر نفسی که فرو میرود ممد حیات است و چون بر میاید مفرح ذات پس در هر نفس دو نعمت است و بر هر نعمت شکری واجب .

از دست و زبان که برآید                    کز عهده شکرش به در آید

بد ترین جانوران نزد خداوند کسانی هستند که در شنیدن و بیان سخن حق ناتوانند و تعقل نمیکنند.(سوره انفال)

 ( ای انسان چه باعث شد به خدای کریم خود مغرور گردی.  سوره انفطار )

( قسم به عصر که انسان همیشه در خسران و زیان است ، جز آنان که عمل صالح انجام داده و به رعایت حق یکدیگر را سفارش کرده و صبر کردند . سوره والعصر )

مهم ترین اصل آفرینش لذت است و هرآنچه سد راه لذت قرار بگیرد منفور و معدوم است، حضرت حق باری تعالی از خلقت  تمام ارکان واجزا مخلوقات لذتی ابدی بر خود قرار داد . و از پس خلق انسان بر خودش وتمام هستی تبریک گفت و لذت عظیمی را به منصحه ظهور گذاشت. خداوند لذت را برای انسان وانسان را برای لذت آفرید .  اما برای لذت بردن مراتبی را قرار داد تا هر کس بسته به لیاقتش از آن بهره ببرد و بالاترین حد آن به بالاترین دارنده شعور اختصاص داد . انسان را شعوری ابتدایی بخشید تا خودش را دریابد و شعورش را پرورش و گسترش دهد تا به حد کمال برساند . پس برای حرکت و سعی وسوسه را قرار داد تا هم محرک باشد و هم ممتحن پس هوش را قرار داد تا ابزار حرکت را بیابد و غریزه را قرار داد تا حیات را بقا بخشد .نتیجه آنکه موجودی کامل خلق کرد که خودش راه تکامل  و تعالی خودش را بتواند بشناسد ،بیابد، بسازد و درنوردد. انسان هیچ کاری انجام نمیدهد جز آنکه در آن کار برای خودش یا دیگری لذتی نهفته باشد .

 و اما درجات لذت ؛

لذت را باید اول شناخت زیرا لذاید غیرواقعی نیز وجود دارند که در نهایت به عذاب ختم میشوند اما چون ظاهری آراسته و سهل الوصول دارند بنی آدم معمولا آن را می پسندند و از پی آن به گمراهی میروند. بهترین راه شناخت لذت دیدن و تاثیر آن بر پیرامون است و درجات آن بسته به بقاو طول عمر لذت دارد هر اندازه که زمان بیشتری تداوم یابد ارزش بالاتری میابد تا به جاودانگی بپیوندد. و آن بستگی به میزان شعوری که این لذت را می آفریند دارد.

 لذت آفرینش را شعوری بی همتا آفریده که ازل تا ابد را در بر میگیرد . لذت هدایت خلق و نشان دادن راه سعادت بسوی ابدیت شعوری عظیم را تداعی میسازد .لذت یک کشف یا اختراع تا پایان انتفاع از آن پابرجاست و نشان از شعور پدیدآورنده دارد . لذت کار، تحصیل، نیکی کردن ، خانواده داشتن ، مفید و موثر بودن، خوردن ،آشامیدن،‌ارتباط داشتن، مالکیت ، بر خورداری از امکانات و.... هرکدام میزانی از شعور را نشان می دهند. اما همه لذتها موقعی واقعی هستند که  به احساس سردی و پوچی نگرایند وجذابیت در آنها تداوم داشته باشد. شعور و وسوسه ، هوش و غریزه چهار عنصر در هم آمیخته ای هستند که وجود انسان را معنا میبخشند که  نبود هر یک از آنها حکمت خلقت را بی معنا و برتری هر کدام از انها بر سه عنصر دیگر سرنوشت و منش او را رقم میزنند  .لذتی که در آن آثار برتری شعور متبلور وآشکار باشد لذت حقیقی و چنانچه ناشی از تسلط وسوسه یا غریزه یا هوش  باشد لذت کاذب( که به عذاب منتهی میشود) میتوان قلمداد نمود.   خداوند در خلقت آدم(ع) از روح الهی خود بر کالبد خاکی او دمید.و اینگونه شعور را با وجود انسان درآمیخت.  آنگاه تمام فرشتگان به امر الهی بر آدم سجده کردند جز ابلیس . ابلیس غرور ورزیده و امتناع کرد واز پس لذت کاذب خود پسندی به لعنت ابدی گرفتار شده، و لذتش به عذاب ابدی تبدیل گردید. پس بر گناه خویش اصرار ورزیده مهلت خواست و خداوند او را تا قیامت مهلت داد. او به عظمت خداوند قسم یاد کرد که آدم(ع)و فرزندان آدم(ع) را به گمراهی و تباهی کشاند ، جز آنان که خواست الهی را فراموش نمیکنند . او گفت در وجود آدمیزادگان از بالا و پائین ، چپ و راست  پس و پیش و هر راهی که ممکن باشد وارد میشوم و انان را به وسوسه  گمراه میکنم . که  اینگونه وسوسه نیز  در کالبد آدمی  راه یافته و باعث نا فرمانی او شد  . شیطان آدم(ع) را به خوردن میوه ممنوعه   وسوسه کرده ولذت جاودانگی را به او نوید داد ولی از انجایی که خاستگاه این لذت وسوسه بود به عذاب ختم شد . اولین گناه رقم خورد،  زشتیهای آدم هویدا گردید واز پس آن به  امر الهی بر زمین خاکی هبوط کرد . پس خداوند رحمان  آدمی را به لذت توبه دعوت نمود لذتی ناشی از شعور .

( شیطان اولین موجودیست که غرور ورزیده، به نادانی تصمیم گرفت خواسته اش را بر خواست الهی برتری بخشد و هر آنکس که این کند یقین داشته باشد اسیر وسوسه گردیده و پا جای پای شیطان نهاده بسوی تباهی رهسپار است)

آدمیزادگان  بر روی کره خاکی برای بقا و ادامه نسل به غریزه و هوش نیاز داشتند که از پیش این دو عنصر به خاطر ادامه بقائ مخلوقات زمینی وجود داشت و فرزندان آدم این دو عنصر حیاتی را درآمیزش با زمینیان ازآنان به میراث بردند و زندگی شروع شد.شعور در قلب ، وسوسه در حواس ، غریزه در خون، وهوش در مغز انسان ماوا گرفت .چنان که هر کدام از آنها را از انسان بگیرند حیات او منقطع میگردد.  تمامی انسانها تابع این چهار عنصر حیات در پی کسب لذت زندگی می کنند و   همیشه یکی از این چهار عنصر بر دیگر عناصر تسلط وبرتری پیدا کرده زمام امور بشر را به دست میگیرد.

 برای آنان که طالب هدایت هستند بسیار مهم است که بدانند در هر زمان کدام عنصر بر وجود آنها حاکم است  و هر آنکس که بتواند عنصر شعوررا در امور خود شناخته  و قدرت بخشد و در طول مسیر زندگی  بر سه عنصر لازمه دیگر مسلط گرداند ، راه تعالی و تکامل را یافته به واقع لذت برده، اسب شرف از گنبد گردون بجهاند.

آنکس که  نداند و نداند که نداند             در جهل  مرکب  ابدالدهر  بمــــــاند

آنکس که نداند وبداند که نداند                      لنگان خرک خویش به مقصد برساند

آنکس که بداند و نداند که بداند              بیدارش   نمائید که تا خفته   نمــــاند

آنکس که بداند و بداند که بداند              اسب شرف از گنبد گردون بجهــــاند

Pleasure
In the name of God
The mighty grace of God led Tatsh proximity Anthresh add sugar and blessings, every breath is life, and it goes down assisting the essence of the fun comes in every breath is a blessing, and two sugar any favors compulsory.
Language and the center of the handle to come Shkrsh
Worst creatures in the sight of Allah are those who are unable to hear and speak the right words and do not understand. (Sura Anfal)

 
(What makes a man proud to come to the Holy God. Chapter Anftar)
(I swear to the age of man is always in harm or loss, except those who do good and to respect each other's right to order and waited. Chapter Valsr)
The most important principle is to create a fun and enjoyable way to be hated and destroyed everything, the Imam of the time God gave his creation of the eternal pleasure all important components creatures. Creation of the whole human being congratulated on his great pleasure to rise Mnshh said. God created pleasure for humans and humans for pleasure. But to enjoy the hierarchy to put everyone on the benefit and highest Lyaqtsh its highest sense holder secured. Made up his rudimentary grasp of human consciousness and intelligence can grow and develop to the fullest extent.able to identify, discover, build and fly. Man does nothing except the pleasure of working for himself or another is hidden.

 
And the degree of pleasure;
It depends on how it is consciousness that creates pleasure.

 
The creation of consciousness that created unique enjoyment will take eternity to eternity. Joy's lead and show the way toward eternity, bliss consciousness which evokes enormous. Enjoyed the benefit of a discovery or invention, it remains to show that the intelligent creator. Pleasure in work, education, favor, having a family, being useful, drinking, eating, communicating, ownership of the facilities and enjoy .... Both show a degree of intelligence. But pleasures are real while they continue to feel the coldness and emptiness is Ngraynd Vjzabyt.Vashkar crystallized intelligence is superior to that of real pleasure and the pleasure of conquest is craving or instinct or intelligence, false (which leads to punishment) can be considered. God created Adam from the dust of his divine spirit breathed into his body., And being mixed with such intelligence. Then God commanded all the angels to prostrate to Adam except Iblis. Failed and refused to honor the devil and from eternal damnation incurred after the egotistical false pleasure, and became Lztsh to eternal torment. The deadline insisted on calling his sin and God gave him to judgment. He would swear to the glory of God that Adam and Adam (PBUH) to mislead and ruin brought, except for those who do not want to forget God. He said there Dmyzadgan up and down, left and right, before and after I enter them in any way possible, I'm tempted to go astray. Such temptations in the human body, and that he was insubordinate. Evil Adam to eat the forbidden fruit that tempted him with the promise of immortality Vlzt but since the beginning of the fun was tempted to torment ended. The figure was the first sin, Adam Zshtyhay was evident from the fact that God came down to earth. Pleasure to be invited to repent joy of the Lord Rehman man of intellect.
(Satan's first trained Mvjvdyst pride, ignorance, decided to bring his will to the divine will excel and be sure to captivate anyone who's been seduced into ruin put off Satan's footsteps)
intelligence of the heart, the temptation of the senses, instinct in the blood was Vhvsh resides in the human brain., so that each man of her life will be cut off.

 
and has evolved to actually enjoy going to the dome of heaven Bjhand horses.
Judged body does not know that and not know anyone who does not remain in ignorance combined Abdaldhr
Vbdand judged body knows that his destination would know Lngan Vault
Judged body knows and knows that he can wake up not sleeping
Judged body knows and knows that he knows about horses from stupa Gordon Bjhand


حاکمان باهوشند

+ حاکمان باهوشند

حاکمان جوامع باهوش می باشند که اگر چنین نبود هرگز حاکم بر جامعه نمی شدند ، اما در دنیا آدم های باهوش کم نبوده اند ، همانند نمرود ، فرعون ، معاویه ، عمروعاص ، هارون ، مامون ، چنگیز ، تیمور ، آغا محمدخان قاجار ، ناپلئون ، هیتلر ، استالین ، چرچیل و بوش و میلیونها انسان باهوش نامی وگمنام دیگر ، اما آنچه حائز اهمیت و توجه ویژه است اینست که هوش منجی عالم و انسان نیست مگر آنکه به امر شعور عمل نماید.گمراهی انسان از زمانی آغاز میگردد که اسیر هوش و وسوسه وغریزه ذاتی به سوی تکامل قدم برمیدارد واز تعالی که راهگشای آن عقل وشعور است غافل می ماند. انسانهای با شعور، برجسته و خاص مثل خورشید درخشان و هدایتگر میباشند. وپیروانشان چون اقماری در گرد آنها در فواصل زمانی معین حلقه زده اند ، انبیا و ائمه اطهار (ع) مبارزان وشهداومنادیان حقگو،دانشمندان وحکیمان و علماء حقجو و آنان که با قلم دردهای جامعه را به تصویر میکشند ودر پی ترویج عشق به معبود وآزادگی انسان عمل میکنند نمود های واضح برتری شعورالهی بوده و پیروی از منش آنها تنها راه سعادت می باشد.. بدترین جانوران در نزد خداوند کسانی هستند که از شنیدن و بیان سخن حق ناتوانند وتعقل نمیکنند .( انفال 22 )در پیرامون خواص باهوش همیشه جماعت حسابگر هوشمند و طماع که جز به غنای خود نمی اندیشند و شعورشان در اسارت هوش و وسوسه به زنجیر کشیده شده جمع میگردند ، تا برغریزه پرستان کوته بین و یا متعصبین کوردل فرمان برانند و هرگز کسانی که شعورشان حاکم بر وجودشان میباشد بر گرد چنین حاکمانی نمی مانند ، چون به یقین و باور میدانند که راه آنان تهی از غنا و ابتر میباشد . اما بر گرد اخترهای فروزان هدایت و حاکمان عقل و شعورافرادی در بالاترین درجات انسانی که هوششان ابزاریست در خدمت شعور و بر غریزه و وسوسه وجودشان مسلط و حاکم گردیده اند همچون ماه تابان میدرخشند و چراغهای هدایت خلق طالب هدایت میگردند .پس زالو صفتان فرصت طلب بدانند هرگز در کنار ایشان جایی ندارند و تاریخ آنها را رسوا و مفتضح خواهد کرد . واما کلام آخر در این موضوع که شیطان رانده شده باهوش ترین موجود فاقد شعور وتفکر،و مورد شناخت همگان است. که لازم نمیبینم حاصل تلاش و کوشش چندین هزار ساله این مخلوق منفور و لعین را در نابودی نسل آدم(ع) و میلیاردها بنی بشر شرح دهم که او چون فاقد شعور است هرگز حکمت الهی را در این رابطه درک نخواهد کرد و همچنین پیروان او که تعدادشان هم کم نیست.ای انسان چه باعث شد به خدای کریم خود مغرور گردی؟!امام حسین (ع) در حدیثی میفرمایند: مردم بنده دنیایند و دین ادعایی است جاری بر زبان این دینداری تا زمانی است که دنیای آنان را تأمین کند و آنگاه که احساس کنند برای دیندار ماندن باید به استقبال بلا وخطر بروند دینداران کم می شوند. تعقل هنر آنان است که رضای دوست را طالبند.،

Rulers Bahvshnd
Rulers are smart communities that did not were not society, but the people are not less intelligent, like Nimrod, Pharaoh, Al, Mrvas, Haroon, Mamoon, Genghis, Timur, Agha Mohammad Khan Qajar, Napoleon, Hitler Stalin, Churchill and Bush and millions of other clever name today, but what is important, and special attention is that intelligence is not the savior of the human intellect unless the act. seduction and temptation of man since the start of the captured intelligence Vghryz·h take steps to evolve from its intrinsic sense of excellence that help Vshvr remain unaware. Sentient beings, and highlight certain as the sun is shining and Navigation. Vpyrvanshan satellite around the ring at regular intervals, the Prophets and Imams (as) struggle Vshhdavmnadyan impartial, scientists and scholars Vhkyman Hqjv them with a pen to portray the pain and seek to promote the love of god do Vazadgy The obvious advantage is that they Shvralhy follow their creed is the only way to salvation. The worst of beasts in the sight of Allah are those who are unable to hear and speak the right words do not Vtql. (Anfal 22) properties in the surrounding communities are always clever and greedy but smart calculator to its richness in captivity intelligence and a sense and intelligence to the chain-drawn whispereth coming to worship Brghryz·h wheel drive and never sectarian or Mtsbyn Cordell those governing intelligence is built around such rulings do not like, because they certainly know which way they believe Abtr Ghana is empty. But around Akhtrhay guiding and ruling Shvrafrady the highest human wisdom and intellect and instinct and temptation Hvshshan tool in the service of their existence have been as fluent and the moon shine bright lights and steering are driven people want. Then Sftan opportunistic leeches know Never the point where they have no shame and disgrace will be on them. But the final word on the subject of evil, no conscience driven Vtfkr the most intelligent, and know everyone.should remain where they feel welcome immediately Vkhtr go for Religious Believers are low. Understand the sake of their art Talbnd friend.,


فتنه

امام علي علیه السلام علت فتنه ها را دوچیز می داند:

1 - تبعیت هوای نفس:

اولین عامل فتنه، تبعیت از هوای نفس یاشیطان درون است. این شیطان می کوشد تا به گوهر جان آدمی دستبرد زند و سرمایه های گرانبهایش را به نابودی کشد. او انسان را باآرزوهایش سرگرم می کند، تا از مقصد اصلی بازماند. او می خواهد یاد خدا را از صفحه دل وزندگی آدمی به کلی پاک کند. پیروی از هوای نفس،شیطان را برجان مسلط می کند و تا از انسان لاشه ای انسان نما باقی نگذارد، از پای نمی نشیند.نفس اماره با داشتن خواهش های بی پایان،زینت آرایی گناه و هموار کردن و آسان نمایی جرم های سنگین، در به خطرانداختن انسان ید طولایی دارد و اگر یکه تاز صحنه جان شود، عقل را به اسارت می گیرد. امام سجادعلیه السلام می فرماید: «کم من عقل اسیرتحت هوی امیر». خدایا! از نفس سرکشی به تو شکوه می کنم که بسیار به بدی ها فرمان می دهد و درخطاها می شتابد. 


مادر بت ها، بت نفس شماست زان که آن بت، مار و این بت، اژدهاست.

حضرت علی علیه السلام فرمود: هوای نفس، فرمانده سپاه شیطان است.

نمونه ای از همکاری نفس با شیطان، درجنگ نهروان ظهور پیدا کرد. امام علیه السلام بربالای جنازه کشتگان نهروان فرمود: بدا به حال شما! آن که شما را فریب داد، زیانتان رساند. به آن حضرت عرض کردند: ای امیرمؤمنان! چه کسی آنان را فریب داد؟فرمود: شیطان گمراه کننده و نفس های فرمان دهنده به بدی آنان را فریفته آرزوهاساخت و راه را برای نافرمانی بپرداخت. به پیروز کردنشان وعده کرد وبه آتش شان درآورد.  

هرچه انسان نفس را خوار و خواهش هایش را لگد کوب کند، شیطان را خوار وپایمال کرده است. امام علیه السلام می فرماید: باخواسته های نفس مخالفت کنید، تابرشیطان چیره شوید.  

کسب همه کمال ها در گرو مبارزه با نفس سرکش است. شخصی به حضرت محمدصلی الله علیه وآله عرض کرد: ای رسول خدا! راه رسیدن به معرفت حق چیست؟ آن حضرت فرمود: شناخت خویش. او گفت: راه موافقت حق چگونه است؟ آن حضرت فرمود: مخالفت نفس. او پرسید: راه رسیدن به خشنودی حق چیست؟ آن حضرت فرمود: خشم بر نفس. اوسؤال کرد: راه رسیدن به وصل حق چیست؟پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: بریدن از نفس. او پرسید:راه نزدیکی به خدا چیست؟ آن حضرت فرمود: دوری از نفس. او گفت: چگونه می توان به همه این ها رسید؟ آن حضرت فرمود: کمک خواستن ازخدا علیه نفس.

البته نباید فراموش کرد که گاهی انسان خیال می کند نفس سرکش را رام کرده و یاکشته است، اما در واقع:

نفس اژدرهاست اوکی مرده است از غم بی آلتی افسرده است گربیابد آلت فرعون او که به امر او همی رفت آب جو آنگه او بنیاد فرعونی کند راه صد موسی و صدهارون زند.

2 - بدعت گذاری در دین:

در تعریف بدعت گفته اند: «ادخال مالیس من الدین فی الدین.»; داخل کردن چیزی که از دین نیست، دردین.

احادیث زیادی در مذمت بدعت و بدعت گذاری وارد شده است. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمود: هرگونه بدعتی، گمراهی است و هرگمراهی، در جهنم است.

امام علی علیه السلام فرمود: اهل بدعت کسانی هستند که با رای و هوای خود با خدا ورسولش مخالفت می کنند.  

پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: کسی که به بدعت گذاری روی خوش نشان دهد، در ازبین بردن دین کمک کرده است.  

نیز فرمود: اگر بعد از من، اهل بدعت وشبهه افکنان در دین را دیدید، از آن هابیزاری بجویید و آنان را سب و لعن کنید تاجرات نکنند دین شما را فاسد کنند.

و در مورد وظیفه علما در مقابله با بدعت گذاری، فرمود: هنگامی که بدعت ها در امت من ظاهر شد، برعالمان واجب است علمشان را اظهار کنند و اگر کسی چنین نکند، لعنت خدا بر او باد!

چگونه بدعت در جامعه شکل می گیرد و به صورت سنت در می آید؟

حضرت علی علیه السلام فرمود: «هیچ گاه باطل باچهره باطل خویش عرضه نمی شود، بلکه لباس حق را برآن می پوشانند و سپس به مردم عرضه می کنند.» مثلا در جنگ صفین،خیانت به اسم قرآن بر مردم تحمیل شد وحکومت دیکتاتوری معاویه به نام اراده خداوند برگردن مردم مستقر شد. در طول تاریخ نمونه های زیادی از ارائه باطل در قالب حق صورت گرفته است که آن حضرت باتعبیر: «کلمة حق یراد بها الباطل »، سعی درروشنگری مردم داشته است.

در زمان حاضر نیز به همین صورت خیلی ازبدعت ها و باطل ها به اسم دین درجامعه رسوخ پیدا کرده است. به اسم روشنگری، به گمراهی مردم می پردازند. به نام آزادی،بی بند وباری در جامعه رونق می گیرد. به نام خشونت، حق طلبی ها و فریاددین خواهی بایکوت می شود. به عنوان این که اسلام با نوای خوش و صوت حسن مخالفتی ندارد، انواع موسیقی های مستهجن رواج می یابد. در زیرچتر ملیت، مردم به جاهلیت قبل از اسلام باز گردانده می شوند.

بدعت ها به وسیله هوی وهوس و خود پرستی افراد ظهورپیدا می کند و پس از ظهوربدعت، نوبت به ظهور فتنه وآشوب می رسد; زیرا طبیعی است که بدعت ها هر اندازه هم ماهرانه و عوام فریبانه به اجتماع عرضه شوند،با متن دین ناهماهنگ و ناسازگار است.

امیرالمؤمنین علیه السلام در دوران 25 ساله خانه نشینی به طور علنی با انحراف فکری و یااشتباهات مختلفی که اتفاق می افتاد، مبارزه کرد و به طور صریح موارد آن را به خلفا تذکرداد و در اجرای برنامه های اسلامی و عدم تخطی از آئین محمدی صلی الله علیه وآله به آنان هشدارداد. امام علیه السلام بارها اظهار داشتند که بدعت گذاران می خواهند مسیر دین را عوض کنند وسنت پیامبرصلی الله علیه وآله را تغییر دهند. وقتی به عنوان پیش شرط خلافت، عمل به سنت شیخین به او پیشنهاد شد، فرمود: «من براساس دین و سنت نبوی با شما رفتارخواهم کرد.» امام پس از تعریف خط و مسیرخلیفه دوم می فرماید: «عمر، خودش از دنیارفت ولی مردم را در راه های پرپیچ و خم زیادی رهاساخت، به طوری که اشخاص گمراه و جاهل راه اصلی را پیدا نکردند و افرادسالم نیز به شک افتادند و بر یقین و باورنماندند.  

ابن ابی الحدید در مورد علت مخالفت مردم با عدالت امیرالمؤمنین علیه السلام، می گوید:

«چون نوبت به خلافت عمر رسید، تبعیض نژادی را حاکم ساخت و یکی را بر دیگری ترجیح داد و عثمان هم از شیوه عمر پیروی کرد و مدت زیادی (23 سال) مردم با آن شیوه انس گرفتند. لذا چون علی علیه السلام به خلافت رسید، براساس شیوه های پیامبرخداصلی الله علیه وآله حرکت کرد، ولی مردم با وی مخالفت کردند.


Imam Ali's temptation because he knows two things:
1 - follow the passion:
First intrigue, comply Yashytan passion within. The devil tries to steal the soul gem does valuables and assets to annihilate. He would entertain people Baarzvhaysh to the main destinations stopped. He asks God to human life generally clean the inside of the screen.Tvlayy you are a human Khtrandakhtn and if the athlete died, the reason is captured. Sjadlyh Imam AS said: "My little intellect hui Asyrtht Amir." God! I complained to my rebellious self, which is very bad commands and Shtabd Drkhtaha.
Mother Bat, Bat your confidence level that the idol, and the idol of the snake, Azhdhast.
Imam Ali said: passion, commander of the devil.
An example of working with the breath of Satan, War, Nehru had emerged. Dead body of Imam al Brbalay Nehru said: Damned to you! They deceive you, he Zyantan. The width of the Prophet: O Amyrmvmnan! Who deceive them? Said: Satan's deceptive and self-command to give them a way to disobey Bprdakht Rzvhasakht deceived. He promised to crush them and put them on fire.
The stampede is the human ego fed and his desires, Satan has Vpaymal eater. Imam (pbuh) said: Bakhvasth oppose the self can be overcome Tabrshytan.
's All perfection lies in combating the rogue Soul. His personal Mhmdsly pbuh said: O Messenger of Allah! What is the right way to gain knowledge? The Prophet said to his knowledge. He agreed to what is right? The Prophet said: Opposition breath. He asked: What is the right way to achieve happiness? The Prophet said: anger over self. Avsval's a right way to do Pyambrsly pbuh said: slice of breath. He asked: What is the proximity to God? The Prophet said: Stay away from self. He told how all this came to be? The Prophet said: Azkhda against the self-ask for help.
It should not be forgotten that the human mind will sometimes have to tame the rebellious self Yakshth, but in fact:

2 - heresy in religion:
To define heresy said: "My Malice inclusions fi al-Din." Into something that is not a religion, Drdyn.
Heterodoxy and heresy has been blaming a lot of sayings. Prophet pbuh said: any novelty, amusement and Hrgmrahy in hell.
Imam Ali said: The people who invented the air out with God Vrsvlsh lobby.
Pyambrsly pbuh said: He who heresy on a good show, has helped in destroying religion.
He has also said: If I was the man who saw religion as heretical Vshbhh in the spotlight, it's insulting and cursing them to seek Habyzary traders do not corrupt your religion.
And the duty of scholars to deal with heresy, he said: When innovations appear in my nation, Bralman is necessary to express his knowledge and if someone does not like a curse upon him!
How innovation and tradition comes in the form?
Imam Ali said: "His vanity is not available Bachhrh never wrong, but the right clothes to cover thoroughly and then offer to people." For example, in the Siffin war, betrayed the dictatorial government in the name of Al Koran was imposed on the God called people to come back was deployed.
In the name of enlightenment, tend to mislead people. In the name of freedom, unrestrained Vbary the community is thriving. The violence, justice and Fryaddyn will be boycotted. Islam as it is not contrary to sound good and sound good, different music porn is promoted. In Zyrchtr nationality, people are back to pre-Islamic ignorance.
Innovations by the Hui people Zhvrpyda Vhvs and narcissism and the Zhvrbdt turn Vashvb of intrigue is because it is natural that no matter how skilled and popular innovations Frybanh be released to the community, the religious text of discordant a.
sa warned them. Imam Khomeini repeatedly stated that the heretics want to change religion Vsnt Pyambrsly pbuh change. When the preconditions of the caliphate, was proposed to act St. Shykhyn him, he said: "I was on the basis of religion and the Prophetic tradition Rftarkhvahm with you." Msyrkhlyfh second line defines the Imam said: "Life itself, but the people of Dnyarft Rhasakht lot of twisting in ways so that people did not get misguided and ignorant Main Afradsalm began to doubt the certainty and Bavrnmandnd.
Ibn Abi al-Hadid to why people disagree with Justice Imam Ali says:
Because Ali was the Caliph, moved pbuh Pyambrkhdasly based practices, but people disagreed with him.
 
...



مروت

ایکه از طبع فرو مایۀ خـــــــویش           می زنی  گام  پی  وایــۀ خویش

خاطر از وایۀ خود خالی کــــــــن           زین هنر پایۀ خود عـــ الی کن

بهر خود گرمی جز سردی نیست           سردی آیین جوانمردی نیــست

چند روزی ز قوی دینان بـــــــاش          در پی حاجت مــسکینان بــاش

شمع شو شمع که خود را سوزی          تا به آن بزم کسان   افروزی

با بد و نیک نیکوکــــــــاری ورز          شیوۀ یاری و غمخواری   ورز

ابرشوتا که چو بــــــاران   ریزی           بر گل و خس همه یکسان ریزی

چشم بر لغزش یــــــاران   مفکن           بر ملامت  دل   یاران مــشکن

در گذر از گنه و از  دیـــــــگران          چون به بینی گنهی   در گذران

باش چون بحر ز آلایش پــــــــاک           ببـــر آلایش  از آلایــتشنــاک

همچو دیده به سوی خـــویش مبیـن           خویش را از دیگران بیش مبین

بس عمارت که بود خانـــــــۀ رنج           که نگنجد به میان صـــــد گنج

همچو آن بیخته خاک از خس و خار           که زند آب بر آن  ابر بـــــــهار

کف پا را نــــــــبود  زان   دردی           پشت پا را نرسد  زان  گــردی

ور سوی داوریـــــــــت افتد رای          به که با خود کنی ازبهر خدای

بت خود را بشکن  خوار و ذلـــیل          نامور شو به فتوت چو خـــــلیل

بت تو نفس هـــــوا پــــرور تست           که به صد گونه خطا رهبر تست

بست کن بر همه کــــس خوان کرم          بذل کن بر همه هـــــمیان  درم

گر براهیمی اگــــــــر زردشتـــی           روی در هم مکش از هم پشتی

باز کش پــــای    ز   آزار  همه            دست بگشای به ایثار هـــــــمه

هرچه بدهی  به  کسی باز مجوی            دل از اندیشۀ آن پــــــاک بشوی

آنچه بخشند چه بسیار  و  چه کم             نیست بر گشتی از آن طور کرم

طفل چون صا حب  احسان گردد          زود  از  داده  پشبمان  گـــردد

هر چه خندان بدهــــــد نتــــوانــد            که دگر گریه کنـــــان بستانـــد

تا توانی مـــــگشا جــــیب کـــسان           منگر در هنر و عیـــــب کسان

دل    ازاندیشـــــۀ آن  داری   دور           دیده از دیـــــدن آن سازی  کور

بو که  از  چون  تو  نکو کرداری           به دل کس نرسد آزاری

معمار

  • اخبار
  • عمران
  • محصولات
  • معماری
  • مناسبت ها
  • کتاب الکترونیکی