چقدر بد است 

يه بودجه خیلی ،خیلی،کلان بدهي دست مستخدم خونت ،

بنا بر اعتمادي خاص .

بگويي: جشن مهمی داريم ،

 بهترینها رو تدارک ببين..

بعد مستخدمت با هزار برگ فاکتور بياد،

و بگه اين هم بهترينها،

البته بودجه کم اومد،

بيشترش هم زدند تو حساب....

و آخرجشن ....

بجز چند نفر آشنای گدا گشنه مستخدمه

که دارند از پرخوری میترکند ،

باقی مهمانها تشنه وگرسنه موندند ، 

با دلخوری و ناراحتی بسیار غر میزنند.

... مستخدمه گند زده

اما با لبخندي مليح ، 

تو چشماتون زل بزنه .

بگه :از اون چيزي که قول داده بودم بهتر شد .

آمار و مدارک و فاکتوراش موجوده

میتونید بررسی کنید

اگر مدرکی کم بود بگید . تهیه میکنم

آخر قصه می بینی  ،

پولها تون رو هم دزدیدن ،

هم حیف و میل کردند ،

 هم آبروتون رفته ،

هم وفق مدارک کلی بدهی دارین ،

 مهموناتون هم با اشتهایی ناشی از بوی کباب منتظرند.............

۳۱۳