313:
بالاترین گناه ترس است.
برای پایان دادن به استبداد و دیکتاتوری  یک راه بیشتر وجود ندارد. و آن غلبه بر ترس و نجات از از این صفت خانمان سوز است.
برای غلبه بر ترس باید منشا و ریشه ایجاد ترس را شناخته و مورد نابودی قرار داد.
ترس بر دو رکن اصلی واقع می‌گردد. عموما" ترس بر پایه جهل را می‌شناسیم.
که اینگونه ترس پس از رسیدن به آگاهی و شناخت پایان می‌پذیرد.


هیچ ملتی زیر یوغ ظلم و ستم  ستمگران نمی‌ماند مگر به واسطه ارعاب و ترس ناشی از یاس.


حکومت ظالمانه تا وقتی تداوم و بقا می‌یابد که مردم در جبن و ترس بسر ببرند.
ترس علت بسیاری از گناهان و اشتباهات دانسته شده است.
دروغگویی، ریا، چاپلوسی، تزویر، خیانت، رشوه، ربا، اختلاس، احتکار، مال‌اندوزی، سلب مسئولیت، زندگی بسته و انفعالی، بی‌اعتمادی، خودفروشی، و دهها گناه و معصیت دیگر زیر سایه جبن و ترس توجیه پیدا می‌کنند.

شاید نتوان به طور مستقیم و مشخص عامل اصلی ایجاد فرهنگ ترس و دلهره، نگرانی و اضطراب را نشان داد اما برخی اقدام به انجام عظیم‌ترین جنایت بشری کرده‌اند.
اما کسانی که در داخل کشور و در راس قدرت و حکومت با سکوت معنادار خود آگاهانه از این جنایات  به قصد بهره‌بردای و سوءاستفاده حمایت و پشتیبانی می‌کنند بزرگترین خائنین بشریت هستند.
ترس در اندیشه و باور و فرهنگ اغلب ملل جهان بزرگترین گناه  شناخته شده است.
 و مردم کشور من چندین سال است غرق در این گناه، زندگی روزمره و تکراری خود را در کمال تعجب و ناباروری و در  عین یاس و ناامیدی سپری می‌کنند با امیدی واهی که نجات و رستگاری را در کسب قدرت و ثروت جستجو می‌کنند.

 آزاداندیشان و مدافعان ارزشهای انسانی؛
 امروزه مملکت من تحت سخت‌ترین نوع شکنجه تاریخ بشری قرار گرفته است.
طراحان و عاملان این شکنجه از مخوف‌ترین و کثیف ترین روش برای نابودی یک ملت بهره می‌جویند.
ابزاری که از جنگ و بمباران مخرب‌تر است، از تسلیحات شیمیایی و میکروبی منفورتر است و از بمب اتمی ویرانگرتر.

   چنانچه می‌خواهید ملتی را یه سمت نهایت تباهی و نابودی سوق دهید بهترین روش این است که غم، یاس، و نا‌امیدی را در بین ایشان ترویج داده تا به آن خو کنند تا با زندگی آنان عجین شود تا هر لحظه احساس لذت کردند غباری از غم و اندوه بر تارک این لذت احساس کنند.
چه کسانی چنین مصیبت و سرنوشت شومی را برای ملت من رقم زده‌اند و هدف نهایی ایشان چیست.
اینان هر که هستند کینه‌ای شیطانی و عمیق از موطن من دارند
هرکه هستند طمع‌ای عظیم بر این مرز و بوم دارند
هرکه هستند طرح و برنامه‌ای بزرگ بر ضد یک ملت دارند.
مردم من خواسته و ناخواسته هر روز و بلکه هر ساعت با اخباری منفی بمباران می‌شوند. کسادی بازار، تورم افسار گسیخته، تصویب و اعمال محدودیت های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ،
 فساد مالی، اختلاس، رشوه‌خواری، رانت‌خواری، نزول‌خواری، جریمه و وضع عوارض و مالیات بی توجیه و تاویل نکرده.
گرانی، تورم افسارگسیخته، سقوط ارزش پول و ثروت مملکت، بیکاری، فقر، گرسنگی، تن‌فروشی و فحشا، رشد آمار طلاق،  کاهش آمار امید به زندگی، فراگیری و رشد بیماری‌های لاعلاج قلبی و عروقی و سرطانی و امثالهم،

و در نهایت این خود ملتها هستند که در اضمحلال خود به علت ترس حضور موثر داشته یا مشارکت می‌نمایند.
 و در عین حال مدعی هستند که در این روند نابودی نقشی نداشته‌اند.
نابودی یک ملت چگونه به واقعیت تبدیل می‌شود؟
وقتی در ملتی به صورت فردی اوامر ظالمانه انجام می‌پذیرد
فقط با این بهانه که اگر من انجام ندهم دیگری انجام می‌دهد پس باید بی‌تفاوت بود و کار را انجام داد
و این بی‌تفاوتی عین عقلانیت تعریف می‌شود آن ملت با دست خویش گور خود را کنده است.

وقتی ملتی دچار بی تفاوتی نسبت به سرنوشت خود در پی دوران طولانی حاکمیت دیکتاتوری میشود،

رجال سیاسی آن جامعه دچار خواب و رخوت میشوند،

مصادره کنندگان حکومت از هر چیز،
که قابل تعیین قیمت باشد را،
حتی خاک مملکت را می فروشند‌.

 پول و ثروت مملکت را به اهریمنان می‌سپارند،
پس دشمنان آنان، که به آب و خاک این مملکت طمع دارند

در اندیشه گماشتن گماشتگان و سرسپردگان خود در آن سرزمین می‌افتند.

وقتی کسی درب خانه مردم را میکوبد تا بیداری بیابد

بیدار شوندگان به جای رهائی خویش به دامن گماشتگان دشمن می آویزند
تا شاید فرجی بیابند.

در چنین حالتی است که اضمحلال یک ملت را به عیان میتوان دید!

پيام آوران استبداد!
به نام‌ آزادی و رهایی

در سمت غربی خيابان خاک آلود

تبسم لئيمانه ء بر لب دارند

و چشم های شان
چراغ سرخ حادثه است

 در چار راهی که زندگی از آن عبور می کند
پيام آوران استبداد !

چنان کفچه ماری
بر انبوهی جمجمه های نياکان من چنبر زده ا ند

و خون تفکر تاريخ را آن قدر مکيده اند

که حماسۀ روزگار

به بيهوده گی هذيان ديوانه‌گان بدل شده است...!

و این ستم‌پیشگان با قانون و بی‌قانون


313

@behkamiyan