احمقها را بشناسیم
احمق ها را بشناسیم و از آن ها فاصله بگیریم؛
بخش اول:
احمق میتواند هوش و استعداد داشته باشد اما در عین حال غرق در بیشعوری و حمق باشد.
احمق میتواند ثروتمند یا قدرتمند باشد، میتواند تحصیلکرده و با مدارک عالیه باشد.
احمقها میتوانند از دولتمردان و رهبران اجتماعی و مذهبی جوامع باشند.
مانند هیتلر، موسیلینی، استالین، یا رهبران افراطی و متعصب دینی و اعتقادی که هزاران جنایت را طی دوره زمامداری خود رقم میزنند تا عطش خونخوار خود را در تحقق تعصبات پوچ و بیخردانه انسجام ورزند.
حماقت و بیخردی؛ بدترین بیماری و بدترین نوع فقر بشری و بیچیزی است.
در واقع زیان و آسیبی که احمق به خود و دیگران و جامعه میزند ، گاه دشمن به دشمنش نمیتواند وارد سازد.
بدترین نوع احمق؛ احمق تحصیلکرده، متدین، متعصب صاحب قدرت و ثروت میباشد که به خاطر برخورداری از هوش و استعداد نسبی و جایگاه مردمی میتواند بر دیگران تاثیرگذار باشد.
خطرناکترین نوع حماقت؛ حماقت جمعی و گروهی میباشد.
بطوریکه هوش و استعداد جمعی را در به نابودی کشاندن جامعه متحد کرده، شعور و درک اجتماعی را مطرود و منفعل میسازد.
در حماقت جمعی عده کثیری احمق حول محور یک نماد حماقت، جمع و متحد میشوند و برای رسیدن به مقصد دست به هر اقدام و کنشی میزنند بدون آنکه نگران واکنش اعمال خود باشند.
از عیسی ع پرسیدند؛ احمق چه ویژگیهایی دارد؟
پاسخ داد:احمق؛ خود رأى و خودپسند است، كسى كه هرچه فضيلت است از آن خود میداند و كسى را برتر از خود نمیبيند، همه حقوق را براى خود میخواهد و هيچ حقى براى ديگران بر خود قائل نيست.
اين همان بیخردى است كه چارهاى براى درمان او وجود ندارد.
سپس فرمود؛ از احمق فقط به خدا پناه باید برد.
" این خصوصیات حمق در بین اکثر دیکتاتورهای تمامیت خواه و افراطی، اقتدارگرایان و استبدادگران خرد کلان وجود داشته، منطبق و جاری بوده و هست، تقریبا هم همه ایشان سرنوشتی مشابه هم داشتهاند.
احمق و بیخرد واقعی کسی است که :
⚫عیبهای دیگران را ببیند و آنها را زشت شمارد ، سپس همان عیبها را برای خود بپسندد!
⚫یاوهگوست ، به پرسشی که از او نشده ، پاسخ میدهد و در کارها ، بیباک و متهور است.
⚫هر دم ، به رنگی در آید و تزویر میکند!
⚫سعی دارد هر نصیحت و تذکری را ردّ کند!
⚫خود را خردمندترين مردم میداند.
⚫خوبى نمیكند و انتظار تشكّر دارد و بدى میكند و توقع پاداش نيك دارد !
⚫عيب ديگران را زشت میشمارد ، در حالى كه خود آن عيب را داراست.
در تقابل با احمق؛ سکوت ، بهتر از پاسخ دادن به اوست.
و دوری از او بهتر از مشاجره یا دوستی با اوست، چراکه از دوستى و همکلامی با احمق و بیخرد خلق و خوى او همهگیر میشود.
زیان ها و آسیب های همنشینی و معاشرت با احمق و نابخرد:
از همنشينى يا معاشرت با نابخرد بپرهيزید و از ایشان دورى كنید و همسخن نشوید ؛ زيرا آدم بیخرد ، غايب باشد ياحاضر ، پست و فرومايه است ؛ هرگاه زبان به سخن گشايد حماقتش او را رسوا كند و هرگاه خاموش شود به دليل ناتوانى در سخن گفتن باشد ،
اگر كارى كند خرابى به بار آورد و چون مسئوليتى به عهده گيرد آن را تباه سازد،
نه علم خودش به كار او میآيد و نه دانش ديگران سودش میرساند،
به سخن خيرخواه خودگوش نمیدهد و عکس آن عمل میکند
همسایه ، همکار وهمنشينش از دست او آسوده نيست ، مردم بسیاری آرزوى مرگ او را دارند.
اگر كمترين فرد مجلسى باشد بالاتر از خود را به رنج افكند.
" اگر بالاترين فرد در راس اموری باشد فرو دستان خود را در عذاب و به فساد و تباهى كشاند." و حماقت جمعی را سبب ساز شود.
و اما؛ بدترین نوع حماقت حماقت جمعی است. این نوع از حماقت دارای لطمات و خسارات جبران ناپذیر؛ متداوم و پیچیدهای میباشد. بطوریکه عقل و خرد جمعی را نیز به تباهی و نابودی سوق میدهد.
وقتی به هر دلیل هسته حماقت به صورت جمعی هول محور فرد متعصب احمقی برای تحقق امری هر چند "والا" شکل گرفت سلسله مراتب آن نیز مانند عقده گشایی، تظاهر، خود شیرینی، خوش خدمتی، چاپلوسی، تملق، خوشرقصی، سخنچینی و امثالهم رشد کرده و بروز مینماید و اجماع بر تحقق اهداف احمقانه متمرکز میگردد.
یعنی جمع بدون در نظر گرفت عواقب تصمیمات و اقدامات خود، فقط به فکر حصول نتیجه هستند.
در کمال حماقت و نادانی برای شکست، حذف یا ضربه زدن به دشمنان یا مخالفان و منتقدان تمام امکانات و تجهیزات کشور را بسیج و درگیر امری معمول کرده و جان و مال مردم و مملکت را به خطر انداخته و مورد نابودی قرار میدهند تا آنچه را که به اشتباه درست تشخیص دادهاند محقق و عملی سازند و از حصول هر نتیجهای خرسند و مسرورند و همینکه اهداف احمقانه و جاهطلبانه خود را پیگیری کردهاند برایشان کافی و ارضاع کنندهاست.
313
@behkamiyan
احمق ها، را بشناسیم و از آن ها فاصله بگیریم؛
بخش دوم:
و اما یک سئوال مهم مطرح است که مردم چگونه پیرو و شیفته رهبران احمق و بیخرد میشوند؟
و چرا برای خشنودی این رهبران احمق دست به فداکاری، ایثار و اقدامات محیرالعقول میزنند؟
در طول تاریخ بارها و بارها دیده شده که یک احمق متعصب،
متعصب به؛ قومیت، نژاد، ملیت، مذهب و ... فقط به صرف توانمندی در ایراد سخنرانی متهورانه و پر شور و بازی با کلمات و شعارهای کلیدی "رهبری "حماقتجمعی" بخش عظیمی از جامعه شامل؛ جوانان، روشنفکران، آزادیخواهان، دگراندیشان و سایر آحاد مردم کشور را به چنگ آورده و سرنوشت آنان را تغییر داده است.
و عجیبتر آنکه برخی برای خدمت به سیستم دیکتاتوری این فرد از هوش بالا برخوردار بوده و از هوش خود برای نیل به اهداف طمعکارانه، غیر انسانی و غیر اخلاقی به نحو احسن استفاده نمودهاند تا اهداف مورد نظر ظالمانه او را ارزش و اعتبار بخشیده و مقدس و متعالی جلوه دهند.
این رهبران احمق با شعارهای متفاوت، آرمانهای روایی، ملی و مقدس مابانه که توجه هر آدمی را جلب و در برخی احساسات دینی و مذهبی و برخی ملی گرایانه و نزاد پرستانه و در برخی آزمندی و طمع را برانگیخته میدارد بر مسند ریاست حکومت مینشینند
اما در آخر امر باعث ویرانی، خسارت فراوان بر ملک و مملکت و هلاک و تباهی بسیاری از مردمان و سقوط و اضمحلال باورها و اعتقادات و کشته شدن یاران، پیروان، آگاه و ناآگاه خود و بخش مهمی از جامعه در غالب اشتباهات راهبردی و جنایات بیشمار میشوند.
عجیب آنکه در اینگونه تحولات سیاسی و اجتماعی اکثریت قریب به اتفاق مردم کشور حول محور رهبری بتگونه، که بت حمق و نادانی است، متحد و یکپارچه میگردند و بدست خود نظام دیکتاتوری او را پیریزی مینمایند.
تاریخ بشر در ادوار مختلف شاهد دیکتاتورهای محبوب بسیاری بوده که در زمان قدرتشان؛ مردم برای آنها جانفشانی میکردند و بدون فکر، خواست آنان را عملی میساختند. به خاطر ایشان تن به هر خفت و سختی میدادند،
و در گروهای کثیر به حمایت از دولت و نهادهای تحت امر او بر هر ندای مخالفی میتاختند و برای رسیدن به خشنودی این رهبران دیکتاتور و بت حماقت چه جنایات و خیانتهایی را مرتکب نمیشدند.
باز همین تاریخ گواه و شاهد نابودی و هلاکت همان رهبران مقدس پس طی مراحل تحول و رشد سیاسی و فکری، همان مردم است که رهبر خود را خوار و خفیف کرده و اعدام نمودهاند.
یعنی همان کسانی که روزگاری با ارائه راهکارهایی احمقانه او را به اوج رساندند بانی سقوط و هلاکت دیکتاتوری وی میگردند.
اصولا پس طی مدتی از شروع قدرت حاکمان احمق فقط کسانی در کنار او میمانند که اهداف پوچ و بیخردانه را جهت تملق گویی و خشنودی دیکتاتور برنامهریزی مینمایند، یا القاب، عناوین و اوصاف متفاوت برای ایشان خلق میکنند، و با تکیه بر چاپلوسی و ریاکاری بر توهمات دیکتاتور دامن زده طوری که بر او متصور و القاء میگردد یا به مقام خدایی رسیده یا منتخب خاص خدا بوده و به نمایندگی از سوی پرودگار حق انجام هر خبط و اعمال هر محدودیت و جنایتی را دارد.
در حماقت جمعی مردم به رهبری فردی سخنران، باهوش اما بیشعور و متعصب، متحد و همنوا میگردند تا دموکراسی یا رفاه اجتماعی و اقتصادی، توسعه و پیشرفت، اقتدار و شکوفایی، سربلندی و عزت و بسیاری از ارزشهای انسانی و ملی را که از آن برخوردار هستند طی مبارزات متهورانه و پر هزینه نابود و منهزم سازند،
سپس برای بدست آوردن همانها سالها با دشمنان گوناگون و حتی کل جهان وارد جنگ و تعارض گردند.
در حمق جمعی گاه حاکمیت برای آنکه دشمن را شگفت زده کنند تمام امکانات کشور را بسیج و درگیر مینمایند، تا با هزینه گزاف درصدد ناچیزی از اهداف دشمن را متوقف ساخته یا مورد هجمه قرار دهد.و از اندک موفقیت خوشحال باشد، غافل از خسارات و نابودی خویشتن.
خانه خود را به آتش کشیده و ویران میکنند تا دشمن نتواند آن را خراب کند.
برای تحقق شروط و برنامههای اقتدارگرایانه و سیاسی تمام امکانات کشور را به خطر انداخته و مورد نابودی قرار میدهند سپس برای برخورداری از حداقل همان امکانات شروط و برنامههای خود را لگدمال میکنند.
از لج دشمن ثروت و دارایی کشور را به آتش میکشند و به دست رشوهگیران ، چپاولگران و اختلاسگران میسپارند تا دشمن نتواند به اموال ایشان نظر داشته باشد. و حال آنکه دزدان بیتالمال تمام آنچه را که غارت میکنند نزد همان دشمنان سپرده میسازند.
برای حل بحران های کوچک و مصائب و گرفتاریهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی حاکم بر مملکت بحرانهای بزرگتر بوجود میآورند.
از عقلانیت تعریف میکنند ولی در مقام عمل عقلا را محکوم و محبوس میکنند.
و چنانچه کسی از روی خیرخواهی نصیحتی به حاکمیت معطوف دارد او را مورد اهانت و لجنمال کردن قرار میدهند و در صورت امکان زندان و اعدام میکنند.
313
@behkamiyan