استبداد دینی
استبداد مقدس بدترین نوع استبداد تمامیت خواه یا توتالیتاریسم است؛
احمق ترین ابناء بشر سربازان جانفشان
و خبیث ترین ابناء بشر چپاولگران دستاوردهای این نوع استبداد مقدس میباشند.
عشق به حکومت، فداکاری عمومی و نفرت عمومی مصداق بارز حکومتهای توتالیتر یا تمامیت خواه میباشد. در حکومتهای اقتدارگرا بخشی از جامعه که به هر شکل ولو کاذب و دروغین و یا موقت و مقطعی وابسته به حاکمیت میباشند نوعی عشق به حکومت داشته و سایر آحاد جامعه که در رخوت و تنگنا قرارگرفتهاند به حاکمیتی که با عشق به قدرت رساندهاند نفرت دارند
حکومتهای توتالیتر در ابتدای تشکیل، خود را خادم تمام مردم جامعه از هر گروه و فرقه و طبقه معرفی میكنند و دایرهای به وسعت تمام مردم ترسیم مینماید.
اما به تدریج و با توجه به میزان استحکام پایههای قدرت این دایره بر اساس نگرش خودی و غیره خودی تنگتر شده و به سمت رادیکالیزم پیش میرود.
تمامیّتخواهی، یا توتالیتاریسم نوعی از حکومت است که معمولا دارای شش خصوصیّت میباشد:
-ایدئولوژی کلّی، غیر منعطف و تغییر ناپذیر
سیستم تک حزبی در جهت اهداف آن؛ ایدئولوژی کلّی که معمولاً بصورت انفرادی رهبری میشود.
-سیستم امنیتی و اطلاعاتی سخت و غیر پاسخگو به مطالبات مردم و مسئولین، و حتی دستگاههای نظارتی
-انحصار در کنترل و توسعه و انباشت سلاحهای نظامی و امنیتی.
-کنترل و سانسور در وسایل ارتباط جمعی، رسانهای و شبکهای به شکل منحصر به فرد.
-انحصار اقتصادی مستقل و غیر پاسخگو سران حکومت با حفظ برتری منافع به موازات اقتصاد کلان کشور.
این نوع حکومت به نوبه خود به گونههای مختلفی تقسیم میشود که از جمله میتوان به خودکامگی، استبداد، جبّاریّت، حکومت مطلق، یکّه سالاری و... اشاره نمود.
نمونههایی چون نازیسم، فاشیسم، مائوئیسم، لنینیسم و ... در حقیقت زیرگونههای این گونه حکومتها میباشند.
در این نوع حکومتها، حاکمیت تقریباً بر تمام شئون زندگی عمومی و رفتارهای خصوصی شهروندان نظارت و کنترل دارد.
به تعریف سیاستدانان برجسته؛ یک رژیم تمامیّتخواه میکوشد تا همه جمعیّت زیر دست خود را برای تحقّق بخشیدن به اهداف حکومتی بسیج کند و فعالیّتهایی که همسو با این اهداف نباشند را تحمل نمیکند خصوصا احزاب سیاسی مخالف و تشکلهای اپوزیسیون خارج از بدنه حکومت.
استالین از حکومت خود با افتخار به عنوان یک حاکمیت تمامیتخواه نام میبرد
هیتلر در آلمان، خود را منتخب خدا میدانست که باید بر مردم حکمرانی کند.
پولپوت در کامبوج، کشتار مخالفان خود را افتخار میپنداشت.
موسولینی در ایتالیا از مهمترین نمونههای حکومتهای تمامیتخواه بود که حیات ایتالیا را ناشی از وجود خود میدانست.
رژیمهای توتالیتر یا دیکتاتور تمامیت خواه تقریباً تمام جنبههای زندگی عمومی و خصوصی افراد را کنترل میکند، که بدترین نوع حاکمیت در تاریخ بشریست و اغلب استقرار و حفظ قدرت سیاسی را از طریق استفاده از یک ایدئولوژی فراگیر رسمی و تبلیغات فراوان حکومتی بدست آورده و از راه رسانههایی که عمده آنها در انحصار دولت است، نهادینه میکند.
حاکمیت اهداف خود را با برقراری کیش یا شخصیت منحصر به فرد ؛"مقدس کردن یک نفر در راس حکومت حتی بالاتر از خدا ؛" محدود کردن و ممانعت از بحث آزاد و نقد حاکمیّت، " استفاده از فضای سانسور" و "تاکتیکهای ایجاد رعب و وحشت" محقّق میسازند.
علایم آغاز یک حکومت توتالیتر:
بسته شدن روزنامههای منتقد حکومت.
وجود سانسور شدید و فیلترینگ در انتشار اطلاعات، رسانهها، مطبوعات و کتب.
زندانی شدن افرادی که از حکومت انتقاد میکنند.
پناهندگان سیاسی فراوان در کشورهای دیگر.
اقتصاد بسته دولت مدار.
وجود رهبری مقتدر و اغلب کاریزماتیک در راس حکومت.
شخصیت پرستی.
وجود ایدئولوژی فراگیر رسمی و حکومتی که همه چیز با آن سنجیده میشود.
سرکوب شدن حقوق اقلیّتهای سیاسی، قومی. و انحصار انجمنها مردم نهاد به وابستگان حاکمیت.
قرار داشتن انحصار رسانههای فراگیر در اختیار حاکمیت.
دولتی بودن تمام نظامهای ارتباطی و تبلیغاتی
مقدّس شماری آرمانهای رسمی حاکمیّت.
برخورد بیرحمانه با مخالفان حکومت.
محدود شدن آزادیهای فردی، به ویژه آزادی بیان.
حکومت مذهبی رژیمی است که در آن به جای رجال سیاسی، رجال مذهبی مقامات سیاسی و دولتی را اشغال میکنند،
و به عبارت دیگر، حکومت مذهبی یعنی حکومت روحانیون بر ملت.آثار طبیعی چنین حکومتی، یکی استبداد است، زیرا روحانی خود را جانشین خدا و مجری اوامر او در زمین میداند و در چنین صورتی مردم حق هیچ اظهارنظر و انتقاد و مخالفت با او را ندارند.
یک زعیم روحانی خود را به خودی خود زعیم میداند، به اعتبار اینکه روحانی است و عالم دین،
نه به اعتبار رای و نظر و تصویب جمهور مردم،
بنابراین یک حاکم غیرمسئول است، و این یعنی مادر استبداد یعنی حکومت داعشییان.
313
@behkamiyan