.

در زمانه تزویز و جولانگاه نامردان دولتمرد؛
روز مردان مرد را گرامی داریم.

"آن گونه سخنانی که با  گردن‌کشان خودکامه می گویند، با من نگویید و چنان که در نزد خودخواهان تندخو محافظه کاری می‌کنند، با من محافظه کاری نکنید. و با ظاهر سازی معاشرت نداشته باشید و درباره‌ی من گمان نبرید که اگر سخن حقی به من گفته شد، آن را سنگین احساس کنم، و نه این که بپندارید که من خواستار بزرگ داشت خود از سوی شما هستم."

نه آن است که به حرف و یاوه
هر حاکم حقیری و کاذبی
همسان امام علی (ع) گردد.
که فقط علی در عمل لایق علی بودن است.

رسول خدا به علی فرمود:
فردی در خانه‌اش
به لهو لعب و فحشا
مشغول است.
نگفت به این مرکز فساد
حمله کنیم و شلاقشان بزنیم...
گفت خانه شخصی است حرمت دارد.
با چشمان بسته وارد شد
و بعد از خارج شدن از منزل
چشمانش را باز کرد و گفت من چیزی ندیدم.

بعد از قتل عثمان،
امت با اصرار بی‌سابقه
از او خواستند که حاکم شود
گفت: مرا رها کنید
و سراغ دیگری روید.
شیفته حکومت و تشنه قدرت مطلق نبود.

اول کسی بود که با رای قاطع مردم حاکم شد.
بعد از انتخاب شدن به مردم نگفت به خانه روید و مطیع و رام باشید.
گفت: در صحنه بمانید
و اظهار نظر و انتقاد کنید که من ایمن از خطا نیستم
مگر اینکه خدا نگاهم دارد.

انتقاد از حاکم را تکلیف شرعی مردم دانست.

 سعد ابی وقاص،
مشروعیت دولتش را نپذیرفت و بیعت نکرد،
نه بر او خشمگین شد،
نه در خانه حبس‌اش کرد
و نه حتی علیه او سخن گفت.

طلحه و زبیر پیش او آمدند
و از او پست و مقام خواستند، نپذیرفت.
چند روز بعد مدینه را به قصد مکه
و تدارک جنگ جمل ترک کردند.
علی به آنها گفت کجا می روید؟ دروغ گفتند.
علی گفت می دانم برای جنگ با من می‌روید.
با این وجود آن ها را زندانی نکرد.
و زندان سیاسی نساخت.

روز جمل،
سپاه جمل تیر انداخت.
و یک سرباز او را کشتند.
یارانش گفتند شروع کنیم.
او گفت نه
دومین تیر را انداختند
و دومین سرباز او را کشتند.
یاران گفتند شروع کنیم.
او باز مخالفت کرد
و گفت “اللهم اشهد"
تیر سوم را که انداختند 
رو به آسمان گفت:
 “خدایا شاهد باش که ما شروع نکردیم”
آنگاه شمشیر کشید.

بعد از جنگ، بر پیکر طلحه گریست
و خطاب به او گفت
کاش بیست سال پیش از این مرده بودم
و کشته ترا افتاده بر زمین زیر آسمان نمی‌دیدم.
حتی حرمت سابقه جهاد دشمنش را هم نگه داشت.
سپس به دیدن عایشه رفت و حرفهای درشت او را تحمل کرد و حالش را پرسید،
سپس با ۴۰ زن مسلح روپوشیده اسکورتش کرد و به وطنش باز گرداند.

حتی با مجرمانی که اقدام مسلحانه
علیه امنیت ملی کرده بودند، اینطور بود.

کسانیکه با او جنگیدند را
“محارب و منافق و فتنه گر” نخواند،
گفت: برادران مسلمان مایند که در حق ما ظلم کردند.

در زمان خلافت تمامی خزانه داری‌های
سرزمین پهناور اسلام را
به دست ایرانیان سپرد،
گفت ایرانیان قبل از اسلام هم مردمانی پاک بودند و از پاکی ایشان تجلیل نمود.

هنگامی که برای سرکشی
به شهر انبار رفته بود،
مردمانی که در پی اسب او
با پای پیاده او را مشایعت می کردند،
را از این کار بر حذر داشت، گفت من هم انسانی مانند شما هستم،
بروید به کار و زندگی خود برسید
و فقط در برابر خدا خاضع باشید.

وقتی خلیفه یکی از
بزرگترین امپراطوری‌های جهان در عصر خویش بود؛
با یک اهل کتاب اختلاف پیدا کرد
و کار به قاضی سپرده شد.
در دادگاه از این که قاضی او را محترمانه صدا کرده و بیشتر به او توجه داشت،
خشمگین شد و گفت:
که من و این فرد  برای تو نباید فرقی داشته باشیم،
از خدا بترس و عدالت را رعایت کن، و
از آنجایی که علی شاهدی برای ادعای خود نداشت، قاضی به زیان او حکم داد و علی حکم را پذیرفت.

فردی نابینا را به گدایی دید؛
گفت چرا کمکش نمی کنید؟
گفتند مسیحی است، گفت آن زمان که بینا بود و برایتان کار می‌کرد، از دینش نمی‌گفتید، حال او مسیحی شده؟
مقرر کرد که از بیت المال
هر ماه به او مقرری دهند
تا مجبور به گدایی نباشد.
 
علی را باید به عملکردش شناخت
نه با وهن و خرافات.
علی به عدل‌اش علی بود.
نه به ظلم و استبداد.
علی به شرافتش علی بود.
نه به افتراء و انگ و ننگ
علی به شجاعتش علی بود.
نه ترس به محافظت صد لایه از جانش.
علی به صداقتش علی بود نه به حمایت از دروغگوی هرزه گوی.
علی به سادگی اش علی بود نه به تعریف چاپلوسان و دریوزگان.
 
نه این است که هر کس ادعای علی‌وار بودن کند همچون علی؛
مظهر مردانگی و شرافت و عدالت گردد.
که تاریخ از این مدعیان دروغین و کذاب کم ندیده که از آبروی علی و فرزندانش و انسانیت به خاطر مطامع کثیف، حرص قدرت، اغراض و آزمندی سیری ناپذیر خود با تکیه بر هوچی‌گری مزدوران و جاهلان افراطی خرج می‌کنند و از هیچ خبط و خباثتی ابا ندارند.

 از علی آموز اخلاص عمل  شیر حق را دان منزه از دغل.

ولادت مولای متقیان گرامی باد

313 

@behkamiyan