خیانت یا حماقت حاکمیت
خیانت یا حماقت؟
آنهم در سطح ملی، بنام تحصیلات دانشگاهی، به مدیریت مافیای صنعت کنکور با گردش مالی ۲۰۰۰میلیارد و مافیای تحصیلات عالیه آزاد و انتفاعی با گردش مالی دههزارمیلیارد.
کلاهبرداری آبرومندانه و قانونی و تحت حمایت ویژه نظام آموزشی، به صرف اخذ و ارائه مدرک دانشگاهی به وسعت ایران.
انباشت میلیونها تحصیل کرده دانشگاهی بیکار و بدون آینده روشن در کشور چشماندازی جز نابودی تولید، صنعت، کشاورزی، اقتصاد و استقلال کشور ندارند.
هزینه تحصیل فرزندان برای خانوادهها روزبهروز سنگینتر" و کمرشکن شده است،
بسیاری به علت ترس از آینده تاریک فرزندان خود میلیونها تومان صرف کلاسهای خصوصی و مشاوره کنکور میکنند.
تا جاییکه اشتغال در امر آموزش ترفندها و تاکتیکهای عبور از سد کنکور از پر درآمدترین مشاغل کشور گردیده است.
از یک سو هر روز دانشگاههای جدیدالتاسیس مانند قارچ خلق میشوند تا به ظاهر نیاز علمی جا ماندگان از کنکور دولتی و تحصیل رایگان را تامین نمایند و از سوی دیگر این دانشگاهها با جذب دانشجو در هر رشتهای حتی غیر کاربردی به کسب درآمد و ثروت برای مالکان و متولیان آن روی آوردهاند. "در این بین تاسیس و توسعه دانشگاههای خاص برای خواص دارای ژن برتر به قصد قربت و حفظ حریم قدرت خود فاجعهایی دیگر است".
تشویق آحاد مردم برای حضور در دانشگاه و کسب مدارک بالاتر میلیاردها هزینه به جامعه، مردم و خانوادهها تحمیل میکند و در نقطه مقابل برای برخی دستاندرکاران درآمد و سود سرشار.
مدیریت و حاکمیت کلان کشور بجای آنکه به فکر رشد، عزت، اقتدار و توسعه بزرگترین سرمایه جامعه که نیروی انسانی است؛ باشد با تمام قوا در مسیری عکس به جهت واماندگی، سرخوردگی و بحران هویت نسل آینده کمر همت بسته است.
بنا بر قرائن و شواهد موجود کمبود شدید آب و فرسایش شدید خاک کشاورزی و مراتع، کشور را در آیندهای نزدیک به مرز نابودی میرساند. بطوریکه نسلهای بعدی را دچار بحران و مصائب سخت و بیشمار خواهد کرد.
وزارت نیرو کمتر از سه درصد از بودجه آب کشور را صرف توسعه منابع پایدار زیرزمینی کرده و الباقی را به شبکه رانت و مافیای سد سازی و مدیریت آبهای سطحی اختصاص داده.
وزارت کشاورزی هم با سوءمدیریت در تولید و عدم برنامهریزی در زمینه کشت وکار باعث رکود کشاورزی و توسعه واردات گردیدهاست.
بدتر از آن، عدم توجه به سرعت فرسایش خاک است که در ایران چندین برابر کشورهای همتراز شده است.
اقتصاد و کشوری که نه آب دارد و نه کشاورزی نه صنعت، چنانچه نیروی انسانی با مدرک دکترا اما نا کارآمد نیز داشته باشد قطعا رو به فنا و نابودی است و گمان میرود با توجه به آگاهی حاکمیت کلان کشور؛
و مقاماتی که باید بدانند و میدانند و تاکنون اقدامی در خور نکرده و نمیکنند.
اگر توطئه نابودی ایران از سوی برخی مقامات بلند پایه و نقشه راه نباشد پس تکیه بر این هدف چیست؟
- سرخورده کردن جوانان تحصیلکرده غیر متخصص.
- رقابت و مسابقه میان مدیران برای اخذ دکترهای مجعول قانونی.
- بیارزش نمودن رتبه علمی متخصصان و دانشمندان حقیقی.
- ترویج مدرک محوری و تقلیل درک و آگاهی در سطح ملی.
- سقوط مقام علمی اساتید باسواد و ترفیع جایگاه مدرکداران بیسواد.
- تولید یاس و نومیدی در بطن جامعه ناشی از سالها تلاش و تحصیل بدون نتیجه.
- کسب درآمد سرشار برای دانشگاههای شهریهایی؟
خصم ما نفس هوا پرور ماست
که به صد گونه خطا رهبر ماست.
چرا ایران باید پنج برابر کشورهای پیشرفته و ده برابر نیاز کشور دانشگاه داشته باشد؟
اصولا فلسفه ایجاد دانشگاههای خاص برای گروه خواص با شرایط و امتیازات خاص و تبعیضات مقنن چیست؟ ایجاد شکاف طبقاتی و فاصله عمیقتر میان عامه مردم و خواص جامعه؟
رقابت در اخذ مدرک دکترا از نوع بدون محتوا در میان مدیران ارشد و میانی کشور زنگ خطر جدی و نشانه بیکفایتی و بیلیاقتی در مدیریت کشور است که در کنار فساد گسترده موجود نهایتا منجر به اضمحلال و تباهی حکومت و جامعه میشود.
در ایران 2640 دانشگاه وجود دارد درحالی که چین تنها 2481 و در هند 1620 دانشگاه دایر کرده است.
بنابر گزارش موسسه اسپانیایی CISC تعداد دانشگاه ها در اغلب کشورهای پیشرفته جهان زیر 500 دانشگاه است، به طوری که آلمان 412، انگلیس 291، کانادا 329، ایتالیا 236 و هلند 423 دانشگاه دارند.
این تعداد دانشگاه در ایران، حدود 5 هزار میلیارد تومان از بودجه کل کشور را میبلعد و نزدیک به 50 درصد از جمعیت بیکار کشور را تولید میکند.
80 درصد وزیران کابینه انگلیس مدرک لیسانس دارند. در ایران موج دکترا گرفتن و پشت میز نشستن راه افتاده است!
كجاست فراهم كردن شرايط كار و درامد براى اين همه صندلى در دانشگاه هاى ايران؟؟!!
313
@behkamiyan