شرک ۲
واژه شرک توأم با هوای نفس و تعصب و کبر و خودخواهی و خودپسندی بوده است. هر جا اختلافی وجود دارد، یقین بدانید که در آنجا نوعی شرک حاکم است.
قرآن میفرماید: به سويش توبه بريد و از او پروا بداريد و نماز را برپا كنيد و از مشركان مباشيد، از كسانى كه دين خود را قطعه قطعه كردند و فرقه فرقه شدند و هر حزبى بدانچه پيش آنهاست دلخوش شدند."
بدین ترتیب، اساس همة مفاسد؛ اعم از اجتماعی، اقتصادی، و سیاسی شرک است؛ و از نشانههای رشد و پذیرش شرک در جامعه گستردگی انواع فساد در جامعه است. و دیگر آنکه پیروی از هوی و هوس، دنیاپرستی و مقام پرستی، نیز خود نوعی شرک هستند.
از طرفی، کسانی که غیر از خدای یکتا، صاحبان قدرت و حکومت و معبودی دیگر برای خویش قرار دهند، در حیات خویش تکیهگاه محکم و استواری ندارند، بلکه تکیه گاه آنان سست و بی دوام و غیرقابل اعتماد، و ناپایدار در برابر حوادث است.
خداوند بنا و اساس کار مشرکان را به خانه عنکبوت تشبیه میکند، که سست ترین و ناامن ترین خانهها و پناهگاهها را برای خود برگزیدند.
در مقابل، کسانی که به ایمان و توکّل بر خدای یگانه تکیه دارند، تکیهگاه و پناهگاهی محکم و امن و ابدی خواهند داشت.
همچنین گناه شرک به قدری عظیم است، که باعث از بین رفتن تمام اعمال نیک انسان میشود، و او را در زمرة زیانکاران قرار خواهد داد. حتی اگر مشرک جهاد کرده باشد. زیرا شرط قبولی اعمال، اعتقاد و عمل به یگانگی خداوند است، و بدون آن، هیچ عملی پذیرفته نیست. قرآن میفرماید؛ و قطعا به تو و به كسانى كه پيش از تو بودند وحى شده است اگر شرك ورزى حتما كردارت تباه و مسلما از زيانكاران خواهى شد . گناه شرک، همچون آتشی است که تمام اعمال نیک انسان را می سوزاند. شرک همچون طوفانی است که اعمال آدمی را متلاشی ساخته، با خود می برد.
مثل كسانى كه به پروردگار خود كافر شدند كردارهايشان به خاكسترى میماند كه بادى تند در روزى طوفانى بر آن بوزد از آنچه به دست آوردهاند هيچ بهرهاى نمیتوانند برد اين همان گمراهى دور و دراز است.
لقمان به فرزندش فرمود؛ "ای پسرم، چیزی شریک خداوند قرار مده، همانا شرک ظلم عظیمی است."
چه ظلمی از این عظیم تر، که موجودی بیارزش و پست، شریک و همتای خداوند رحمان قرار گیرد. و چه ظلمی از این بالاتر، که انسان ارزش و شخصیّت وجودی خویش را، تا سرحدّ پرستش یک صاحب قدرت، حکومت یا مکنت پایین آورد. و نیز ظلمی که در اثر شرک، اجتماع را گرفتار تفرقه و جدایی و فساد اخلاقی میکند. براستی چه ظلمی از این عظیمتر؟
رسول اکرم میفرماید: خداوند در قیامت اعمال همه بندگان را به محاسبه آورد، مگر کسی که به خداوند شرک آورد؛ که در آن صورت، بدون حساب داخل در آتش میگردد."
بطور کلی شرک به دو قسم "شرک در عقیده" و "شرک در عمل" تقسیم میشود. شرک در عقیده، به سه قسم دارد:
۱- شرک در الوهیت: اعتقاد به موجودی غیر از خداوند که به طور مستقل دارای تمام صفات جمال و کمال است. چنین اعتقادی موجب کفر می شود.
خداوند میفرماید: كسانى كه گفتند خدا همانا مسيح پسر خدا است مسلماً كافر شدهاند بگو اگر خدا اراده كند كه مسيح پسر مريم و مادرش و هر كه را كه در زمين است جملگى به هلاكت رساند چه كسى در مقابل خدا اختيارى دارد فرمانروايى آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو است از آن خداست هر چه بخواهد میآفريند و خدا بر هر چيزى تواناست.
313
@behkamiyan
قرآن میفرماید: به سويش توبه بريد و از او پروا بداريد و نماز را برپا كنيد و از مشركان مباشيد، از كسانى كه دين خود را قطعه قطعه كردند و فرقه فرقه شدند و هر حزبى بدانچه پيش آنهاست دلخوش شدند."
بدین ترتیب، اساس همة مفاسد؛ اعم از اجتماعی، اقتصادی، و سیاسی شرک است؛ و از نشانههای رشد و پذیرش شرک در جامعه گستردگی انواع فساد در جامعه است. و دیگر آنکه پیروی از هوی و هوس، دنیاپرستی و مقام پرستی، نیز خود نوعی شرک هستند.
از طرفی، کسانی که غیر از خدای یکتا، صاحبان قدرت و حکومت و معبودی دیگر برای خویش قرار دهند، در حیات خویش تکیهگاه محکم و استواری ندارند، بلکه تکیه گاه آنان سست و بی دوام و غیرقابل اعتماد، و ناپایدار در برابر حوادث است.
خداوند بنا و اساس کار مشرکان را به خانه عنکبوت تشبیه میکند، که سست ترین و ناامن ترین خانهها و پناهگاهها را برای خود برگزیدند.
در مقابل، کسانی که به ایمان و توکّل بر خدای یگانه تکیه دارند، تکیهگاه و پناهگاهی محکم و امن و ابدی خواهند داشت.
همچنین گناه شرک به قدری عظیم است، که باعث از بین رفتن تمام اعمال نیک انسان میشود، و او را در زمرة زیانکاران قرار خواهد داد. حتی اگر مشرک جهاد کرده باشد. زیرا شرط قبولی اعمال، اعتقاد و عمل به یگانگی خداوند است، و بدون آن، هیچ عملی پذیرفته نیست. قرآن میفرماید؛ و قطعا به تو و به كسانى كه پيش از تو بودند وحى شده است اگر شرك ورزى حتما كردارت تباه و مسلما از زيانكاران خواهى شد . گناه شرک، همچون آتشی است که تمام اعمال نیک انسان را می سوزاند. شرک همچون طوفانی است که اعمال آدمی را متلاشی ساخته، با خود می برد.
مثل كسانى كه به پروردگار خود كافر شدند كردارهايشان به خاكسترى میماند كه بادى تند در روزى طوفانى بر آن بوزد از آنچه به دست آوردهاند هيچ بهرهاى نمیتوانند برد اين همان گمراهى دور و دراز است.
لقمان به فرزندش فرمود؛ "ای پسرم، چیزی شریک خداوند قرار مده، همانا شرک ظلم عظیمی است."
چه ظلمی از این عظیم تر، که موجودی بیارزش و پست، شریک و همتای خداوند رحمان قرار گیرد. و چه ظلمی از این بالاتر، که انسان ارزش و شخصیّت وجودی خویش را، تا سرحدّ پرستش یک صاحب قدرت، حکومت یا مکنت پایین آورد. و نیز ظلمی که در اثر شرک، اجتماع را گرفتار تفرقه و جدایی و فساد اخلاقی میکند. براستی چه ظلمی از این عظیمتر؟
رسول اکرم میفرماید: خداوند در قیامت اعمال همه بندگان را به محاسبه آورد، مگر کسی که به خداوند شرک آورد؛ که در آن صورت، بدون حساب داخل در آتش میگردد."
بطور کلی شرک به دو قسم "شرک در عقیده" و "شرک در عمل" تقسیم میشود. شرک در عقیده، به سه قسم دارد:
۱- شرک در الوهیت: اعتقاد به موجودی غیر از خداوند که به طور مستقل دارای تمام صفات جمال و کمال است. چنین اعتقادی موجب کفر می شود.
خداوند میفرماید: كسانى كه گفتند خدا همانا مسيح پسر خدا است مسلماً كافر شدهاند بگو اگر خدا اراده كند كه مسيح پسر مريم و مادرش و هر كه را كه در زمين است جملگى به هلاكت رساند چه كسى در مقابل خدا اختيارى دارد فرمانروايى آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو است از آن خداست هر چه بخواهد میآفريند و خدا بر هر چيزى تواناست.
313
@behkamiyan
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۹۷ ساعت 22:10 توسط بهکامیان
|