۲-شرک در وجود خالق:
این شرک آن باشد که انسان دو مبدأ مستقل برای عالم قائل باشد، به طوری که خلق و تصرف در شئونات عالم به دست‌ ایشان است. مانند خیر (یزدان) و شر (اهریمن).
۳-شرک در ربوبیت:
آن است که انسان معتقد شود در عالم، پروردگاران متعددی است و خداوند رب الارباب است. به این معنا که تدبیر عالم به هر یک از ارباب متفرق، به طور مستقل تفویض شده است. همان گونه که مشرکان عصر ابراهیم (ع) به این نوع شرک مبتلا بودند و گروهی ستارگان را مدبر عالم دانسته و گروه دیگر ماه را و گروهی خورشید را.
شرک در مقام عمل:
شایع‌ترین و بدترین نوع شرک در مقام عمل می‌باشد، و آنست که فرد در کلام و زبان، حتی طاعات و عبادات، خدای را یگانه مبداء وجود و وجوب بجا آورد، اما در مقام عمل خضوع و خشوعش ناشی از اعتقاد به قدرت یا ولایت یا علم یا ثروت کسانی باشد که به نوعی امور خود را در دست آنان می‌پندارد و از همین روی به آنها احترام می‌گذارد.
 چنین مشرکانی اغلب یا غرق در تعصب کور و پیروی کورکورانه هستند یا آلوده به انواع تزویر و ریا بطوریکه در ریا و تعصب آنچنان جد و جهد دارند که کور و کر هستند.
موارد مدکور ملاک‌ها و معیار­های شرک است که از قرآن مجید استنتاج می‌شود.
به بیان دیگر؛ شرک به چهار دسته تقسیم می‌گردد:‌
۱- شرک در ذات خدا: شرک در ذات خدا یعنی به یک واجب الوجود اعتقاد نداشتن که البته این اعتقاد چه در گذشته و چه حال بسیار نادر بوده و اکثر مردم به یک ذات واجب الوجود اعتقاد دارند.
۲-شرک در صفات خدا: شرک در صفات مانند اینکه بگویيم غیر خدا در همه جا هست! یا غیر او را مؤثر در عالم هستی بدانیم! یا اینکه غیر خدا را آگاه و شنوا و بینا در احوال خلق دانستن.
۳-شرک در افعال خدا: شرک در افعال خدا مانند این که غیر خدا را در خلق اشیا بدون اسباب بپنداریم و خرق عادت را به دیگری نسبت دهیم چون فقط اوست که می‌تواند به آتش دستور سرد شدن دهد و یا زنده شدن مرده و یا زنده کردن پرندگان کشته شده را دهد.
۴-شرک در عبادت: اما شرک چهارم شرک در عبادت است که اغلب مردم در زمان پیامبر(ص) و همچنین در حال حاضر مبتلا به آن بوده و هستند. برای آشنائی بهتر آن با استفاده از قرآن ببینیم که خداوند به چه دلیلی عقاید مردم مکه و یهود و نصارا را شرک دانسته و به آنان مشرک خطاب فرموده است.
ابتدا باید بدانیم که مشرکین مکه همه توحید در ذات و افعال خدا را قبول داشته‌اند درسوره عنکبوت میفرماید:
 و اگر از ایشان بپرسی چه کسی آسمان‌ها و زمین را خلق کرده و خورشید و ماه را که مسخر نموده؟ البته خواهند گفت الله پس به کجا سرگردانند. و اگر از آنان بپرسی چه كسي از آسمان آبی نازل کرد که زمین را پس از موات بودنش احیا کند؟ البته خواهند گفت: خدا؛ بگو الحمدالله بلکه بیشترشان بی‌خردند.»
یا در سوره زخرف می‌فرماید: « و اگر از ایشان سئوال کنی چه کسی ایشان را خلق کرده البته می‌گویند: خدا؛ پس به کجا برده می‌شوند.»
سوره زمر می‌فرماید: « آگاه باش دین خالص فقط برای خداست و آنان که اولیائی غیر از خدا گرفته‌اند بعنوان این که عبادتشان نمی‌کنیم مگر برای آنکه ما را بسوی خدا نزدیک کنند محققاً خدا بین ایشان در آنچه اختلاف می‌کنند حکم می‌کند. محققاً خدا هدایت نمی‌کند کسی را که دروغگوی ناسپاس است.»
پس خداوند کسانی که غیر خدا را اولیا می‌گرفتند و از ایشان استمداد و یاری خواستند تحت عنوان این که آنان ما را به خدا نزدیک می‌کنند دروغگو خطاب فرموده که خدا هدایتشان نمی‌کند.
پروردگار یکتا خواندن خویش را توسط خلق را عبادت دانسته خواندن غیر خود را شرک می‌داند، چنانچه در سوره غافر می‌فرماید: « و پروردگارتان فرمود مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم محققاً کسانی که از بندگی و عبادت من تکبر ورزند به زودی به حال خواری داخل دوزخ گردند.» پس خواندن غیر خدا عبادت غير خدا و توقع از غیر شرک است.
و یا در سوره شعرا می‌فرماید: « نخوانید با خدا دیگری را که از عذاب شدگان خواهی شد.»
یا در سوره جن می‌فرماید:
« به یقین مساجد مخصوص خداست پس نخوانید با خدا احدی را . »‌
یا آیه ۱۵۰ سوره انعام: بگو گواهان خود را كه گواهى می‌دهند به اينكه خدا اينها را حرام كرده بياوريد پس اگر هم شهادت دادند تو با آنان شهادت مده و هوس‌هاى كسانى را كه آيات ما را تكذيب كردند و كسانى كه به آخرت ايمان نمی‌آورند و معبودان دروغين را با پروردگارشان همتا قرار می‌دهند پيروى مكن.»‌

313
@behkamiyan