شرک
"شرک"، در لغت به معنای نصیب قرار دادن، و در هم آمیخته شدن دو شریک است و در اصطلاح قرآنی، در مقابل حنفیت به کار برده میشود و مراد از شرک، شریک و مثلومانند قراردادن برای خداوند متعال است.
حنیف، به معناى تمايل پيدا كردن از گمراهى به درستى و راستى است، و از آن جا كه پيروان توحيد خالص، از شرك روى گردان شده و به اين اصل اساسى متمايل میشوند، به آنها حنيف گفته میشود.
پیامبر اکرم را، پروردگار عالم به راه راست هدایت نمود و آیینی پا برجا که ضامن سعادت انسان باشد، که همانا آیین ابراهیم حنیف (ع) و تمامی رسولان برحق بودهاست را بر ایشان مقرر فرمود،
پیامبر و پیروانش از آیینهای خرافی روی برگردانده و هرگز از مشرکان نخواهند بود".
همچنین باز به ایشان تاکید شده است كه بر دين حنيف استوار باش و هر لحظه به آن روى آور و زنهار از مشركان مباش و به جاى خدا چيزى را كه سود و زيانى به تو نمیرساند مخوان كه اگر چنين كنى در آن صورت قطعاً از جمله ستمكارانى، و اگر خدا به تو زيانى برساند آن را برطرف كنندهاى جز او نيست و اگر براى تو خيرى بخواهد بخشش او را رد كنندهاى نيست.
آن را به هر كس از بندگانش كه بخواهد میرساند و او آمرزنده مهربان است.
خداوند به رسولش میفرماید: بگو اى مردم حق از جانب پروردگارتان براى شما آمده است پس هر كه هدايت يابد به سود خويش هدايت میيابد و هر كه گمراه گردد به زيان خود گمراه میشود و من بر شما نگهبان نيستم و از آنچه بر تو وحى میشود پيروى كن و شكيبا باش تا خدا ميان تو و آنان داورى كند و او بهترين داوران است.
بنابر آیات الهی؛ شرک، نقطۀ مقابل دین حنیف است و برای شناخت شرک باید دین حنیف را شناخت، از جهت: "تعرف الاشیاء باضدادها"؛ یعنی، اشیا به واسطۀ ضدشان شناخته میشوند. در یک جمله، می توان گفت که شرک، ضد توحید است و شرک دارای اقسامی است.
در منطق قرآن بت و بت پرستي مفهوم وسيعي دارد یعنی بنده خدا هر موجود و هر كسي را، با هر جایگاه و مرتبه، تكيه گاه خود در برابر خدا قرار دهد و او را با هر عنواني بخواند، همانند؛ قائد، مقتدا، سلطان، رهبر، امیر، خلیفه و غیره و سرنوشت خود را دست او بداند و بسپارد او بت آن فرد محسوب ميشود، و انسانی اینچنین چه آگاهانه و چه ناآگاه مشرک محسوب میگردد هر چند بر ایمان و اخلاص خود تاکید داشته باشد.
و امروزه هستند بسیار کسانی که خود را نهتنها مومن که بلکه تنها مومنین و هدایت یافتگان ابنا بشر میشمرند و جز گروه جاعل و جاهل خود و بزرگشان را که همانا بت ایشان است در مسیر صحیح نمیدانند و بر این امر آنچنان تعصب کور دارند که از هیچ اقدامی ولو تجاوز، جنایت و خیانت ابا ندارند.
اینان ظاهراً خدا پرستند اما استقلال يك فرد مؤمن راستين را از دست داده و تكيه گاهي براي خود از بندگان ضعيف انتخاب كردهاند و به صورت وابسته به قدرت آن بندگان ضعیف زندگي و ارتزاق مينمایند.
شرک همیشه آشکارا شرک نیست بخصوص وقتی در چنگ مدعیان هدایت و روحانیان منحط واقع باشد. از مکر اینان به ظاهر دین آراسته گردیده و عین حق و توحید معرفی و مورد تاکید واقع میشود.
بطوریکه انبوهی از سادهدلان و کوتاه اندیشان، و کاهلان جاهل را در دام شرک اسیر نموده و مشرک میسازد.
حقیقت محض آنست که شرک در هر حال نقطه مقابل توحید است، و بنا بر نص صریح قرآن، کسانی که به خداوند یگانه شرک میورزند، در واقع خداوند را آنگونه که هست، نشناختند. اگر انسان بداند که خداوند یکتا وجودی است بیپایان و نامحدود، و آفرینش همة موجودات از ناحیة اوست، و هر موجودی در بقای خود، هر لحظه نیازمند عنایت و توجه اوست، و ادارة هستی و گشایش همة مشکلات، تنها بدست قدرتمند اوست، و روزی همة موجودات نیز از ناحیه اوست، و اگر شفاعتی هم انجام گیرد، به فرمان او خواهد بود، معنی ندارد که به غیر او روی آورد. یعنی "خداوند شرک به او را نمی آمرزد، ولی گناهان کمتر از آن را برای هر کس که بخواهد و او را شایسته داند، میآمرزد. و هر کس برای خدا شریک قائل شود، در گمراهی دوری گرفتار شده است." این آیه شریفه، اشاره به اهمیّت گناه شرک دارد، که گناهی است غیر قابل عفو و بخشش، و هیچ گناهی بالاتر از آن نیست. شرک بلایی است که هر کس بدان مبتلا شود، هیچ امیدی به نجاتش نخواهد بود، مگر آنکه توبه کند.
از نشانههای مشرک، تاکید بر قدرت مطلقه و احاطه فردی، خودپسندی و تکفیر دیگر بندگان، امتناع مفرط از قبول اشتباهات و گناهان آن کس که بت خود قرار داده، اجاد پراکندگی و جدایی و تفرقه میان بندگان و اصرار بر باورهای فرقهایی و عدم پذیرش هرگونه اصلاح و نقد ولو سازنده و مفید به حال جامعه. چرا که ایشان در واقع واسطهایی با معبود بر خویش قرار دادهاند که خود منشأ انحراف، فساد و روشهای متفاوت، ار سرچشمه الهی و جدایی میان افراد امت است.
313
@behkamiyan
حنیف، به معناى تمايل پيدا كردن از گمراهى به درستى و راستى است، و از آن جا كه پيروان توحيد خالص، از شرك روى گردان شده و به اين اصل اساسى متمايل میشوند، به آنها حنيف گفته میشود.
پیامبر اکرم را، پروردگار عالم به راه راست هدایت نمود و آیینی پا برجا که ضامن سعادت انسان باشد، که همانا آیین ابراهیم حنیف (ع) و تمامی رسولان برحق بودهاست را بر ایشان مقرر فرمود،
پیامبر و پیروانش از آیینهای خرافی روی برگردانده و هرگز از مشرکان نخواهند بود".
همچنین باز به ایشان تاکید شده است كه بر دين حنيف استوار باش و هر لحظه به آن روى آور و زنهار از مشركان مباش و به جاى خدا چيزى را كه سود و زيانى به تو نمیرساند مخوان كه اگر چنين كنى در آن صورت قطعاً از جمله ستمكارانى، و اگر خدا به تو زيانى برساند آن را برطرف كنندهاى جز او نيست و اگر براى تو خيرى بخواهد بخشش او را رد كنندهاى نيست.
آن را به هر كس از بندگانش كه بخواهد میرساند و او آمرزنده مهربان است.
خداوند به رسولش میفرماید: بگو اى مردم حق از جانب پروردگارتان براى شما آمده است پس هر كه هدايت يابد به سود خويش هدايت میيابد و هر كه گمراه گردد به زيان خود گمراه میشود و من بر شما نگهبان نيستم و از آنچه بر تو وحى میشود پيروى كن و شكيبا باش تا خدا ميان تو و آنان داورى كند و او بهترين داوران است.
بنابر آیات الهی؛ شرک، نقطۀ مقابل دین حنیف است و برای شناخت شرک باید دین حنیف را شناخت، از جهت: "تعرف الاشیاء باضدادها"؛ یعنی، اشیا به واسطۀ ضدشان شناخته میشوند. در یک جمله، می توان گفت که شرک، ضد توحید است و شرک دارای اقسامی است.
در منطق قرآن بت و بت پرستي مفهوم وسيعي دارد یعنی بنده خدا هر موجود و هر كسي را، با هر جایگاه و مرتبه، تكيه گاه خود در برابر خدا قرار دهد و او را با هر عنواني بخواند، همانند؛ قائد، مقتدا، سلطان، رهبر، امیر، خلیفه و غیره و سرنوشت خود را دست او بداند و بسپارد او بت آن فرد محسوب ميشود، و انسانی اینچنین چه آگاهانه و چه ناآگاه مشرک محسوب میگردد هر چند بر ایمان و اخلاص خود تاکید داشته باشد.
و امروزه هستند بسیار کسانی که خود را نهتنها مومن که بلکه تنها مومنین و هدایت یافتگان ابنا بشر میشمرند و جز گروه جاعل و جاهل خود و بزرگشان را که همانا بت ایشان است در مسیر صحیح نمیدانند و بر این امر آنچنان تعصب کور دارند که از هیچ اقدامی ولو تجاوز، جنایت و خیانت ابا ندارند.
اینان ظاهراً خدا پرستند اما استقلال يك فرد مؤمن راستين را از دست داده و تكيه گاهي براي خود از بندگان ضعيف انتخاب كردهاند و به صورت وابسته به قدرت آن بندگان ضعیف زندگي و ارتزاق مينمایند.
شرک همیشه آشکارا شرک نیست بخصوص وقتی در چنگ مدعیان هدایت و روحانیان منحط واقع باشد. از مکر اینان به ظاهر دین آراسته گردیده و عین حق و توحید معرفی و مورد تاکید واقع میشود.
بطوریکه انبوهی از سادهدلان و کوتاه اندیشان، و کاهلان جاهل را در دام شرک اسیر نموده و مشرک میسازد.
حقیقت محض آنست که شرک در هر حال نقطه مقابل توحید است، و بنا بر نص صریح قرآن، کسانی که به خداوند یگانه شرک میورزند، در واقع خداوند را آنگونه که هست، نشناختند. اگر انسان بداند که خداوند یکتا وجودی است بیپایان و نامحدود، و آفرینش همة موجودات از ناحیة اوست، و هر موجودی در بقای خود، هر لحظه نیازمند عنایت و توجه اوست، و ادارة هستی و گشایش همة مشکلات، تنها بدست قدرتمند اوست، و روزی همة موجودات نیز از ناحیه اوست، و اگر شفاعتی هم انجام گیرد، به فرمان او خواهد بود، معنی ندارد که به غیر او روی آورد. یعنی "خداوند شرک به او را نمی آمرزد، ولی گناهان کمتر از آن را برای هر کس که بخواهد و او را شایسته داند، میآمرزد. و هر کس برای خدا شریک قائل شود، در گمراهی دوری گرفتار شده است." این آیه شریفه، اشاره به اهمیّت گناه شرک دارد، که گناهی است غیر قابل عفو و بخشش، و هیچ گناهی بالاتر از آن نیست. شرک بلایی است که هر کس بدان مبتلا شود، هیچ امیدی به نجاتش نخواهد بود، مگر آنکه توبه کند.
از نشانههای مشرک، تاکید بر قدرت مطلقه و احاطه فردی، خودپسندی و تکفیر دیگر بندگان، امتناع مفرط از قبول اشتباهات و گناهان آن کس که بت خود قرار داده، اجاد پراکندگی و جدایی و تفرقه میان بندگان و اصرار بر باورهای فرقهایی و عدم پذیرش هرگونه اصلاح و نقد ولو سازنده و مفید به حال جامعه. چرا که ایشان در واقع واسطهایی با معبود بر خویش قرار دادهاند که خود منشأ انحراف، فساد و روشهای متفاوت، ار سرچشمه الهی و جدایی میان افراد امت است.
313
@behkamiyan
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد ۱۳۹۷ ساعت 22:15 توسط بهکامیان
|