لذت
به نام خداوند جان و خرد
منت خدای را عزوجل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت ، هر نفسی که فرو میرود ممد حیات است و چون بر میاید مفرح ذات پس در هر نفس دو نعمت است و بر هر نعمت شکری واجب .
از دست و زبان که برآید کز عهده شکرش به در آید
بد ترین جانوران نزد خداوند کسانی هستند که در شنیدن و بیان سخن حق ناتوانند و تعقل نمیکنند.(سوره انفال)
( ای انسان چه باعث شد به خدای کریم خود مغرور گردی. سوره انفطار )
( قسم به عصر که انسان همیشه در خسران و زیان است ، جز آنان که عمل صالح انجام داده و به رعایت حق یکدیگر را سفارش کرده و صبر کردند . سوره والعصر )
مهم ترین اصل آفرینش لذت است و هرآنچه سد راه لذت قرار بگیرد منفور و معدوم است، حضرت حق باری تعالی از خلقت تمام ارکان واجزا مخلوقات لذتی ابدی بر خود قرار داد . و از پس خلق انسان بر خودش وتمام هستی تبریک گفت و لذت عظیمی را به منصحه ظهور گذاشت. خداوند لذت را برای انسان وانسان را برای لذت آفرید . اما برای لذت بردن مراتبی را قرار داد تا هر کس بسته به لیاقتش از آن بهره ببرد و بالاترین حد آن به بالاترین دارنده شعور اختصاص داد . انسان را شعوری ابتدایی بخشید تا خودش را دریابد و شعورش را پرورش و گسترش دهد تا به حد کمال برساند . پس برای حرکت و سعی وسوسه را قرار داد تا هم محرک باشد و هم ممتحن پس هوش را قرار داد تا ابزار حرکت را بیابد و غریزه را قرار داد تا حیات را بقا بخشد .نتیجه آنکه موجودی کامل خلق کرد که خودش راه تکامل و تعالی خودش را بتواند بشناسد ،بیابد، بسازد و درنوردد. انسان هیچ کاری انجام نمیدهد جز آنکه در آن کار برای خودش یا دیگری لذتی نهفته باشد .
و اما درجات لذت ؛
لذت را باید اول شناخت زیرا لذاید غیرواقعی نیز وجود دارند که در نهایت به عذاب ختم میشوند اما چون ظاهری آراسته و سهل الوصول دارند بنی آدم معمولا آن را می پسندند و از پی آن به گمراهی میروند. بهترین راه شناخت لذت دیدن و تاثیر آن بر پیرامون است و درجات آن بسته به بقاو طول عمر لذت دارد هر اندازه که زمان بیشتری تداوم یابد ارزش بالاتری میابد تا به جاودانگی بپیوندد. و آن بستگی به میزان شعوری که این لذت را می آفریند دارد.
لذت آفرینش را شعوری بی همتا آفریده که ازل تا ابد را در بر میگیرد . لذت هدایت خلق و نشان دادن راه سعادت بسوی ابدیت شعوری عظیم را تداعی میسازد .لذت یک کشف یا اختراع تا پایان انتفاع از آن پابرجاست و نشان از شعور پدیدآورنده دارد . لذت کار، تحصیل، نیکی کردن ، خانواده داشتن ، مفید و موثر بودن، خوردن ،آشامیدن،ارتباط داشتن، مالکیت ، بر خورداری از امکانات و.... هرکدام میزانی از شعور را نشان می دهند. اما همه لذتها موقعی واقعی هستند که به احساس سردی و پوچی نگرایند وجذابیت در آنها تداوم داشته باشد. شعور و وسوسه ، هوش و غریزه چهار عنصر در هم آمیخته ای هستند که وجود انسان را معنا میبخشند که نبود هر یک از آنها حکمت خلقت را بی معنا و برتری هر کدام از انها بر سه عنصر دیگر سرنوشت و منش او را رقم میزنند .لذتی که در آن آثار برتری شعور متبلور وآشکار باشد لذت حقیقی و چنانچه ناشی از تسلط وسوسه یا غریزه یا هوش باشد لذت کاذب( که به عذاب منتهی میشود) میتوان قلمداد نمود. خداوند در خلقت آدم(ع) از روح الهی خود بر کالبد خاکی او دمید.و اینگونه شعور را با وجود انسان درآمیخت. آنگاه تمام فرشتگان به امر الهی بر آدم سجده کردند جز ابلیس . ابلیس غرور ورزیده و امتناع کرد واز پس لذت کاذب خود پسندی به لعنت ابدی گرفتار شده، و لذتش به عذاب ابدی تبدیل گردید. پس بر گناه خویش اصرار ورزیده مهلت خواست و خداوند او را تا قیامت مهلت داد. او به عظمت خداوند قسم یاد کرد که آدم(ع)و فرزندان آدم(ع) را به گمراهی و تباهی کشاند ، جز آنان که خواست الهی را فراموش نمیکنند . او گفت در وجود آدمیزادگان از بالا و پائین ، چپ و راست پس و پیش و هر راهی که ممکن باشد وارد میشوم و انان را به وسوسه گمراه میکنم . که اینگونه وسوسه نیز در کالبد آدمی راه یافته و باعث نا فرمانی او شد . شیطان آدم(ع) را به خوردن میوه ممنوعه وسوسه کرده ولذت جاودانگی را به او نوید داد ولی از انجایی که خاستگاه این لذت وسوسه بود به عذاب ختم شد . اولین گناه رقم خورد، زشتیهای آدم هویدا گردید واز پس آن به امر الهی بر زمین خاکی هبوط کرد . پس خداوند رحمان آدمی را به لذت توبه دعوت نمود لذتی ناشی از شعور .
( شیطان اولین موجودیست که غرور ورزیده، به نادانی تصمیم گرفت خواسته اش را بر خواست الهی برتری بخشد و هر آنکس که این کند یقین داشته باشد اسیر وسوسه گردیده و پا جای پای شیطان نهاده بسوی تباهی رهسپار است)
آدمیزادگان بر روی کره خاکی برای بقا و ادامه نسل به غریزه و هوش نیاز داشتند که از پیش این دو عنصر به خاطر ادامه بقائ مخلوقات زمینی وجود داشت و فرزندان آدم این دو عنصر حیاتی را درآمیزش با زمینیان ازآنان به میراث بردند و زندگی شروع شد.شعور در قلب ، وسوسه در حواس ، غریزه در خون، وهوش در مغز انسان ماوا گرفت .چنان که هر کدام از آنها را از انسان بگیرند حیات او منقطع میگردد. تمامی انسانها تابع این چهار عنصر حیات در پی کسب لذت زندگی می کنند و همیشه یکی از این چهار عنصر بر دیگر عناصر تسلط وبرتری پیدا کرده زمام امور بشر را به دست میگیرد.
برای آنان که طالب هدایت هستند بسیار مهم است که بدانند در هر زمان کدام عنصر بر وجود آنها حاکم است و هر آنکس که بتواند عنصر شعوررا در امور خود شناخته و قدرت بخشد و در طول مسیر زندگی بر سه عنصر لازمه دیگر مسلط گرداند ، راه تعالی و تکامل را یافته به واقع لذت برده، اسب شرف از گنبد گردون بجهاند.
آنکس که نداند و نداند که نداند در جهل مرکب ابدالدهر بمــــــاند
آنکس که نداند وبداند که نداند لنگان خرک خویش به مقصد برساند
آنکس که بداند و نداند که بداند بیدارش نمائید که تا خفته نمــــاند
آنکس که بداند و بداند که بداند اسب شرف از گنبد گردون بجهــــاند
In the name of God
The mighty grace of God led Tatsh proximity Anthresh add sugar and blessings, every breath is life, and it goes down assisting the essence of the fun comes in every breath is a blessing, and two sugar any favors compulsory.
Language and the center of the handle to come Shkrsh
Worst creatures in the sight of Allah are those who are unable to hear and speak the right words and do not understand. (Sura Anfal)
(What makes a man proud to come to the Holy God. Chapter Anftar)
(I swear to the age of man is always in harm or loss, except those who do good and to respect each other's right to order and waited. Chapter Valsr)
The most important principle is to create a fun and enjoyable way to be hated and destroyed everything, the Imam of the time God gave his creation of the eternal pleasure all important components creatures. Creation of the whole human being congratulated on his great pleasure to rise Mnshh said. God created pleasure for humans and humans for pleasure. But to enjoy the hierarchy to put everyone on the benefit and highest Lyaqtsh its highest sense holder secured. Made up his rudimentary grasp of human consciousness and intelligence can grow and develop to the fullest extent.able to identify, discover, build and fly. Man does nothing except the pleasure of working for himself or another is hidden.
And the degree of pleasure;
It depends on how it is consciousness that creates pleasure.
The creation of consciousness that created unique enjoyment will take eternity to eternity. Joy's lead and show the way toward eternity, bliss consciousness which evokes enormous. Enjoyed the benefit of a discovery or invention, it remains to show that the intelligent creator. Pleasure in work, education, favor, having a family, being useful, drinking, eating, communicating, ownership of the facilities and enjoy .... Both show a degree of intelligence. But pleasures are real while they continue to feel the coldness and emptiness is Ngraynd Vjzabyt.Vashkar crystallized intelligence is superior to that of real pleasure and the pleasure of conquest is craving or instinct or intelligence, false (which leads to punishment) can be considered. God created Adam from the dust of his divine spirit breathed into his body., And being mixed with such intelligence. Then God commanded all the angels to prostrate to Adam except Iblis. Failed and refused to honor the devil and from eternal damnation incurred after the egotistical false pleasure, and became Lztsh to eternal torment. The deadline insisted on calling his sin and God gave him to judgment. He would swear to the glory of God that Adam and Adam (PBUH) to mislead and ruin brought, except for those who do not want to forget God. He said there Dmyzadgan up and down, left and right, before and after I enter them in any way possible, I'm tempted to go astray. Such temptations in the human body, and that he was insubordinate. Evil Adam to eat the forbidden fruit that tempted him with the promise of immortality Vlzt but since the beginning of the fun was tempted to torment ended. The figure was the first sin, Adam Zshtyhay was evident from the fact that God came down to earth. Pleasure to be invited to repent joy of the Lord Rehman man of intellect.
(Satan's first trained Mvjvdyst pride, ignorance, decided to bring his will to the divine will excel and be sure to captivate anyone who's been seduced into ruin put off Satan's footsteps)
intelligence of the heart, the temptation of the senses, instinct in the blood was Vhvsh resides in the human brain., so that each man of her life will be cut off.
and has evolved to actually enjoy going to the dome of heaven Bjhand horses.
Judged body does not know that and not know anyone who does not remain in ignorance combined Abdaldhr
Vbdand judged body knows that his destination would know Lngan Vault
Judged body knows and knows that he can wake up not sleeping
Judged body knows and knows that he knows about horses from stupa Gordon Bjhand