اقای احمدینژاد.. .اینفاکتور یادتان هست ؟
اقای احمدینژاد.. .اینفاکتور یادتان هست ؟
بعد از آنکه رئیس جمهور مطلع شده اعضای کارگروه شام گرانقیمتی خوردهاند، زیر فاکتور یک میلیون و ۷۵۵ هزار تومانی نوشت که ما بهالتفاوت قیمت این غذای گرانقیمت با چلوکباب کوبیده ۳۰۰۰ تومانی از سفارش دهنده اخذ شود.
عصر ایران نوشت: زمان زیادی از آن مهمانی پر سروصدا در مشهد نگذشته است، آبان ۱۳۸۸ بود که رسانههای حامی دولت خبری را با تبلیغات زیاد منتشر کردند: «بعد از آنکه رئیس جمهور مطلع شده اعضای کارگروه های تخصصی خراسان رضوی در سفر هیئت دولت به این استان شام گرانقیمتی خوردهاند، زیر فاکتور یک میلیون و هفتصد و پنجاه و پنج هزار تومانی نوشت که مابهالتفاوت قیمت این غذای گرانقیمت با چلوکباب کوبیده ساده از جیب سفارش دهنده غذا اخذ و به حساب نهاد واریز شود.
احمدی نژاد معتقد بود که غذای ۱۵۰ نفر حاضر در آن جلسه با احتساب هر پرس کوبیده به قیمت سه هزار تومان، باید یک میلیون و ۲۱۵ هزار تومان باشد، بدین ترتیب حدود ۵۰۰ هزار تومان به بیتالمال بازگشت.
رسانههای حامی ئییس جمهور با تعریف و تمجید فراوان، فاکتور و دستخط رئیس جمهور در زیر آن را منتشر کردند و دفتر امور رسانههای نهاد ریاست جمهوری طی اطلاعیهای اعلام کرد: دستخط رئیس جمهور محترم در هامش این سند قرینه دیگری بر صفات ستوده خادم خستگیناپذیر ملت است که شعار عدالت و دفاع از بیتالمال و سادهزیستی را در عمل نیز به اثبات رسانده است.
اینک اما در دو سال اخیر اتفاقاتی افتاده است که دیگر کسی به آن ۵۰۰ هزار تومان مابهالتفاوت چلوکباب کوبیده سه هزار تومانی و غذای اعیانی استانداری مشهد فکر هم نمیکند چه آنکه صحبت از پروندههای میلیاردی برخی مسئولان و اختلاسی است که رکورددار اختلاسهای تاریخ ایران شده است.
اما آنچه باعث شد این چند سطر نوشته شود، انتشار اخباری راجع به تعداد همراهان رئیس جمهور در سفر نیویورک و نیز حضور برخی از افراد غیرمسئول در این سفر رسمی است.
طبق آنچه در رسانهها منتشر شده و تاکنون از سوی مقامات رسمی دولت تکذیب هم نشده است، رئیس جمهور به همراه یک هیئت یکصد نفری به سفر نیویورک رفته بود تا ۲۰ دقیقه در مجمع عمومی سخنرانی کند و چند ملاقات و مصاحبه هم داشته باشد!
اعزام هیئتهای پرجمعیت معمولاً در سفرهایی مرسوم است که رئیس یک کشور به کشوری که با آن دارای روابط گسترده اقتصادی هستند میرود و به همراه خود علاوه بر دولتمردان، تعدادی از فعالان اقتصادی را نیز میبرد تا بتوانند به رایزنیهای مربوط بپردازند.
اما سفر به نیویورک که یک سفر تشریفاتی سالانه است، هرگز نیازی به این لشکرکشیها ندارد و با ۲۰-۱۰ نفر هم میشد سفر را به بهترین وجه انجام داد.
واقعا چه نیازی بود یکصد نفر شال و کلاه کنند و با پول این ملت به نیویورک بروند تا در کنار مأموریت رسمی رئیس جمهور، یک هفتهای را در نیویورک تفریح و استراحت کنند؟!
آیا حضور دهها نفر اضافی در یکی از هتلهای گرانقیمت نیویورک هزینه بیشتری بر بیتالمال تحمیل میکند یا آن ۵۰۰ هزار تومان مابهالتفاوت کباب کوبیده با غذای به اصطلاح اعیانی استانداری خراسان؟!
این تناقض چگونه قابل جمع است که رئیس جمهور زیر فاکتور یک رستوران در مشهد را پاراف میکند که حداکثر غذایی که با پول بیتالمال میشود خرید، کوبیده سه هزار تومانی است ولی وقتی پای سفر نیویورک به میان میآید یکصد نفر را با خود همراه میبرد و یک هفته با پول بیتالمال آنها را در یکی از بهترین هتلهای نزدیک به مقر سازمان ملل (هتل وارویک) اسکان میدهد؟!
راستی مابهالتفاوت هزینههای افرادی که باید میرفتند و «افراد اضافی» را چه کسی خواهد داد؟ مابهالتفاوتی که احتمالا (!) بالاتر از آن ۵۰۰ هزار تومان کوبیدههای مشهد است!
در طول این سفر البته برخی رسانهها به اینکه چرا احمدینِژاد و همراهانش در فلان هتل گرانقیت اسکان یافتند، انتقاداتی مطرح کردند که البته به نظر نمیرسد وارد باشند، هیچ اشکالی ندارد رئیس جمهور ایران با بهترین پروازها به سفر برود و در بهترین هت ها اقامت کند؛ قرار نیست که رئیس جمهور ما در مسافرخانههای معمولی سکنی گزیند! بلکه سخن بر سر این است که افراد غیرمسئول و فامیلها در این سفر چه میکردند؟!
جالب اینجاست در این سفر که حتی یک نماینده مجلس نیز حضور نداشت، تعدای از فامیلهای دولتمردان نیز حضور داشتند.
روز گذشته خبری در رسانهها منتشر شد مبنی بر اینکه پسر، دختر، داماد و نوه رئیس جمهور و نیز دختر اسفندیار رحیم مشایی در این سفر حضور داشتند.
در واکنش به این خبر، دفتر ریاست جمهوری طی اطلاعیهای همراهی دختر، داماد و نوه احمدینژاد را تکذیب کرد ولی درباره حضور بقیه از جمله پسر احمدینژاد و دختر مشایی چیزی نگفت.
به راستی چه لزومی داشت پسر احمدینژاد به همراه همسرش ـ دختر مشایی ـ در سفر سازمان ملل حضور داشته باشد؟ آیا در مذاکرات ایفای نقش میکردند یا امور اداری سفر را رتق و فتق میکردند؟! آیا آقایان احمدینژاد و مشایی به همانند ماجرای کوبید های مشهدی هزینه سفر بچههایشان را از جیب خواهند داد؟!
یک بام و دو هوا که نمیشود!
البته بر حضور همسران رئیس جمهور و وزیر خارجه انتقادی وارد نیست چه آنکه در جهان چنین چیزی مرسوم است و حتی گاه همسران سران و دیپلماتها نیز با یکدیگر دیدارهای تشریفاتی و نمادین دارند کما اینکه همسر رئیسجمهور ایران در بازگشت از نیویورک، با همسر رئیسجمهور سودان دیدار داشت.
اما بردن یکصد نفر و از جمله تعدادی از بستگان و همسران برخی مقامات دیگر دولتی نامی جز بهرهمندی شخصی از بیتالمال و بودجه عمومی ندارد و با شعارهای سادهزیستی و حفظ بیتالمال و نان پنیر خوردنها در سفرهای استانی فاصلهای از زمین تا ثریا دارد